تبليغاتX
راست قامتان


به نام خداوند مهربان

مقاله ای پیرامون سنگسار

در نظام حقوقی اسلام برای اعمال ناپسند، غیر اخلاقی وخلاف شرع کیفرهای خاصی مقرر گردیده که درصورت داشتن ضمانت اجرا بقای حیات انسانی  و طهارت نسل  و مصالح عمومی جامعه را تضمین می کند.

در اسلام ، نه فرد برای جامعه قانون می گذارد ونه جماعت برای فرد ، بلکه فرد و جامعه هردو پایبند قانون الهی اند، که مصالح فرد وجامعه را توأمان در نظر دارد . با این ویژگی روشن است که در سایه چنین قانونی ، سلامت فرد ، سلامت اجتماع را تأمین می کند وامنیت اجتماعی تأمین کننده ی امنیت شخصی خواهد بود .

یکی ازاین قوانین الهی که در جرگه حدود پیش بینی گردیده سنگسار است . بی شک بحث پیرامون مبانی فقهی و حقوقی سنگسار ازعهده نویسنده واین مقال خارج است ، اما آنچه به نظر جایی برای بحث دارد دو شبهه ی متداولی است که پیرامون این حکم الهی مطرح می گردد ، که به طور اجمالی ودر حد وسع عقلی بدان خواهیم پرداخت .

 

شبهه ی اول

اولین شبهه ای که نه تنها درمورد حکم سنگسار بلکه در باب برخی از دیگر دستورات الهی وارد می کنند این است که این احکام خشن ، غیر منطقی و خلاف حقوق بشر می باشند .

با کمی تأمل و کنکاش در مبانی احکام الهی به این نتیجه می رسیم که احکام وضع شده توسط شارع مقدس تنها برای رسیدن به سعادت در زندگی فردی و اجتماعی انسان هاست .حال آنکه چرا رسانه ها ، نشریات ، نویسندگان و برخی منتقدین غربی به احکام اسلام می تازند و آنرا به صورت غیر منصفانه به نقد می گذارند بر هیچ کس پوشیده نیست . آنها در صدد خشن نشان دادن احکام اسلام و به تبع آن منفور جلوه دادن دین اسلامند ، نه آنکه به خاطر دلسوزی برای افراد بشر باشد.

چگونه اینان مجازات فردی که با اعمال ناشایست و خلاف شرع وقانون ، امنیت فردی واجتماعی را به مخاطره می اندازد محکوم می نمایند درحالی که دیده می شود دولتمردان غربی وبه خصوص آمریکایی با دلایلی واهی چون مبارزه با تروریسم یا مبارزه با به کار گیری بمب هسته ای و... افراد بی گناه رادر گوشه وکنار جهان قتل عام می کنند وحقوق مسلم آنها را زیر پا می گذارند وصدایی از هیچ رسانه یا نویسنده یا منتقدی  بلند نمی شود .

در پس این چهره انسان دوستانه با شعارهایی از جنس دورویی چیزی جز اغراض سیاسی وجود ندارد.

استناد بارز این کلام کشور همسایه ما عربستان است . دراین کشور مجازات هایی بسیار سنگین ، مانند حد قطع دست به راحتی وبدون احراز شرایط سختی که در اسلام آمده به راحتی اجرا می شود وچون سیاست های دولتمردان عربستان به موازین کشورهای غربی نزدیک است به هیچ وجه محکوم نمی شود ، هیچ نشریه ای آن را به نقد نمی گذارد وهیچ نویسنده وکارگردانی فیلمی علیه آن نمی سازد .

بلکه کارگردان آمریکایی می نشیند ومی اندیشد که چگونه می توانم به اسلام وآموزه های آن ضربه بزنم چگونه به ایران ضربه بزنم و دست به ساختن فیلم  می زند یکی از این فیلم ها که مرتبط با بحث ما می باشد سنگسار ثریا میم است که فکر می کنم شرح ونقد مختصری ازآن خالی از لطف نباشد .

 

 سنگسار ثریا میم   )  m The stoning of soraya  (      

این فیلم به کارگردانی سیروس نورسته محصول کمپانی ( ام پاور پیکچرز) امریکا درسال 2008 است این فیلم بر پایه ی رمانی به همین نام ، نوشته فریدون صاحب جمع در مورد سنگسار شدن ثریا منوچهری ساخته شده است .

کارگردان دراین فیلم، سنگسار زنی به نام ثریا منوچهری را در یکی ازروستاهای ایران به نام کوهپایه به نمایش می گذارد .البته نام گذاری سنگسار به عنوان یکی ازحدود الهی برعملی  که برسر ثریا می آورند بسیار دور از انصاف است چون این عمل هیچ شباهتی با حکم سنگسار ندارد .درواقع کارگردان با نمایش یک مجازات وحشیانه  آنچنان با احساسات مخاطب بازی می کند که اورا ناخود آگاه به ورطه قضاوت درباره احکام اسلامی می کشاند ، ودر نتیجه ، حکم صادره ازاین دادگاه نابرابر، که در ذهن مخاطب به وجود آمده ، چیزی نیست جز محکوم کردن احکام اسلام ، زیرا فردی که در کشورهای غیر مسلمان این فیلم را مشاهده می کند بر مبنای آنچه  می بیند قضاوت می کند وازفلسفه حکم سنگسار ، چگونگی اثبات ونحوه ی اجرای این مجازات اطلاعی ندارد .ازآنجا که داستان این فیلم در دوران پس از انقلاب اتفاق افتاده علاوه بر تهاجم بر اسلام ،انتقاد شدیدی هم بر انقلاب دارد و اوضاع را طوری نشان میدهد که به نظر می آید پس از انقلاب اسلامی افراد فاسد اختیار کشور را در دست گرفته اند.

 

با وجودتمام این یکه تازیهای ناعادلانه ، ما معتقدیم اسلام عزیز ، با وسعت نظروکمال بصیرت ، تمام ابعاد انسانی را مورد بررسی قرارداده است وبروفق آن ، قوانین را وضع نموده است .وشایسته است جوانان ایران به خصوص قشر فرهیختۀ دانشجو فریب این شعارهای به ظاهر زیبا اما پوچ بیگانگان را نخورده با تحقیق وتفحص راجع به اعتقادات خود به درک حقیقت نائل آیند .

  

شبهه ی دوم

دومین شبهه ی مطروحه درزمینه حد رجم این است که : آیا آنچه در عمل پیرامون اثبات واجرای حکم سنگسار اتفاق می افتد با آنچه ازفقه و عملکرد معصومین (ع)  به ما رسیده است مطابقت دارد ؟ چگونه امام معصوم در برخورد با این جرم به راحتی دستور اجرای این حکم را نمی داد اما دیده شده که یک قاضی که نه معصوم است ونه نایب امام به راحتی مبادرت صدور حکم سنگسار میکند ؟

بدون اینکه آمار دقیقی داشته باشیم برمبنای شنیده هاو خوانده ها می توانیم بگوییم :

اولاً صدور حکم برمبنای شهادت با رعایت نصاب و اوصاف شرعی عملاً مصداق ندارد .

ثانیاً صدور رای براساس اقرار متهم متداول است . اما گمان نمی رود شروط مقر وشرایط اقرار آنچنان که از معصومین به ما رسیده است رعایت شود .

مواردی که متهم را بعد ازهر بار اقرار از اتاق خارج کرده وبرای اقرار مجدد بازگردانده اند با نصاب چهار نوبت اقرار درچهار مجلس پر شود ویا به متهم گفته شده است : (اگر اقرارکنی کمکت میکنیم!) شنیده شده است واین با نحوه ی عملکرد حضرت امیر المومنین (ع) در قضاوت مشهورش شباهتی ندارد .

 ثالثاً صدور حکم برمبنای علم قاضی فراوان دیده شده است اما با همان فراوانی دیوان عالی کشور این حکم را نقض کرده است .  

لازم است  که محاکم ومسئولین قضایی در مواجهه با جرایمی که مجازات آنها مانند سنگسار سنگین ودرصورت اشتباه یا عدم تطابق حکم بادستورشرع وقانون غیر قابل جبران است دقت نظر بیشتری به کار گیرند .

 البته به نظر می آیدکه  اخیراً با کم شدن اصدار حکم سنگسار این مهم بیشتر مورد توجه قرار گرفته است . همچنین در لایحه جدید قانون مجازات که در دست بررسی در شورای نگهبان است ، (شاید) به دلیل جلوگیری از وهن اسلام مجازات سنگسار از متن قانون حذف گردیده است .

 

منابع:

- دلیری سینا ؛حیات بخشی احکام در نظام کیفری اسلام  ؛ فصلنامه شورای فرهنگی واجتماعی زنان .

- کشاورز بهمن ، نگاهی حقوقی به توقف صدور واجرای حکم سنگسار در غیبت امام معصوم .

 

برای مشاهده ی نظرات مختلف ومتضادپیرامون سنگسار به دو منبع فوق و مقاله ذیل مراجعه نمایید:

- محقق داماد مصطفی ، رجم از دیدگاه قرآن وسنت .

نویسنده : احسان غلامپور                                                                          

+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 و ساعت 10:20 |

این لاریجانی ها

ریشه لاریجانی‌ها به روستای «پردمه» لاریجان در هفتاد کیلومتری شهر آمل برمی‌گردد. آنها فرزندان مرحوم آیت‌الله العظمی میرزا هاشم آملی از اصولیون سرشناس هستند که خود از شاگردان میرزای نائینی بود و شاگردانی همچون ناصر مکارم شیرازی، عبدالله جوادی‌آملی، حسن حسن‌زاده‌آملی، محمدی‌گیلانی، شهید مفتح، محقق‌داماد و محمد یزدی از محضرش استفاده کرده‌اند.
زندگی در نجف و قم و آشنایی توأمان با زبان‌های فارسی و عربی و تربیت در دامان چنین پدری، پسران را از علم و دین پربهره کرد. البته این پنج برادر همگی از تحصیلات حوزوی در کنار تحصیلات دانشگاهیشان برخوردارند و به جز باقر و فاضل که به مقطع مقدماتی اکتفا کردند، دیگر برادران تا سطح و خارج، تحصیلات حوزوی خود را ادامه دادند. اما ارتباط با حوزه تنها به بعد علمی زندگی برادران لاریجانی محدود نماند و سیطره آن به حوزه زندگی خصوصی‌شان نیز کشیده شد. کما اینکه لاریجانی‌ها همچون خمینی‌ها، داماد خانواده‌های مشهور روحانی شدند و دخترانی از شاگردان پدر را برگزیدند. پدر که با دختر آیت‌الله العظمی حاج سیدمحسن اشرفی ازدواج کرد و اما پسران؛ علی با دختر استاد شهید مطهری وصلت کرد، صادق داماد آیت‌الله العظمی وحید خراسانی و باقر نیز داماد آیت‌الله حسن‌زاده آملی شد. متقابلاً مصطفی محقق داماد هم با دختر استاد خود ازدواج کرد و داماد خاندان لاریجانی شد. او نیز همپایه برادران همسرش در سال‌های پس از انقلاب در مناصب کلیدی‌ بود از جمله عضویت در شورای عالی قضایی، و ریاست سازمان بازرسی کل کشور. حضور همزمان دو برادر لاریجانی در رأس دو قوه از مجموع قوای سه‌گانه کشور، بار دیگر خاندان لاریجانی‌ها را کانون توجه همگان کرد؛ رخدادی که در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بی‌سابقه است.

 

محمدجواد


محمدجواد بزرگترین پسر خانواده لاریجانی است که برخی او را جنجالی‌ترین عضو این خانواده نیز می‌دانند.پس از پایان دوره مهندسی به دانشگاه برکلی در کالیفرنیا رفت و مدرک دکترای ریاضیات را از آنجا گرفت اگرچه نظریه‌های او در فلسفه و منطق ریاضی بعضاً شهرت بین‌المللی دارد اما به‌جز دانشجویان دکترای ریاضی، دیگران او را به عنوان یک چهره شاخص در عرصه سیاست و دیپلماسی می‌شناسند. او پس از بازگشت پدرش از نجف و اتمام دبیرستان، وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و در حالی که ملبس به لباس روحانیت بود، دوره مهندسی الکترونیک را در دانشگاه صنعتی شریف گذراند

محمدجواد لاریجانی بحق «مرد پنهان دیپلماسی ایران» نام گرفت. چه آنکه قائم‌مقام وزارت امورخارجه در دوران وزارت علی‌اکبر ولایتی بود و اگرچه اختلافات این دو دیپلمات، به خروج محمدجواد از وزارت خارجه انجامید اما او خاطرات زرینی همچون پیغام‌بری امام(ره) به گورباچف در هیأتی به سرپرستی آیت‌الله جوادی‌آملی که از قضا از شاگردان پدرش بود را در خاطرات خود دارد.
حاشیه‌ها لاریجانی را از عرصه سیاست خارجی به عرصه سیاست داخلی کشاند و او را به مجلس کشاند تا نماینده تهران در خانه ملت باشد محمدجواد که از قوه مجریه، به قوه مقننه آمده بود با خروج از این قوه هم به قوه قضاییه رفت و در پست معاونت اموربین‌الملل و حقوق بشر آن جای گرفت تا از دانش دیپلماسی‌اش در این مسند نیز بهره ببرد.


فاضل


مهمترین تفاوت فاضل با دیگر برادرانش در این است که کنج آرامش گزیده و در تیررس مناصب کلان سیاسی قرار نگرفته است. با این حال تجربه تحصیل و بعدها مسئولیت فرهنگی در فراسوی مرزها، او را به یک کارشناس دیپلماسی نرم تبدیل کرده است.

فاضل در سالهای پایانی دهه 70 و آغاز دهه 80 معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد را به عهده داشت او پس از آن به اتاوا رفت تا در کسوت رایزن فرهنگی ایران به توسعه مناسبات فرهنگی و به ویژه دانشگاهی همت گمارد. مأموریت او سال گذشته پایان یافت و امروز با حضور در شوراهای راهبردی مراکز علمی و همچنین همکاری با دانشگاه پیام نور، ایفای نقش می‌کند.

علی


علی مناصب گوناگونی را تجربه کرد.است او پس از کنار‌گیری سیدمحمد خاتمی در اواخر دولت اول هاشمی رفسنجانی، ‌وزارت ارشاد را قبول کرد و پس از نزدیک به 2 سال با حکم رهبری به صدا و سیما رفت تا جایگزین برادر رئیس‌جمهور وقت شود. اگر چه برخی از آنچه «صداوسیمای لاریجانی» می‌خواندند، انتقادها داشتند، اما او در صدا و سیما خوش درخشید

 

. گسترش شبکه‌های تلویزیونی از دو به هفت کانال، 24 ساعته شدن پخش شبکه‌ها، افزایش شبکه‌های رادیویی مثل رادیو فرهنگ، رادیو ورزش و رادیو جوان که هر یک به رسانه‌هایی تأثیر‌گذار تبدیل شدند


درسال 83 که لاریجانی از این سازمان بزرگ رسانه‌ای خداحافظی کرد، هیچ یک از مقامات کشور رکورد یازده ساله حکم رهبری را در کارنامه خود نداشتند. اعتماد رهبری به لاریجانی تا حدی است که او در آن زمان یکی از دو نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی نیز بود؛ شورایی که از سال 84 با قبول دبیری آن نشان داد ظرفیت بالایی در جمع کردن پرونده‌های مهم امنیت داخلی و بین‌المللی نیز دارد. او به خوبی مذاکرات هسته‌ای را در کسوت یک دیپلمات پیش برد و از طرف غربی امتیازات جدیدی گرفت


در پائیز 86 و با تعمیق اختلافات با رئیس‌جمهور، از دبیری شورا کناره‌گیری کرد و سه ماه بعد به درخواست مراجع تقلید از قم نامزد مجلس شد و پس از آن دو رکورد به جا گذاشت؛ بیشترین رأی ریاست در تاریخ مجلس و اولین رئیس مجلسی که از حوزه‌ای غیر از پایتخت به ریاست مجلس می‌رسد.

صادق  


صادق لاریجانی سومین فرزند «حاج میرزا هاشم آملی» است که اخیراً با حکم مقام معظم رهبری به ریاست قوه قضائیه منصوب شد. او که از سال 56 وارد حوزه ‏علمیه شده بود، از سال 68، پس از تدریس سطح، به تدریس خارج اصول و خارج فقه پرداخت و سپس به ‏عضویت هیأت علمی دانشگاه قم در آمد. آیت‌الله صادق لاریجانی در حال حاضر به طور منظم در دانشگاه تربیت مدرس قم در ‏سطح کارشناسی ارشد و دکترا، کلام جدید و فلسفه تطبیقی
تدریس می‌کند. ‏

لاریجانی که پنجمین رئیس دستگاه قضائی کشور است بود در کارنامه خود علاوه بر فعالیت‌های علمی و ‏فقهی، سابقه نمایندگی مردم مازندران در مجلس خبرگان را هم دارد و از سال 80 با حکم مقام معظم رهبری، به عنوان یکی از فقهای شورای نگهبان منصوب شده است‎. ‎
صادق لاریجانی همچنین کتابهایی با عناوین فلسفة اخلاق در قرن حاضر، انسان از آغاز تا انجام، سرمایة ایمان، ‏معرفت دینی، قبض و بسط در قبض و بسطی دیگر، واجب مشروط، زبان دین، فلسفة اخلاق و غیره به ‏صورت تألیف و ترجمه نوشته است

 

باقر
کوچکترین برادر لاریجانی‌ها برخلاف دو برادر بزرگترش، مسیری همچون فاضل در پیش گرفت و راه سیاست نپیمود. او به جای ورود به دنیای سیاست، به وادی طب پا نهاد.
باقر در سال‌های ابتدایی دهه 70 معاونت‌های مختلف علیرضا مرندی در وزارت بهداشت دولت هاشمی را تجربه کرد اما در دولت اصلاحات، دوباره به اشتغالات پژوهشی خود بازگشت.
او پس از خرداد 84 نامزد تصدی وزارت بهداشت در دولت نهم بود اما خود را کنار کشید زیرا از کار اجرایی گریز داشت و چه بسا با شناختی که از روحیات خود داشت به خوبی می‌دانست که نمی‌تواند پذیرای بی‌چون و چرای منویات رئیس دولت باشد.
حضور و پشتیبانی او در یکی از حلقه های مجموعه تحقیقات وسیع «سلول‌های بنیادی» که از فتوحات علمی کشور است و به قول رهبر انقلاب، کم ‌از انرژی هسته‌ای ندارد از جمله خدمات وی درعرصه دانش است.
در دوره ریاست چهارساله او بر دانشگاه علوم پزشکی تهران، سطح علمی اولین دانشکده پزشکی، قابل رقابت با استانداردهای دنیا شد و بی‌جهت نیست که محبوبیتی ویژه در بین استادان و دانشجویان رشته‌های پزشکی یافته است.

گردآوری:رضاشفیعی

+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه دهم اسفند 1389 و ساعت 13:30 |
زندگينامه رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى
 فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى
 
در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.

در حوزه علميه
ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.

 در حوزه علميه نجف اشرف
آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.

 در حوزه علميه قم
آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.

 مبارزات سياسى
آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».

 همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)
آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.

 دوّمين بازداشت
در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.

 سوّمين و چهارمين بازداشت
کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.

 پنجمين بازداشت
حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد».

 بازداشت ششم
در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان
که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.

 در تبعيد
رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

 در آستانه پيروزى
درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

 پس از پيروزى
آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم:
٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند
گردآوری:امیر فتحی
+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه دهم اسفند 1389 و ساعت 13:25 |

موضوع :خلاصه ای از زندگی امام موسی صدر

امام موسی صدر در روز 14خرداد سال1307 ه.ش در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود.پدر ایشان مرحوم آیت الله سید صدرالدین صدر جانشین مرحوم أیت الله شیخ عبدالکریم حائری  مؤسس حوزه ی علمیه قم واز مراجع بزرگ زمان خود بود جد پدری ایشان مرحوم ایت الله سید اسماعیل صدر جانشین مرحوم ایت الله میرزا حسن شیرازی ومرجع مطلق زمان خود،جد مادری ایشان مرحوم ایت الله حاج اقا حسین قمی، جانشین مرحوم ایت الله سید ابوالحسن اصفهانی ورهبر قیام مردم مشهد بر علیه رضاخان بود.امام موسی صدر پس از اتمام سیکل اول وبخش مقدمات علوم حوزی،در خرداد سال   1322رسماُ به حوزه ی علمیه ی قم پیوست،وطی مدتی کوتاه ضمن بهره گیری از محضر حضرات آیات سید محمد باقر سلطانی طباطبای،شیخ عبدالجواد جبل عاملی،امام خمینی وسید محمد محقق داماد،دروس دوره سطح را به پایان رسانید. وی از ابتدای بهار سال 1326 وارد مرحله درس خارج گردید وتا اواخر پایپز سال 1338،یعنی قریب سیزده سال تمام ، از مدرسین بزرگ حوزه های علمیه قوم ونجف کسب فیض نمود.اساتید اصلی دروس خارج ایشان در قم، حضرات آیات سید حسین طباطبای بروجردی، محقق داماد، سید محمد حجٌت، ودر نجف حضرات آیات سید محسن حکیم، سید ابلوالقاسم خویی، شیخ حسین حلی و شیخ مرتضی آل یاسین بودند. امام موسی صدر دروس فلسفی را نزد حضرات آیات سید رضا صدر وعلامه سید محمد حسین طباطبایی در قم، ونزد آیت الله شیخ صدرا باد کوبه ای در نجف فرا گرف.

امام موسی صدر در طول زندگی حوزوی خود شاگردان برجسته ای را تربیت کرده است.معروف ترین آنان در ایران آیت الله صانعی از مراجع امروز، ودر لبنان، شهید عباس موسوی دبیر کل سابق حزب الله است. امام موسی صدر در کنار تحصیلات حوزوی، دروس دبیرستان خود را به اتمام رساند، و در سال 1329 به عنوان اولین دانشجوی روحانی در  رشته((حقوق در اقتصاد)) به دانشگاه تهران وارد، ودر سال  1332 از آن فارغ التحصیل گردید.امام موسی صدر قبل از عزیمت به نجف اشرف، از سوی علامه طباطبایی مسئولیت نظارت بر نشریه ((انجمن تعلیمات دینی)) رابر عهده گرفت.        وی عضویت هیِئت امناء جمعیت ((منتدی النشر))درآمد،و پس از بازگشت به قم ضمن ادامه یکی از مدارس ملی این شهر ،مسئولیت سردبیری مجله تازه تأسیس((مکتب اسلام))را عهده دار شد.از مهمترین اقدامات امام صدر در اخرین سال اقامت در شهر قم، تدوین طرحی گسترده جهت اصلاح نظام اموزشی حوزه های علمیه بود، که با همفکری دکتر بهشتی و   آیت الله مکارم شیرازی صورت گرفت.امام موسی صدر در اواخر سال 1338 و به دنبال توصیه های آیت الله برو جردی ،حکیم وشیخ مرتضی  آل یاسین،وصیت مرحوم آیت الله عبد الحسین شرف الدین رهبر متوفی شیعیان لبنان را لبیک گفت وبه عنوان جانشین آن مرحوم،سرزمین مادری خود ایران را به سوی لبنان ترک نمود . اصلاح امور فرهنگی ، اجتماعی ،اقتصادی وسیاسی جامعه ی شیعیان لبنان ازیک سو واستفاده از ظرفیت های منحصربه فرد لبنان جهت نمایاندن چهره ی عاقل،عادل، انسان دوست وبا زبان مکتب اهل بیت به جهانیان ازسوی دیگر،اهداف اصلی هجرت را تشکیل میداد.

از جمله کارهای انجام  شده توسط امام صدر:

-تأسیس  مجلسی برای سازماندهی طایفه ی شیعه وپیگیری مسائل آن دراوایل سال1348که خود ایشان با اجماع آراءبه ریاست آن انتخاب گردید.

-در بهارسال 1344اولین دوره ی سلسله گفتگوهای اسلام ومسیحیت را با حضور بزرگان این دو دین در مؤسسه ی فرهنگی (الندوه البنانیه) به راه انداخت.

-انتشار آثاری ذی قیمت چون (مغز متفکر جهان شیعه) را زمینه سازی نمود.

-سال 1349 رهبران مذهبی مسلمانان و مسیحیان جنوب لبنان را در چارچوب (کمیته ی دفاع از جنوب لبنان)گرد هم آورد تا برای مقاومت در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی چاره اندیشی نماید.    

 


                                                                                                            (من الله توفیق)

گرد آورنده:خانم حق وردی

+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه دهم اسفند 1389 و ساعت 13:6 |

تذكر:مطالب داخل پرانتز نوشته هاي گردآورنده ميباشد.


امام خمینی در صحنه یا در موزه .

موضوع :صحبت ها ی امام خمینی خطاب به دانشجویان در شهریور 58 قبل از شروع سال تحصیلی جدید.

انها دست از ایران بر نمی دارن (استعمارغرب:حال در غالب استعمار زمین یا برده داری فکری باشد که شعارشان این است: تلاش ما تسخیر 15 سانتی متر است یعنی مغز،تفکر.) نه شرقی ها ونه غربی ها نمی خواهند بگذارند این کشور سر و سامان

بگیرد.مراقب با شید به اسم جمهوری اسلامی یک جمهوری غیر اسلامی به شما غالب نکنند جمهوری تقلبی که اسلام در ان نباشد

مراقب خط انحراف در دین باشید.جمهوری اسلامی اسلامی اسلامی باشد.فعالیت زیادی بود که جمهوری اسلامی درست نشود نه از جمهوریش بلکه از اسلامیش می ترسن.

انهای که قلم هایشان طابع غرب بود یا اینکه توجه شان به خودشان نبود وبه غرب بود وغرب زده شده بودن شروع کردن به نوشتن اینکه دیگر اسلام را می خواهیم چه کار"همان جمهوری باشد "جمهوری دموکراتیک باشد کا فیست"اخرش هم را ضی شده بودن به این که جمهوری دموکراتیک باشد کافیست .انها از اسلام می ترسن "از رژیم اسلامی می ترسن حال که از اسلام هم ضربه خوردن(شکست رژیم شاه). دیگرانی که حالا آمده اند سر این سفره ومی خواهند بنشینند در حالیکه دخالتی در این نهضت نداشتند .آنهایی که دخالتید داشتند همین مستضعفین بودند که درخیابان وبازار...زن ومرد شان ریختند جلوی توپ،تانک ومسلسل واین جمهوری اسلامی را آوردن.حالا که انجام گرفت ما دیدیم یک دفعه از اروپا،امریکاوگوشه وکنارخود این مملکت کسانی که  ان وقت طرف دار شاه بودن حالا شدن انقلابی و مخالف رژیم شاه وهر کسی اینجا می آید می گوید ما از قبل مخالف شاه بودیم ...(تفکرخارجی ها:خوب دیگه خون دادید کشته شدید،...حالا بفرماید کنار شما بلد نیستید ریاست کنید ما باید بر شما

ریاست کنیم.امام هشدار میدهد،که اینها می خواهند جمهوری باشد اسلامیش نباشد.)

اینها می خواهند شعار انقلاب را منحرف کنند،جلویشان بایستید با روش فرهنگی.شما اینها را بیدار کنید ،در مقابل حرف هایشان حرف بزنید در مقابل مقاله هایشان مقاله بنویسید ،در مقابل سخنرانی هایشان،سخنرانی کنید (خطاب به

دانشجویان).

این طوری نیست که وقتی ملتی 2/98 آرا جمهوری اسلامی را پذیرفته باشند ،مثل این است که ملت گفته است جمهوری اسلامی ولی الان بگوید                                           شاهنشاهی رامی خواهیم واین که نفهمیدیم .این ها دارند ملت رابه نفهمی وندانم رمی ،هدایت می کنند.(چون اینها اسلام رانمی خواهند،خارجی ها).

حال آنکه ملت ما با تمام فهم و شِِؤر این کار را کرده است.

نکته:امام در این سخنرانی شان می فرمایند:مراقب باشید یک جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه به شما غالب نکنند چون آن جمهوری اسلامی،تقلبی است.اینها میگویند که ولایت فقیه دیکتاتوری است ،می خواهند اسلام نباشد ،بعد ها مبتلای به چنین افرادی می شوشد ،در دانشگاها،... که گاهی هم ممکن است با صورت اسلامی بیایند واین مطالب را بیان کنند حال انکه ولایت فقیه برای مبارزه با دیکتاتوری است اگر ولایت فقیه نباشد دیکتاتوری میشود.

انها اغتشاش می کنند(قانون شکنی وخشونت :چنانچه در گذشته وفتنه ی سال 88

دیدیم وحتماً باز هم خواهیم دید زیرا که تجربه وتاریخ ثابت کرده که دشمنان اسلام سکوت نمی کنند).امام هشدار میدهد: شما باید با کمال توجه وبدون درگیری حرکت کنید،چون وقتی درگیر شوید وفرض کنید که انهارا کتک بزنید،دادوبیداد کنید ...بقیه می گویند دانشجویان حُجّت نداشتند،کتک زدند ومتوسل به زور شدند.....

اما اینها هر کدام که امدند (ازاسا تید،دانشجویان،سخنرانان...)بروید جلویشان بایستید وبگوییدچه می گویید.یه وقت می خواهندهیاهوکنند،اکثرانها این طوری هستند،سرانشان وادارشان می کنن به هیاهو،جمع بشوید دورشان و بگویید اقا بنشین صحبت هایت را بکن،آن وقت می فهمید آنها صحبتی ندارند و فقط می خواهند تشنّج ایجاد کنند ومی خواهند رسالت دانشجو را در دانشگاه حذو کنن.شما با انها مقابله کنید(از طریق فرهنگ).اگر دیدید خدای نکرده انها خواستن توطئه کنن آن وقت شما رسالت دیگری هم ممکن است داشته باشید.جماعتی باشد که نظارت داشته باشد،سازمانی باشد که به این کارها رسیدگی کند(نیروی انتظامی...).

                                                               من الله توفیق.

گرداورنده:خانم حق وردی                 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 و ساعت 22:47 |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله: انقلاب کردن آسان و انقلاب نگه داشتن مشکل- به عبارت دیگر، انقلاب کردن مشکل و انقلاب نگه داشتن مشکل تر.

از آنجایی که انقلاب نتیجه منقلب شدن عوامل درونی امور مربوطه است دارای ارزش ها و نتیجه های بسیار مهمی است. در تمامی اعصار مختلف از هبوط حضرت آدم و حوّا تا به امروز انقلاب های مختلفی با کیفیت های متفاوت صورت گرفته است لکن از کمتر موفقیت تمامی برخوردار بوده است.

در بین امم مختلف، این ملت ایران بوده که با دادن دست بیعت به امام امت،تا پای جان خود ایستادند و تا آخرین نفس در راه خداوند متعال ایستادگی کردند و مصداق (( انی سلم لمن سالکم و حرب لمن حاربکم )) در خطاب به اباعبدالله الحسین علیه السلام گشتند چراکه از جان، مال و خلاصه مهمترین هستی خود در راه رسیدن به آرمان های الهی و دینی و سیاسی خود گذشتند.

حال این انقلاب که نتیجه اسارت، جانبازی و شهادت هزاران هزار انسان جان بر کف بوده است باید در حفظ و نگهداری آن کوشید چرا که پیامبر اسلام صلی الله عیله وآله، نگه داشتن و حفاظت از انقلاب را مشکل تر از انقلاب نمودن دانستند.

مسؤلیت های سنگینی که در این برهه از زمان در حفظ و نگهداری این انقلاب وجود دارد در ابتدای امر متوجه نوجوانان و جوانان این خاک اعم از بانوان و آقایان می باشد.

معلوم باد که دشمن با سعی در ایجاد فضایی آزاد و به دور از ارزش انسان،  برای جنس مذکر و اناث در پی آن است که جامعه ی اسلامی و دینی ما را از درون دچار مشکل سازد.

لذا یکی از محیط هایی که دشمن به آن چشم طمع و امید دوخته است، محیط دانشگاه می باشد که با رخنه در اذهان دانشجویان جوان و ایجاد ابهامات در رابطه با مسائل اعتقادی- توحیدی/ سیاسی- اجتماعی و در نهایت روابط با جنس مخالف سعی در آن دارد که گِل اعتقادی دانشجویان را که در حال شکل گیری است را به گونه ای در بیاورند که مورد پسند سه ضلع شوم مثلث فتنه ( انگلیس- امریکا- اسرائیل ) قرار بگیرد فلذا جوانان را بویژه قشر دانشگاهی را مدام مورد هجمه خود قرار می دهند و به همین دلیل است که امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری بر دانشگاه و دانشجویان و محیط دانشگاه تأکید بسیار دارند چراکه بدنه اصلی دانشگاه را جوانان تشکیل می دهند و لذا هیمن جوانان بودند که با توکل بر ذات اقدس الهی و توسل بر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، انقلاب ساز شدند و و رژیم طاغوت را به زیر آوردند و افتخار و سربلندی را با انقلاب خود به ارمغان آوردند.

بنابراین چه خوب است که آگاه باشیم؛ نه تنها هر قطره از خون شهداء و ایثار گران بلکه هر دم و بازدم اهالی شهر قیام، بر گردن همگان حق دارند و در آینده ای نه چندان دور، آن حقی را که بر گردنمان دارند را طلب می نمایند و خوشا به حال آن هایی که در پاسخ به خون شهداء و سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام سربلند می شوند.

در پایان این نوشته، ابتدا از خودم و بعد هم از تمامی جوانان و کسانی که این نوشته را می خوانند می خواهم که اگر تلاشی در نگهداری و حفظ این انقلاب نداریم، کاری نکنیم که باعث شادی دشمنان انقلاب و رهبر عزیزمان شویم  چرا که امام علی علیه السلام فرمودند: اگر مایه زینت ما اهل بیت نیستید، مایه آبرو ریزی ما نیز نشوید.

امیدواریم که با لطف الهی و عنایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بتوانیم سربلند در پیشگاه سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و شهداء باشیم.

 

سید محمد مهدی بطحائی

دانشجوی رشته حقوق

09192951360

 
+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه سوم اسفند 1389 و ساعت 17:33 |
انا لله و انا الیه راجعون

روح بلند جوان انقلابی دیگری، به ملکوت اعلی پیوست

بار دیگر خرابکاران ، این منحوسان پلید صفت ، با اعمال ننگین خویش دل رهبرعزیز انقلاب را ازرده خاطر نمودند. گروه برانداز جنبش سبز بار دیگر با رفتار خرابکارانه  خود خون جوانی از تبار علم و هنر این مملکت را به زمین ریخت. این خیزش سبز بار دیگر قد علم نمود و با تظاهرات خود اشاعه دهنده مفاهیم پردازش شده غرب علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی گشت . گامی دیگر در جهت خرابکاری این حکومت برداشته شد و برگ سیاهی دیگر از عمق نفرت عمال خود فروخته کشور از عمل قبیح شان در تاریخ این مرزو بوم ورق خورد. جامعه اسلامی دانشجویان  دانشگاه آزاد قم اعلام می دارد که این گونه افراد جایی در این کشورندارند و باید به زباله دان تاریخ انداخته شوند و نامشان از صفحه روزگار محو گردد . تاریخ 32 ساله انقلاب شاهد جهشی دیگر از بنی صدر ثانی (موسوی ملعون) گشت . موسوی ، این منفور تاریخ با تجدید بیعت خود با غرب از قبیل ارتباط خود با سازمان های صهیونیستی وجاسوسی نشان داد، سرسپرده حقیقی غرب است و منافق و جاسوس بودنش برای مردم  تائید گشت. این مرد با یکه تازی خود در عرصه نبرد براندازی، نمایشگر مخدوش کردن مفاهیم ارزشی نظام است و عاقبتی جز نابودی را نمی توان برایش پیش بینی نمود. او به همراه یاران با وفایش ابوبکر زمان (کروبی ملعون ) وعمروعاص زمان ( خاتمی ملعون) مستوجب شدیدترین عقوبت ها  هستند .

 ای مرد متوهم ، آیا نابود کردن وجه نظام بایستگی در امر حکمرانی دارد ؟

آیا در قیامت جوابی برای امام راحل و شهدا داری ؟ 

**ننگ بر تو  باد / مرگ برتو باد **

خطابه ای با نیروهای ارزشی نظام

آقای هاشمی رفسنجانی: شما که از یاوران امام عزیزمان حضرت روح ا.. و یاران صدیق نظام بودید دیگر بهتر است سکوت خود را بشکنید و پشتیبانی محکمی از ولایت  فقیه انجام دهید  و موضع گیری قاطعانه ای علیه سران فتنه داشته باشید و شدیداً آن ها را سرکوب کنید .بعد قائله فرزندانتان مخصوصاً سخنرانی سبیه محترمتان علیه رئیس جمهور وقت و تخلفات مشهود آقا زاده تان  دیگر وقت آن رسیده است که برگ زرینی بر کارنامه خود به ثبت رسانید و چنانچه غیر آن را مرتکب شوید دیگر هیچ جایی در بین مردم نخواهید داشت.

آقای سید حسن خمینی: جنابعالی که از ذریه مطهر امام راحلمان هستید بهتر است از اعمال جانب گرایانه خود از جریان معلوم الحال باز گردید و اصالت حقیقی و الماس گونه خود را نشان دهید وگرنه سرنوشتی خوبی نخواهید داشت .

درخواستی از قوه محترم قضائیه

حضرت آیت ا.. آملی لاریجانی حضرتعالی در مسند عدل و عدالت بیتوته نموده اید . شما امین رهبری و مردم هستید، جنابعالی در جایگاه رفیع گسترش عدل علی بن ابطالبید، پس مرحمت بفرمایید طبق قانون اساسی که بر مبنای کتاب آسمانیمان است حکم اعدام خود فروختگان نظام را هر چه سریعتر صادر فرمایید و زمین را از وجود نحس این موجودات پاک نمایید.

ای مردم! دیگر وقت آن رسیده است که یکپارچه شویم و علیه نخاله های نظام مقدس جمهوری اسلامی قیام کنیم. طبق فرموده بنیانگذار جمهوری اسلامی در صحیفه نور با توجه به مقتضیات حال افراد تصمیم گیری باید بکنیم و از سران نظام عدالت مولای متقیان را مطالبه نماییم . جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد قم از قاطبه ملت می خواهد با حضور خود کیفر خواست سران فتنه را صادر نماید و از قوه قضائیه خواستار رسیدگی هر سریعتر به این موضوع را دارد .  

مرگ بر اولی و دومی و سومی                                                 خاتمی و کروبی و موسوی

 جامعه اسلامی دانشجویان  دانشگاه ازاد قم

 

 

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 و ساعت 11:43 |

بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان : نگرشی به استقلال آزادی بخش تونس و مصر

حدود 32 سال پیش رهبرعزیروکاریزماتیک انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت اله خمینی(رض) با توجه به نگرش عمیق گونه شان،جهش درونی یابهتربگوییم خیزش سیاسی راازسوی مردم دردرون نظام 2500 ساله شاهنشاهی کلید زدند که تاحال آوازه آن ادامه یافته است.

 به نظرشما مخاطب گرامی هدف چه بوده است؟

بااندکی تفکروتامل درمی یابیم حقیقتی محض درپرتو دو واژه مقدسی چون آزادی واستقلال بوده است .این بزرگواردرجهت بعد بیان وبسط وگسترش اسلام ناب محمدی (ص) دراین نظام سعی خویش رامبذول داشتند وبه خواست اراده الهی پیروزی رابرای مابه ارمغان آوردند. ایشان باآگاهی های علنی وغیرعلنی خود گام های موثری درجهت سرکوبی رژیم منحوس گذشته برداشتند وبه مردم ماآموختندخداوند یکتا انسانها راآزاد آفریده است وانسان باواژه های استثمارواستعماربیگانه است.ترنم نهی این مفاهیم بعد 32 سال به گوش مردمان تونس ومصررسید وبابیداری خود به کفرجهانی آمریکای مستکبردرس فراموش نشدنی عدم ثبات ظلم رادادند واین،ازدرس های بجای مانده ازپیرومراد سفرکرده مان حضرت روح ا... است . امروزه ندای آزادی ورهایی ازچنگال بی دینی درسرتاسرجهان طنین اندازگشته است ومردم جهان بدنبال تغییرروند اداره کشور خود وپیشرفت کیفی آن هستند. دیگربرنامه های بی بنیان غرب جایی درهنجارهای انسانها ندارد ودربرخود نهادینه شدن دین درگستره هستی اندک قدمی نمانده است واین ازبرکت انقلاب شکوهمنداسلامی مان است که با رهنمودهای خمینی کبیربه سرمنزل مقصود رسیده است. دیگرمردم جهان خود رامحتاج به نوای روح بخش اذان می دانند چرا که آن رادرابعاد روانشناسی مورد بررسی قراردادند و دربعد کالبدشکافی به این نتیجه ریشه ای رسیده اند که آرامشی که ازروح اذان برای انسان تداعی می شود باهیچ چیزی قابل جبران نیست واین ازعنایت باری تعالی برای بندگان است.  کشورابرقدرتی همچون آمریکاسعی درجهت منقطع کردن این شریان حیاتی دررگ های بشری دارد . این زالوی خونخواردرصدد جامه عمل پوشاندن به اعمال ننگین خود است تاازآن طریق بتواند گامی درجهت اجرایی نمودن تزمسموم ومخدوش خود یعنی: کدخدای جهانی بردارد. سردمداران یابهتربگوییم جیرخواران این کشورها نظیرمبارک یا:(به تعبیر رهبر معظم انقلاب نامبارک)غافل ازندای جهانی امام راحلمان بودند که درجهان طنین اندازبود این ندا،ندای معمولی نبودچرا که برخاسته ازندای وحی الهی بود وامام عزیزمان اگرچه بعد 32 سال از پیروزی انقلاب دربین مانیستند اما دم مسیحایی ایشان هنوزکه هنوزه بعداین سال هابرماومردم جهان حاکم است اوالفبای کمک به بیداری اندیشه هارابرای ماتدریس نمودوماشاگردان مکتب اوکه درحقیقت مکتب حسینی است درجهت بیداری اندیشه امت هابایدبکوشیم چراکه وظیفه سنگینی بردوش مانیزمی باشد. مردم مصر کار خود را در شب سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران عملی کردند و بساط  کفر را واژگون کردند .

فان حزب اله الغالبون

امیرفتحی دانشجوعلوم سیاسی ۰۹۳۶۲۴۷۷۸۵۶

 

سوتیتر: امروزه ندای آزادی و رهایی ازچنگال بی دینی در سرتاسر جهان طنین انداز گشته است

 

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 و ساعت 1:50 |

با کشتن گنجشک‌ها کرکس‌ها ادب نمی‌شوند

در شریعت مقدس اسلام همواره تأکید مؤکدی بر مبارزه با کسانی که قصد سوء استفاده از بیت‌المال را دارند شده است، لذا در تاریخ 4 سال و 8 ماهه خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) به دفعات شنیده و خوانده‌ایم که آن حضرت در برخود با رانت‌خواران، زیاده خواهان و سوء استفاده گران از بیت‌المال، اگرچه از نزدیکترین وابستگانشان باشند بر خوردی قاطع و محکم داشتند و در هر شرائطی در مقابلشان می‌ایستادند.

حکومت اسلامی ایران از طریق پاسداری از عدالت و حق، موظف به ایجاد محیط مساعد برای رشد فضای اقتصادی سالم شده است، لاکن حکومتی که مفتخر به الگو ساختن نظام علوی است نباید در مبارزه با مفسدان اقتصادی لحظه‌ای آرام و قرار از خود نشان دهد، همین ضرورت موجب آن شد که مقام معظم رهبری در مورخه 10/2/80 با صدور حکمی دستوراتی را خطاب به رؤسای سه قوه مشخص سازند، معظم له در این فرمان تسامح در مبارزه با فساد را نوعی همدستی با مفسدان اقتصادی دانستند و تأکید کردندکه این مبارزه نباید تظاهرگونه و شعارگونه باشد و هیچ کس و هیچ نهاد و هیچ دستگاهی نباید استثناء شود. خروج از این موازین همانگونه که در حکم رهبری اشارت رفته است نه تنها می‌تواند موجب اخلال در آرامش و اطمینان افکار عمومی شده و امنیت فضای اقتصادی را از بین ببرد بلکه بدبینی به وضع موجود خود می‌تواند زمینه‌ساز بروز جرائم اقتصادی باشد.

سؤالی که حتما در ذهن شما هم به وجود آمده این است که آیا قوه قضائیه در برخورد با مفسدان اقتصادی عملکرد مناسبی داشته است؟ آیا توانسته رضایت و اطمینان افکار عمومی را در این باره جلب کند؟

در نظام حقوقی ایران اصل بر ممنوعیت افشای هویت محکومین است اما این اصل در مواردی معدود با تخصیص قانون‌گذار مواجه شده است، مهمترین این تخصیص درباره مرتکبین جرائم مربوط به مفاسد اقتصادی می‌باشد تا آنجائی که باید هویت محکوم و میزان مجازات او در یکی از روزنامه‌های کثیر‌الانتشار به مردم منتشر شود(تبصره 3 ماده 188ق.ا.د.ک)

با بیان این نکته باید از مسئولان قوه قضائیه پرسید چرا اسامی مفسدان اقتصادی به مردم اعلام نمی‌شود؟ مگر همه مردم در برابر قانون برابر نیستند؟ پس چرا وقتی نوبت به اقا زاده‌ها و رؤسا می‌رسد عقب نشینی و یا فرار به جلو می‌کنید؟

در قوه قضائیه رویه بر این بوده است که برخی از جرائم حدی و امنیتی و ... مانند:(زنای به عنف) خارج از نوبت رسیدگی و بلافاصله بعد از صدور حکم آن را اجرا می‌کنند، استدلالشان برای اینکار جریحه‌دار شدن احساسات و عواطف عمومی اعلام شده، جا دارد از این آقایان بپرسیم کسانی که ملیاردها تومن پول بیت‌المال را به جیب می‌زنند احساسات مردم را جریحه‌دار نمی‌کنند؟ پس چرا رسیدگی به یک پرونده اقتصادی کلان سال‌ها به طول می‌کشد؟ چرا طبق قانون اسامی آنها به مردم اعلام نمی‌شود؟

متأسفانه به نظر می‌رسد قوه قضائیه برخلاف حکم رهبری کاملا تظاهرگونه با این موضوع برخورد کرده است و اگر این گونه نبود امروز شاهد آن نبودیم که بعضی به عنوان مصلحت! از مصونیت برخوردار می‌شوند

شاهد آن نبودیم، کسی که میلیاردها تومن اختلاس کرده و در زندان به سر می‌برد به یکباره دست‌های پشت پرده او را از زندان فرار می‌دهد و قوه قضائیه هم قاطعانه چند مأموری که موجبات فرار او را فراهم کردند را مجازات می‌کنند!

شاهد نبودیم کسی میلیاردها تومن به واسطة رابطه از یک بانک وام می‌گیرد و برای پس گرفتن آن چاره‌ای جز التماس کردن به او نداریم،

شاهد عدم رسیدگی به پرونده‌های مفسدان اقتصادی کلان که جرائمشان برای تمام مردم روشن است نبودیم.

در پایان لازم به ذکر است قوه قضائیه

همواره در مبارزه با مفسدان اقتصادی قاطع و شجاع بوده است اما مفسدانی که به هیچ شخص و یا دستگاهی وابسته نباشند.

همواره در پی مجازات قانونی(گاهی فرا قانونی) آفتابه دزدها بوده است نه دانه درشت‌ها،

همواره در پی تنبه و ترساندن آقا زاده‌های رؤسا و مفسدان کلان بوده است ولی با قربانی کردن جوجه مفسدها

همواره درپی ‌ادب کردن کرکس‌ها بوده است ولی با کشتن گنجشک‌ها.

رضا شفیعی

+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 و ساعت 1:32 |

دانشجوی بیدار

برای اینکه بتوانید یک دانشجوی بیدار را شناسایی کنید ابتدا به ویژگی‌های ظاهری آن قدت کنید این دانشجو اغلب با یک دفتر یا یک تکه کاغذ و یک خودکار قرضی یافت می‌شود، همواره در جست و جوی جزوه می‌باشد، به شدت عصبی و پرخاشگر است هر ترم نسبت به ترم قبل و فهم و درک و ادب او سیر نزولی و توقع و ادعای او سیر صعودی پیدا می‌کند، یکی از افتخارات این دانشجو این است که تاکنون در هیچ انتخابی شرکت نکرده و اصلا رأی نداده است.

از ویژگی‌های بارز این دانشجو معترض بودن آن است به طوری که به همه کس و همه چیز اعتراض دارد از درس و استاد و غذای دانشگاه گرفته تا نظام و حکومت و دولت و در این باره هموراه در حال گفتن هجویات است.

اما معیار این دانشجو در تعیین و انتخاب استاد نیز در نوع خود جالب است به طوری که بیان خوب استاد و توانائی انتقال درس او بستگی به نوع نمره دادن و نوع حضور و غیاب وی دارد و اگر نمره خوب بدهد و حضور غیاب هم نکند علاوه بر صفات یاد شده یک استاد با سواد و با حال نیز محسوب می‌شود و اگر نمره خود او را بدهد تبدیل به یک استاد بی سواد و...!! می‌شود.

اما هدف این دانشجو از آمدن به دانشگاه بر خود او هم پوشیده است ولی بعد از اینکه فهمید آن چیزی که دنبالش بوده در پارک‌هاو خیابان‌ها یافت می‌شود و در اینجا خبر نیست سریعا به فکر می‌افتد که واحدهای پیش‌رو را به هر روش(روش چاپلوسی- روش شب امتحانی- روش تقلب- روش اعتراض و...) پاس کند و اینگونه است که از ابتدائا انتخاب مفاهیمی چون(تحقیق- پژوهش- مقاله و...) بیگانه است.

اما جالب است با فاکتورها و ویژگی‌های اصلی یک دانشجوی بیدار آشنا بشویم، این دانشجو آنقدر بیدار است که تمام حقوق خود از دانشگاه را در کیفیت غذای سلف می‌بیند بی آنکه توجهی هم به اتاق‌های بالای سلف داشته باشد و متوجه شود که چه بودجه‌هایی در دانشگاه وجود دارد؟ چه مقدار از این بودجه‌ها سلیقه‌ای و چه مقدار طبق قانون خرج می‌شود؟ یا بودجه‌های فرهنگی چگونه خرج می‌شود؟ اصلا خرج می‌شود؟!

این دانشجو آنقدر بیدار است و از حقوق مادی و معنوی خود در دانشگاه آگاه است که حتی جرأت نمی‌کند در مقابل مأمور درب ورودی دانشگاه(که مبتلا به فراموشی است و هر روز کارت دانشجویی که را که دیروز دیده فراموش می‌کند و دوباره می‌بیند!) بایستد چه رسد به اینکه در مقابل مسئولان دانشگاه قد علم کند و بگوید:

چرا سعی در بکار گیری اساتید ممتاز نمی‌کنید؟

چرا میزان دروس ارائه شده(از نظر تعداد و ساعت) با تقاضای دانشجویان برابری ندارد؟

چرا تلاش زیاد در جدا کردن (برادران و خواهران) از یکدیگر دارید؟و آیا این تلاش زیاد موجب تأثیر سوء در نتیجه و یا تحجّر نمی‌شود؟

(آیا نحوه برخورد با دانشجویان به هنگام ورود به دانشگاه‌ نوعی اعمال قدرت بر دانشجو محسوب می‌شود؟

چرا فضای دانشگاه را از این حالت گریه‌آور در نمی‌آورید؟ یعنی به اندازه چند درخت و نیمکت در حساب دانشگاه پول نیست؟)

رضا شفیعی

+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 و ساعت 1:31 |

وزارت امر به معروف و نهی از منکر تشکیل نشود

وی با ضروری دانستن آسیب شناسی فعالیت‌هایی که تاکنون در این راستا صورت گرفته، اظهار داشت: مدل عمل ما و پرداختن به این مطلب به گونه‌ای بوده که قابل تعمیم نیست به عبارت دیگر اگر برنامه‌ای را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کردید که قابل تعمیم به همه آحاد جامعه نباشد نمی توان آن را اجرا کرد زیرا امر به معروف را به گونه‌ای پیش بردیم که همه نمی‌توانند آنرا اجرا کنند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: نمی توان فریضه امر به معروف و نهی از منکر را حکومتی و در قالب وزارتخانه پیش بینی کرد زیرا در صورت تشکیل وزارتخانه امر به معروف و نهی از منکر، نقش مردم نادیده باقی می‌ماند.

پيش‌بيني رهبر حکيم‌انقلاب درباره تحولات‌خاورميانه و مصر

 

رهبر معظم انقلاب اسلامي دوم تير ماه سال جاري در در ديدار اعضاى بسيجى هيئت علمى دانشگاه‌ها، شرايط جديد منطقه را پيش‌بيني کردند و فرمودند: «اگر من بخواهم آن لبّ تلقى و برداشت خودم را به شما عرض بكنم - كه شايد در يك مجال كوتاه، برايش استدلال هم نشود ارائه كرد؛ البته مستدل است، منتها شايد دردو كلمه نشود استدلالى برايش بيان كرد - اين است كه مراكز استكبارى جهانى درمقابله‌ى با حركت اسلامى كه نماد واقعى‌اش جمهورى اسلامى است، "دارند آخرين تلاشهاى خودشان را ميكنند". در بسيارى از عرصه‌ها تلاشهايشان و تدابيرشان "به بن‌بست خورده و كار از دستشان در رفته" است. اين كمربندى كه اينها بر دور مسائل جهانى كشيده بودند و حيطه‌بندى‌اى كه كرده بودند، در حساس‌ترين نقاط روى زمين يعنى خاورميانه، اين كمربند پاره شده - يا سست شده، حداقلش اين است؛ ولى به نظرمن پاره شده - و از دستشان در رفته است.

 

خدا مرحوم آ شيخ حسين لنكرانى، روحانى سياسىِ كهنه‌كار قديمى را رحمت كند.ايشان سالهاى 53 و 54 يا شايد هم زودتر - سالهاى اواخر دهه‌ى چهل - وضعيت رژيم طاغوت را تشبيه ميكرد به كسى كه روى يك گنبدى رفته و يك دستمال ابريشمى هم دستش است كه توى آن پر از گردوست؛ و گوشه‌ى اين دستمال وا شده، و گردوها همين طور دارد ميريزد؛ اين ميخواهد اين گردو را بگيرد، يك گردو از آن طرف مى‌افتد، يك گردوى ديگر، يك گردوى ديگر، خودش هم روى گنبد است! بالاخره آدم روى زمين صاف، باز ميتواند گردوها را هر جور هست جمع كند.

 

به نظر من امروز نظام سلطه در مواجهه‌ى با حركت اسلامى يك چنين حالتى دارد. جاپايش محكم نيست؛ زيرا بسيارى از شگردهاى تبليغاتىِ استواربنيانِ قديمىِ اينها براى مردم دنيا رو شده است. امروز در جامعه‌ى آمريكا، خشم عميق از حضور قدرتمند لابى صهيونيستى بتدريج دارد توسعه پيدا ميكند. اين نارضائى در بين مردم آمريكا - كه مركز تحرك صهيونيستها و قدرتمندان صهيونيستى و سرمايه‌داران صهيونيست است - بتدريج دارد به وجود مى‌آيد؛ البته رژيم حاكم در آمريكا بر مردم بسيار سخت ميگيرند - يك نوع خاص سختگيرى - و آنچنان اينها را مشغول زندگى و گرفتار زندگى ميكنند كه فرصت سر خاراندن ندارند؛ در عين حال اين حالت دارد به وجود مى‌آيد. *اين اطلاعات موثق ماست. * در كشورهاى اروپائى هم به يك نحو ديگر. كشورهاى اسلامى كه معلوم است. *كشورهاى خاورميانه كه معلوم است. *ملتها حالت نفرت - و بعضاً بغض - نسبت به رژيم ايالات متحده و مجموعه‌ى سلطه در دنيا دارند. اين را هم نميتوانند جمع كنند؛ هى تلاش ميكنند، اما نميتوانند جمع كنند.»

 

ايشان سال گذشته در دیدار با گروه‌های مبارز فلسطینی، به تحولات منطقه و مساله فلسطین اشاره كردند و فرمودند: «شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ى جديد شكل خواهد گرفت و اين خاورميانه، خاورميانه‌ى اسلام خواهد بود».

 

به بهانه‌ی «اتفاقات اخیر در كشور مصر»، پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت ‌آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، در ویژه‌نامه‌ای به بررسی تحولات اخیر در كشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه می‌پردازد.

 

در اولین بخش از این ویژه‌نامه، گزیده‌ای از سخنان معظم‌له درباره ملت و دولت مصر در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد:

 

 

مسلمانان در عزلت بودند

 

در آفريقا، در آسيا و در خاور ميانه، چقدر كشورهاى اسلامى وجود دارد كه در آنها نظامهايى رفت و نظامهاى ديگرى آمد؛ اما همه جا مسلمانان در انزوا و عزلت بودند. مثلا كشورى مثل عراق، رژيم سلطنتى داشت. رژيم سلطنتى رفت، رژيم ديگرى بر سر كار آمد. آن هم رفت، عده ديگرى آمدند. بعد آنها رفتند، يك عده‌ى ديگر جايشان را گرفتند. باز آن عده رفتند و عده ديگرى آمدند. تا اين‌كه نوبت به بعثيها رسيد. در تمام اين نقل و انتقالها، كسانى كه جايشان خالى بود، مسلمانان بودند. اكثريت قاطع مردم عراق، مسلمانند؛ اما در تحولات مذكور، اصلا خبرى از حضور آنها نبود! يا فرض بفرماييد در كشور مصر - البته آن‌جا، جمعيتى به نام «اخوان المسلمين» بود - تحولى شد و رژيم سلطنتى از بين رفت. با از ميان رفتن رژيم سلطنتى، رژيم جمهورى و انقلابى بر سر كار آمد كه چهره‌ى شاخصش «عبدالناصر» بود. بعد، عبدالناصر مرد، ديگرى آمد. بعد او رفت، ديگرى آمد. در تمام اين مدت - البته تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى - همه‌ى تحولات، بركنار از جريان اسلامى و عناصر اسلامى بود. اصلا عناصر اسلامى، كاره‌اى نبودند. در همان انقلاب اول مصر هم، عناصر اسلامى مؤثر بودند؛ اما به مجرد اين‌كه حكومت جديد تشكيل شد، كنارشان زدند. بعضى را به زندان افكندند، بعضى را كشتند و بعضى را از صحنه خارج كردند. اين‌جا هم اسلام، حضورى نداشت.

بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى سوم رمضان 1415، 14/11/1373

 

مثل همان فريادى كه ملت ايران كشید...

 

در كشور مصر، يك عده جوان مسلمان، يك عده مردم مسلمان، مى‌ايستند و شعار اسلامى مى‌دهند و هيچ ارتباطى هم برحسب ارتباطات معمولى انسانى، بين آنها و مردم ما نيست. اما به قدرى شعارهاى آنها به شعارهاى ما نزديك است، كه رئيس جمهور بدبخت روسياهشان مى‌گويد «اينها از طرف ايران تحريك شده‌اند!» ما چه ارتباطى با آنها داريم؟ آنها مسلمانند. خود آنها شعار قرآن مى‌دهند. خود آنها هستند كه احساس مى‌كنند بايد در راه خدا حرف بزنند، فرياد بكشند و حركت كنند؛ مثل همان فريادى كه ملت ايران در دوران طاغوت عليه آمريكا و عليه استكبار و استبداد جهانى كشيد و باز هم مى‌كشد.

بيانات در ديدار فرماندهان «بسيج» سراسر كشور 27/08/1371

 

برای استكبار، شیعه و سنی فرقی نمی‌كند

 

او كه با اصل اسلام دشمن است، در خصومت، برايش شيعه و سنى فرقى نمى‌كند. ديديم كه استكبار چگونه روى انقلابيون سنى در فلسطين و مصر فشار مى‌آورد. اينها كه شيعه‌ى دوازده امامى نيستند. همه‌ى اينها برادران اهل سنت ما هستند. مى‌بينيد كه چه فشارى روى اينها مى‌آورند. براى استكبار كه فرقى نمى‌كند. اما او كه با اسلام و شعب اسلام و ملت اسلام - از هر شكلش - مخالف است، حالا در موضع يكى از اين فرقه‌ها قرار مى‌گيرد و عليه يك فرقه‌ى ديگر تلاش مى‌نمايد و پول خرج مى‌كند. ما بايد هوشيار باشيم.

سخنرانى در ديدار با گروهى از روحانيون 05/10/1368

 

شكنجه‌ی گروه‌های مسلمان در مصر

 

گروههاى مسلمانى كه براى دفاع از اسلام قيام مى‌كنند، به‌وسيله‌ى سردمداران آن كشورها به راحتى زير فشار و شكنجه و زندان قرار مى‌گيرند و قدرتهاى جهانى هم از اينها - يعنى از دولتها - حمايت مى‌كنند. مصر، امروز اين گونه است. بسيارى از كشورهاى ديگر در دنيا همين گونه‌اند.

سخنرانى در ديدار با جمع كثيرى از جانبازان، خانواده‌هاى معظم شهدا، اسرا، 24/08/1368

 

حمایت آمریكا از حكومت وابسته‌ی مصر

 

در مصر روشنفكرترين نسلهاى مسلمان، مورد تعقيب خشن و خشم‌آلود رژيم فاسد و نالايق آن كشور قرار مى‌گيرند، و حكومت وابسته و حقير آن كشور بزرگ مورد تشويق و كمك مالى و امنيّتى آمريكا قرار مى‌گيرد.

پيام به حجاج بيت‌الله الحرام 28/02/1372

 

مردم مصر، محب اهل بیتند

 

امروز، در كشور مصر، مسجد «رأس الحسين» آن‌جا كه خيال مى‌كنند سر مقدس آن بزرگوار مدفون است محل تجمع عواطف مردم محب‌ اهل بيت مصر است. ملت مصر، ملت خوبى است. كار به رژيم و دولت آن كشور نداريم. ملت محب اهل بيت است.

بيانات در جمع علما، طلاب و روحانيان، در آستانه‌ى ماه «محرم» 26/03/1372


 

به گزارش خبرگزاری مهر، سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین در جلسه مشترک بسیجیان اعضای ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر اصفهان با تأکید براینکه احیاء و اجرای امربه معروف و نهی از منکر با استفاده از قوه قهریه تنها پنج درصد را شامل می شود، گفت: 95درصد امر به معروف و نهی از منکر زبانی است که این هم برعهده آحاد مختلف جامعه است از این رو اگر بخواهیم وزارتخانه‌ای برای این منظور پیش‌بینی کنیم نقشی را که اصل هشتم قانون اساسی برعهده مردم گذاشته مغفول واقع می‌شود.

 

رئیس سازمان بسیج مستضعفین بابیان اینکه راه حیات جامعه و رسیدن به جامعه اسلامی از امر به معروف و نهی از منکر می‌گذرد، افزود:علی رغم این موضوع، ما امر به معروف و نهی ازمنکر را یک واجب ترک شده می‌بینیم که به دلیل ترک این فریضه مشکلات بسیاری بر جامعه مستولی شده است. البته هر چند ستادی از گذشته برای این موضوع درست شده و در بسیج نیز ستادی دراین راستا فعالیت می‌کرد اما تاکنون نتیجه مطلوب از این فعالیت‌ها در جامعه حاصل نشده است.

 

وی با ضروری دانستن آسیب شناسی فعالیت‌هایی که تاکنون در این راستا صورت گرفته، اظهار داشت: مدل عمل ما و پرداختن به این مطلب به گونه‌ای بوده که قابل تعمیم نیست به عبارت دیگر اگر برنامه‌ای را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کردید که قابل تعمیم به همه آحاد جامعه نباشد نمی توان آن را اجرا کرد زیرا امر به معروف را به گونه‌ای پیش بردیم که همه نمی‌توانند آنرا اجرا کنند.

 

وی با اظهار اینکه در امر به معروف و نهی از منکر نمی‌توانیم استفاده از بخش قهریه را از همه مردم بخواهیم به همین جهت باید شیوه آنها ایجابی باشد، اذعان داشت: یکی از مراتب امر به معروف ونهی از منکر دادن احتمال تأثیر در مخاطب است از این رو وقتی کسی را نمی‌شناسیم و نمی‌دانیم چه خصوصیاتی دارد، چگونه می‌توان احتمال داد که امر به معروف و نهی از منکر در او تأثیر می‌گذارد. بنابراین بهترین شیوه اثرگذاری، اجرای این فریضه در میان فامیل، دوستان، آشنایان و ساکنین محل است چرا که نسبت به آنها آشنایی وجود دارد.


تلاش برخی برای عدم خروج توپولوف از کشور

بنا بر این گزارش، از آغاز امسال، چندین بار موضوع خروج تدريجي توپولف ها از ناوگان هوايي كشور از سوي سازمان هواپيمايي كشوري، با فرستادن نامه هاي رسمي به اين شركت ها اعلام شده و وزير راه نيز در ارديبهشت ماه امسال گفته است كه خواهان خروج توپولوف از ناوگان هوايي كشور است؛ حال جاي اين پرسش است، چرا هنوز خروج این هواپیماها از ناوگان هوایی کشور میسر نشده است؟

همان گونه كه انتظار مي رفت، شركت هاي هواپيمايي داراي توپولوف، بيكار ننشسته و با توسل به راهكارهاي متعدد، از جمله مظلوم نمايي و مطرح كردن بيكاري عده اي معدود از كارمندانش تلاش دارند، از خروج تدريجي هواپيماهاي توپولوف از ناوگان هوايي كشور جلوگیری کنند.

 

به گزارش خبرنگار «تابناک»، شنيده ها حاكي از آن است، شرکت های هواپیمایی دارای توپولوف، با مظلوم نمايي و مطرح كردن بدهي هاي خود، بيكاري كارمندان و همزماني با شب عيد و محروميت عده اي از مردم از خدمات رساني اين نوع از هواپيماها، به وزير راه متوسل شدند.

 

اين در حالي است كه سال گذشته، 35 فروند هواپيما از جمله فوكر 100، ايرباس و بوئينگ MD كه شامل پنج هزار و 781 صندلي است، به ناوگان هوايي كشور افزوده شده كه اين امر، نشان مي دهد، هواپيماهاي وارده یک و نیم برابر هواپيماهاي توپولوف بوده كه قرار است از ناوگان بیرون رود.

 

بنا بر این گزارش، از آغاز امسال، چندین بار موضوع خروج تدريجي توپولوف ها از ناوگان هوايي كشور از سوي سازمان هواپيمايي كشوري، با فرستادن نامه هاي رسمي به اين شركت ها اعلام شده و وزير راه نيز در ارديبهشت ماه امسال اعلام كرد كه خواهان خروج توپولوف از ناوگان هوايي كشور است. حال جاي اين پرسش است، چرا هنوز خروج این هواپیماها از ناوگان هوایی کشور میسر نشده است؟

 

در این باره باید گفت، سازمان هواپيمايي كشوري، بايد توجه داشته باشد كه به عنوان تنها مرجع حاكميت در بخش هوانوردي و همچنين مسئول ايمني اين بخش، نبايد جان مردم را فداي بيكاري عده اي كارمند ـ كه ناشي از سهل انگاري و بي مسئوليتي مديرانشان است ـ کند.

 

این گزارش می افزاید، ناگفته نماند که سازمان هواپيمايي كشوري به عنوان نهاد حاکمیتی، مسئول تأمين زندگی كارمندان شركت هاي هواپيمايي نیست، بلكه تأمين كننده بي خطري وسيله پرنده و حافظ ايمني حمل و نقل هوايي مردم است که در این زمینه، باید شرکت های خصوصی با مدیریتی کارآمد، مانع تضرر شرکت و بیکاری کارمندانشان شوند.

 

از سوی دیگر، حال كه مجلس محترم شوراي اسلامي، آمادگي هر نوع همكاري خود با دولت را براي تهيه ناوگان نو و بيرون راندن هواپيماهاي فرسوده اعلام كرده و پيشنهاد خريد بیست فروند هواپيماها از سوي مجلس داده شده، باز هم برخی بر این پافشاری دارند كه ارابه هاي مرگ، همچنان در آسمان ايران براند که البته باید زمینه و بسترهای لازم برای انجام این مهم صورت پذیرد.

 

گفتنی است، مشخص نیست، چرا مديران اين شركت، گزارشي به مردم مبني بر کارهای اساسي كه تاكنون پيرامون نوسازي ناوگان خود انجام داده اند، ارایه نمي كنند و در اين مدت، هيچ اقدامي مبنی بر خريد، يا حتي اجاره هواپيماهاي نو با عمر كم نكرده اند؟!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} تفاوتهای انقلاب مصر با جنبش سبز   چند روز گذشته کمابیش اکثر کشور‌های عمده عرب منطقه شاهد تظاهرات مردمی بر ضدّ حکومتهای غرب گرا و دیکتاتور خود بوده اند. اما از میان این کشورها مصر ، به واسطه مرجعیت خود در جهان عرب و شباهتهای جمعییتی و تاریخی‌، بیشترین شباهت را به ایران دارد.   گذشته از از شباهتهای بالا، عوامل مشترک دیگری هم در این دو رویداد وجود دارد که این مقایسه(بین قیام مصر و شورش اعتراضی سبز) را آسانتر می‌کند. به طور مثال، مقایسه عملکرد شبکه تلویزیونی بی‌ بی‌ سی‌ که نقش زیادی در گزارش این دو رویداد بازی می‌کند، میتواند نشاندهنده تفاوت برخورد رسانه‌های غربی با اعتراضات ایران و مصر باشد.   جان لاینز،خبر نگار بی‌ بی‌ سی‌ در زمان اعتراضات ایران،که همیشه در گزارشهای خود طرفداران جمهوری اسلامی و یا بسیجیان را به رسم غرب گرایان و سبز ها با عنوان اوباش خطاب میکرد، در حال حاضر به عنوان خبر نگار بی‌ بی‌ سی‌ در مصر انجام وظیفه می‌کند و یا پونه قدوسی، گزارشگر مشترک بی‌ بی‌ سی‌ فارسی و انگلیسی‌، گزارش تظاهرات اعتراضی بعد از انتخابات را در بی‌ بی‌ سی‌ فارسی، و قیام مصر را در بی‌ بی‌ سی‌ ورلد(انگلیسی‌) بر عهده دارد.   کسانی‌ که در زمینه خاور میانه اطلاعاتی‌ دارند میدانند که در ایران مانند بسیاری از دیگر کشورهای خاور میانه، بدنه جامعه متشکل از یک اکثریت قاطع مذهبی‌ و مسلمان که ملتزم به سنتهای اجتماع خود هستند و یک اقلیت شبه مدرن با اکثریت سکولار و یا لأییک و غربگرا، که از سنتهای خود بیزار و به دنبال تبدیل جامعه کشور خود به یک جامعه به اصطلاح غربی هستند.   تفاوت بین ایران و مصر اما از همین جا آغاز میشود. در ایران حکومت، نماینده اکثریت سنتی و مذهبی‌ جامعه خود است، چون مردم در یک فرایند دمکراتیک اجازه انتخاب داشته اند، اما حکومت مصر نماینده اقلیت ضدّ دین و غربزده کشور خود است، چون مردم حق اظهار نظر نداشته اند و این حکومت تنها با پشتوانهٔ کمکهای اقتصادی و نظامی جهان غرب بر مصر حکمرانی می‌کند.   همین تفاوت، قابل مشاهده در تظاهرات ایران و مصر هم هست.اکثر خوانندگان این مطلب، شاهد گزارش‌های هر دو تظاهرات بوده اند. در تظاهرات سبزها، اکثر بنرها و نوشته‌ها که سبز‌ها حمل میکردند به زبان انگلیسی‌ بود، به شکلی‌ که مخاطب خود را در کشور‌های غربی جستجو میکردند، تمام تلاش سبزها برقراری تماس با شبکه های تلویزیونی غربی بود و عکسها و گزارش‌ها که بسیاری از آنها اغراق شده هم بود، به دنبال مخاطب زاغ و بور اروپا‌ای و آمریکا أای بود. چون تظاهر کنندگان در ضمیر نا خود آگاه خود میدانستند شعار‌های غرب گرایانه آنها مخاطب مسلمان ایرانی‌ ندارد.   اما به تظاهرات مصر نگاهی‌ بیاندازید، تمام شعار‌ها رویکرد اسلامی و مطابق با فرهنگ مصری دارد. به غیر از چند استثنا، تمام بنرها و نوشته‌های در دست مردم به زبان عربی‌ و به دنبال مخاطب مصری است.   دیگر تفاوت قابل ذکر، شیوه گزارش این دو رویداد به وسیله خبر گزاریهای غربیست. در اینجا با توجه به عوامل مشترک که در صدر مطلب ذکر شد، بی‌ بی‌ سی‌ را به عنوان خبرگزاری شاهد در نظر میگیریم.   در چند روز اول اعتراضات بعد از انتخابات ایران که بی‌ بی‌ سی‌ هنوز فعال بود، جان لاینز، گزارشگر این شبکه با توجه به شناختی‌ که از عوامل این اعتر

اضات داشت و میدانست مورد استقبال سبزها قرار می‌گیرد، به قلب اجتماعات سبزها رفته و شایعه‌های رایج میان جماعت سبز را با آب و تاب به عنوان خبر به مخاطبان خود عرضه میداشت. سبز‌ها دور او جمع میشدند و به زبان فصیح انگلیسی‌ شعارهای ضدّ حکومتی و ضدّ ایرانی‌ خود را برای شیرین کردن خود در دل‌ اوباما و کلینتون فریاد می‌زدند. گویی به صورت غیر مستقیم میگفتند ما راا ببینید که چه قدر شما رو دوست داریم، پس چرا نمی‌‌آئید که ایران را گلستان کنید؟!   حال خاطرات بی‌ بی‌ سی‌ فارسی را مرور کنید. پونه قدوسی و دیگر مجریان این شبکه بی‌ طرف! با هر کس که خود را شاهد اعتراضات معرفی‌ میکرد در برابر دوربین مصاحبه کرده و هر حرف و گزارش بی‌ سند و مدرکی‌ را از قول آنها به عنوان خبر عرضه میکردند. چقدر کشته و مجروح خیالی که بی‌ بی‌ سی‌ و سبزها در گور نکردند. تحلیل‌های آبدوغ خیاری که جای خود داشت، هر روز، روز آخر رژیم بود.   حالا به شیوه گزارش تظاهرات مصر نگاهی‌ بیندازیم. تمام گزارش‌های بی‌ بی‌ سی‌ از راه دور و در حاشیه تظاهرات است، در حالی‌ که گزرشگران با کلاه جنگی خبر را گزارش میکنند. مصریها توجهی‌ به دوربین خبری آنها نشان نمیدهند و تمام شعارها به زبان عربیست. مردم مصر میدانند انقلاب آنها مورد علاقه غربیها و تلویزیون‌های آنها نیست. اصلا تمام مشکلات آنها از پشتیبانی‌ دول غربی از دیکتاتور مصر است. همان دیکتاتوری که در بی‌ بی‌ سی‌ و دیگر رسانه‌های غربی ظاهر میشود و داد از پیشرفت مصر میدهد.   رسانه‌های غربی تعداد کشته و مجروحان را به گفته پونه قدوسی(روز جمعه۲۸/۰۱/۲۰۱۱)فقط وقتی‌ اعلام میکنند که از طریق بیمارستان و وزارت بهداشت دولت مصر به شکل رسمی‌ گزارش شده باشد. آیا انجام اینکار در زمان التهابات ایران امکانپزیر نبود؟   روش اعلام کشته و مجروحان این دو اتفاق بسیار گویاست. به این مثال توجه کنید. حتمأ به شیوه رأی دادنهای اینترنتی به نظرات دیگران در وب سایتهای مختلف نگاهی‌ کردید. چون اینجا فضای مجازیست، یک نفر میتواند صد بار با صد ای دی و با شیوه‌های سازماندهی شده به موضوعات مورد نظر خود رأی مثبت یا منفی‌ بدهد. واحد‌های سایبری سرویسهای اطلاعاتی غرب، واحد‌های چند ده نفره دارند که کارشان گذاشتن کامنت و رأی دهی‌ و نظر سازی و هدایت افکار کاربران اینترنتی ایرانیست.   در زمان اتفاقات تلخ بعد از انتخابات کار بعضی‌ از افراد اعلام کشته‌های دروغین و تظاهرات خیالی بود.اینها با روشهای مختلف و سازمان یافته در جهت دهی‌ افکار عمومی‌ فعالیت میکردند و هدف آنها ایجاد هر چه بیشتر هرج و مرج بود. بی‌ بی‌ سی‌ و دیگر رسانه‌های جهان غرب با اطلاع و دانش این موضوع ، دست به خبر سازی بر اساس این شایعه‌ها میکردند، چون در جهت هدف آنها(سرنگونی دولت ایران) بود. اما در مصر کاملأ در جهت مخالف قدم بر میدارند.یعنی‌ آمار دولت مبارک که سعی‌ در نشان دادن کم تعداد بودن شهدا و مجروحان را دارد، مرجع اخبار این رسانه هاست.   و اما در پایان روشن است که چرا شورش سبز شکست خورد اما انقلاب‌های تونس و مصر پیروز شده و یا در حال پیروز شدن هستند. انقلاب‌های منطقه بر اساس خواست اکثریت مردم دیندار و وطندوست بنا شده و در نتیجه پیروز هستند، اما جبهه سبز ایران نماینده اقلیت ضدّ دین و ضدّ ایران بود که استقلال میهن عزیز ما، ایران را هدف قرار داده بود، که با حرکات توده‌های مردم ایراندوست در ۹ دی‌ و ۲۲ بهمن به گوشه انزوا خزید.   ا.توسّلی   *** - هزینه بازنشر توسط مطبوعات و سایت‏ ها: 3 صلوات، کمک مالی شهرداری به فتنه سبز! انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران با کمک شهرداری تهران در جشن سالانه خود به برخی از اعضاء گروهک غیرقانونی «شیرین عبادی» (کمپین یک میلیون امضاء) و نویسندگان روزنامه توقیف شده «اعتماد ملی» جایزه داد و همچنین از «هوشنگ کاووسی»، رئیس اداره سانسور فیلم در رژیم ستم شاهی، تجلیل کرد! کیهان نوشت:   این جوایز با حمایت مالی موسسه «توسعه تصویر شهر» (وابسته به سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران» جمعه شب (9 بهمن 89) در «فرهنگسرای ارسباران» اهداء شد و نویسندگان و خبرنگاران نشریات زنجیره ای دوران اصلاحات طیف غالب برگزیدگان جشن سالانه «انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران» را تشکیل می دادند.   همچنین خبرنگاران و نویسندگان ماهنامه «فیلم» بسیاری از جوایز این جشن را به خود اختصاص دادند. این ماهنامه سینمایی که در طول 2 دهه گذشته از حامیان «مکتب سینمای سیاه» (سینمای جشنواره ای) و مبلغ سینمای هالیوود است، تا سال 1380 روابطی نزدیک با «سیامک پورزند» (عامل سرویس جاسوسی CIA) داشت و کارگردان فرهنگی «حزب رستاخیر» در عصر پهلوی دوم، آن را منتشر می کنند.   اهداء جایزه به اعضاء گروهک غیرقانونی شیرین عبادی و تجلیل از کارگزاران فرهنگی رژیم ستم شاهی و تقدیر از نویسندگان روزنامه های سران فتنه (اعتماد ملی) در حالی توسط انجمن منتقدان سینمایی و با حمایت مالی شهرداری تهران صورت می گیرد که هویت و ماهیت این جریان های فاسد فرهنگی برای ایرانیان افشاء شده است، اما برخی نهادها می کوشند تا با برگزاری چنین جشن هایی(!) از مرگ عوامل فرهنگی جریان فتنه جلوگیری کنند.   گفتنی است ریاست انجمن منتقدان سینمایی - که از صفوف خانه سینما است - تا پیش از این برعهده یکی از نویسندگان اصولگرا بود و پس از پایان دوران مسئولیت وی، رویکرد جدیدی در حمایت از عوامل فتنه در حال شکل گیری است.

وقتی اخراج از دانشگاه برای "کوچک زاده" سبب خیر شد

 

 نماينده مردم تهران در مجلس گفت: قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به دستور گارد دانشگاه، من و عده‌اي از دوستان را از دانشگاه اخراج كردند كه اين اخراج براي ما سبب خير شد چرا كه فرصتي مناسب را براي حضور در تظاهرات و فعاليت‌هاي جانبي برايمان مهيا كرد.

مهدي كوچك‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا» با اشاره به فعاليت‌هاي خود در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي اظهار داشت: بنده قبل از انقلاب در دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران مشغول به تحصيل بودم كه از همان ابتداي ورود به دانشگاه با شروع تظاهرات و اعتصابات دانشجويي مواجه شديم.

 

* ايجاد فرصت حضور در تظاهرات با اخراج از دانشگاه

 

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به دستور گارد دانشگاه، من و عده‌اي از دوستان را از دانشگاه اخراج كردند كه اين اخراج براي ما سبب خير شد چرا كه فرصتي مناسب را براي حضور در تظاهرات و فعاليت‌هاي جانبي براي ما مهيا كرد.

 

وي موثر‌ترين عامل اتحاد و جذب جوانان در اوايل دوران انقلاب را اخلاص و صداقت امام خميني (ره) در گفتار و رفتار دانست و افزود: ساده‌زيستي و بي‌توجهي به مظاهر مادي و رهنمود‌هاي به موقع امام خميني (ره)، مهمترين عامل براي جذب و اتحاد جوانان در آن زمان بود.

 

كوچك‌زاده ادامه داد: از طرف ديگر ظلم‌ و جنايت‌ رژيم شاهنشاهي باعث شده بود تا هر انسان آزاده‌اي از وضعيت موجود آن زمان ناراضي باشد و همين امر باعث شد تا انگيزه جوانان براي مقابله با ستم و اتحاد با يكديگر مضاعف شود.

 

عضو كميسيون شوراها و امور داخلي مجلس با بيان جايگاه ولايت فقيه در انقلاب اسلامي تصريح كرد: اگر مي‌بينيم كه جوانان در اوايل انقلاب تا سرحد جان در اين نهضت بزرگ به ميدان آمدند به علت جايگاه امام خميني(ره) و ولايت‌پذيري مردم بود به طوري كه مردم در مقابل ظلم و ستم رژيم شاهنشاهي، تنها راه نجات از آن مصيبت را، تبعيت از فرمايشات امام خميني (ره) مي‌دانستند.

 

* آرمان‌هاي انقلاب به نحو مطلوب به نسل سوم منتقل نشده است

 

كوچك زاده افزود: متأسفانه آنگونه كه شايسته است پيام و عظمت جايگاه انقلاب به نسل سوم منتقل نشده است و جوانان امروز با بسياري از زوايا و جزئيات حوادث سال‌هاي اوايل انقلاب و رفتارهاي ايثارگرايانه و مخلصانه مردم آشنا نيستند.

 

وي علت ناآشنا بودن نسل سوم از اين حوادث را رفتارهاي نامناسب عده‌اي دانست كه هرچند جزء هستند اما در برهه‌اي از زمان در دوران مسئوليت‌شان دچار خطاها و رفتارهاي نامناسب شدند.

 

كوچك‌زاده ادامه داد: رفتار نامناسب يك فرد معمولي كه هيچ مسئوليتي ندارد قابل گذشت است اما رفتار نامناسب و دنيا‌طلبي توسط يك مسئولي كه ده‌ها هزار نفر او را زير ذره‌بين قرار داده‌اند غيرقابل گذشت است؛ ممكن است زماني كه نسل سوم اين عده را مشاهده مي‌كنند نسبت به ديگر مسئولين هم بدبين شوند.

 

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي يكي از دلايل ضعف در انتقال پيام و آرمان انقلاب به نسل سوم را هجوم بي‌وقفه دنياي غرب با تبليغات رسانه‌اي كه از طريق ماهواره و اينترنت صورت مي‌گيرد، دانست و افزود: انقلاب اسلامي پيام ظلم‌ستيزي و عدالت‌خواهي را در جهان به گوش همگان رسانيد و غرب هم در مقابل با هجوم تبليغاتي رسانه‌اي تلاش دارد كه پيام اصلي انقلاب اسلامي را وارونه به جوانان تزريق كند كه متاسفانه ما در مقابل آنان از امكانات كمتري برخوردار هستيم.

 

كوچك‌زاده ادامه داد: هم‌اكنون ما ايده‌هاي بسيار مقدس و بزرگي را براي انتقال پيام و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي به جوانان داريم اما در مقابل امكانات فيزيكي و منابع مادي دشمن كه رسانه‌هاي بسيار زيادي را در دست دارد، عقب هستيم.

 

وي با اشاره به نقش صدا و سيما در مورد انتقال پيام و اهداف انقلاب اسلامي به جوانان اظهار داشت: به نظر بنده در صدا و سيما علي‌رغم وجود مديران دلسوز و شايسته كه در بسياري از بخش‌ها فعال هستند در مقابل در بدنه و بخش فرهنگي كشور به خصوص در عرصه سينما، تئاتر و موسيقي، افرادي وجود دارند كه اهدافشان با اهداف مديران صدا و سيما در تناقض است.

 

كوچك زاده افزود: در ميان اهالي هنر برخي افراد از سوي منابع خارجي و دشمنان اين ملت براي مبارزه با ارزش و آرمان‌هاي اصلي انقلاب، تربيت شده‌اند و بعضاً برنامه‌هايي توليد مي‌شود كه فرهنگ نامناسب را ترويج مي‌دهد و متاسفانه اين امر مورد غفلت واقع مي‌شود.

 

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: البته اين نكته را بايد اضافه كرد كه افراد دلسوز و فداكاري در مجموعه صدا و سيما كه به عنوان دانشگاه ملي قلمداد مي‌شود وجود دارند كه فعاليت‌هاي بسيار ارزنده‌اي را ارائه كرده‌اند.

 

كوچك‌زاده برخي از فعاليت‌هاي صدا و سيما را در بزنگاه‌هاي بسيار حساس سياسي پسنديده و قابل تقدير دانست و افزود: برخي از توليدات صدا و سيما براي نسل جوان بسيار اثر‌گذار بوده است به خصوص نسبت به اصلي‌ترين چهره انقلاب يعني امام خميني (ره) برنامه‌هاي بسيار ارزنده‌‌اي توليد شده است.

 

وي ادامه داد: از طرفي ديگر بايد گفته شود كه گاهي اوقات در صدا و سيما بي‌دقتي و يا خداي ناخواسته بي‌توجهي نسبت به برخي از مسائل فرهنگي ديده مي‌شود كه اين موضوع شايسته دستگاه بزرگ و پرتاثيري مانند صدا و سيما نيست.

 

*حساب ارزش‌ها و آرمان‌ها را از افراد جدا كنيم

 

عضو كميسيون شوراها و امور داخلي مجلس بيان داشت:‌ بايد در ذهن مردم حساب ارزش‌ها و آرمان‌ها را از افراد جدا كنيم چرا كه افراد بشر هميشه در معرض وسوسه‌هاي نفساني و شيطاني هستند و ممكن است كه برخي افرادي در انقلاب سهمي داشتند بعد از مدتي گرفتار وسوسه‌هاي نفساني شوند و ريزش پيدا كنند.

 

كوچك‌زاده گفت: بايد اين موضوع به خوبي تبيين شود كه اهداف انقلاب چه بوده و چه خواهد بود تا اگر رفتار مسئولي با اهداف و ارزش‌هاي انقلاب در تعارض بود، عموم افراد جامعه بتوانند به راحتي اين افراد را معيار و الگوي حق و باطل قرار ندهند.

 

وي ادامه داد: به فرمايش رهبر معظم انقلاب بايد مسائل را شفاف بگوييم تا تعارض رفتار‌هاي برخي افراد، با ارزش‌هاي انقلاب باعث نشود تا برخي از مردم و مسئولان معيار حق و باطل را اشخاص قرار دهند و سرنوشت انقلاب را با افراد گره بزنند.


آقاي هاشمي! سياست آن‌قدرها هم ارزش ندارد

پيش‌تر سايت ايشان وقتي مي‌خواست مطلبي عليه دولت و احمدي‌نژاد بنويسد در لفافه و غير مستقيم مي‌نوشت اما حالا ديگر شمشير را از رو بسته است. اين سايت در مطلبي با عنوان «از نیم قرن ولایتمداری هاشمی تا گمگشتگان ولایت احمدی نژاد!» مي‌نويسد...

 

بولتن نيوز: ترم دوم دانشگاه بودم. سال 84. روزهای انتخابات نهم ریاست جمهوری بود. یادش به خیر. چه انتخاباتی بود آن دوره. مخصوصا دور دوم. یک جنگ به تمام معنا «نابرابر». احمدی‌نژاد یک طرف بود و «همه» یک طرف دیگر. اصلا همه‌ي ماجراهاي اين چند ساله‌ي اخير از همان‌جا شروع شد. یکی دو روز بعد از اعلام نتایج، رفتيم دانشگاه. استاد زاد الله امثاله سر کلاس آمد. اول شروع کرد از «چرخش نخبگان» ویلفردو پارتو و موسکا حرف زدن كه چنين انتخابي براي آينده‌ي كشور مفيد و لازم بود. و بعد هم جمله‌ای از ماکیاولی روی تخته ی سیاه نوشت:

 

«سیاست‌مدار بزرگی که از کار برکنار شده مانند نهنگ خشمگینی است که آن قدر خود را به کشتی می‌کوبد که هم خود و هم کشتی را نابود سازد.»

 

 

 

من از ماكياولي و رئاليسم سياسي متنفرم. به خاطر همين پايان‌نامه‌‌م را كه بخشي از آن ارتباط پيدا مي‌كرد با ماكياولي و تا نصف انجام‌ش‌ داده بودم كنار گذاشتم و از نو شروع كردم به نوشتن يك پايان‌نامه‌ي ديگر. اما راست‌ش ديروز كه سايت آقاي هاشمي رفسنجاني را ديدم ناخودآگاه ياد ماكياولي و جمله‌ي فوق‌الذكرش افتادم. انگار اين سايت به تمام معنا مي‌خواهد نظريه‌ي ماكياولي را تحقق بخشد.

 

پيش‌تر سايت ايشان وقتي مي‌خواست مطلبي عليه دولت و احمدي‌نژاد بنويسد در لفافه و غير مستقيم مي‌نوشت اما حالا ديگر شمشير را از رو بسته است. اين سايت در مطلبي با عنوان «از نیم قرن ولایتمداری هاشمی تا گمگشتگان ولایت احمدی نژاد!» مي‌نويسد:

 

«از آن روز به بعد شاخص بصيرت اينها ديگر ولايت فقيه نبود شاخص بصيرت اينها شخصي بود که ديگر اعلام کرده بود مي‌خواهد به اجتهاد شخصي اش عمل کند! و اين‌گونه بود که نظرات مقام معظم رهبري در مورد رحيم مشايي، عدم حجيت اعترافات متهمان عليه ديگران، دوري از فضاي تهمت زني رسانه‌اي، پرهيز از تشويش اذهان عمومي با نظرات رسانه اي شاذ، حفظ ساحت مراجع عظام، پرهيز از موازي کاري در امور سياست خارجي، تمکين به اجراي قوانين مصوب مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام، توجه به اسناد بالادستي نظام و به ويژه سند چشم انداز ?? ساله نظام ، حفظ شان ساير قوا و ارکان قانوني نظام از جمله مجمع تشخيص مصلحت نظام و... به علني ترين شکل ممکن زمين ماند و اينها نه تنها در دفاع از ساحت نظرات ولي امر خود دم بر نياوردند بلکه هم آواي صدايي شدند که خود باني اموري شد که بيشترين هزينه هاي اش براي نظام و شخص رهبري بود!»

 

 

 

ادعاي هزينه كردن احمدي‌نژاد از ولايت و رهبري در حالي از سوي اين سايت گفته مي‌شود كه چند خط پايين‌تر در همين نوشته، براي حق جلوه دادن اعمال آقاي هاشمي، طبق معمول هميشه بيشترين هزينه را از رهبري انجام مي‌دهد و مي‌نويسد:

 

«اثبات اين نکته بر همه آنان که بر عمق دوستي 60 ساله ايشان و رهبري واقف بودند و از سويي نيز بر بصيرت تاريخي اين مجتهد سياسي امين امام و رهبري آگاه بودند مدتهاست روشن شده که نسبت ادعايي ولايتمداري اين جريان نسبت عميقي نبوده و نيست و به خصوص در ميدان سياسي کشور در حوادث بعد از انتخابات به عينه به اثبات رسيد که از طرفي بر آتش اختلافات افروختند و از طرف ديگر هزينه هاي آن را به سوي رهبري متوجه کردند و بسيار ناجوانمردانه تر اينکه در همان ايام حتي از اعمال نظرات صريح رهبري هم سرباز زدند!...

 

حالا شايد کمي بهتر بتوان تلاش بي وقفه اين جريان رسانه اي را براي جدا کردن اين دو يار ديرين انقلاب و حتي مساعي نااميدانه اينها را براي خالي کردن صندلي رياست مجلس خبرگان رهبري را از حضور آيت الله هاشمي درک کرد که همچون اسلاف گذشته خود خوب مي دانند راه تضعيف رهبري از تخريب هاشمي مي گذرد!»

 

 

 

اين سايت در مطلبي ديگر به روزنامه‌ي كيهان و به طور خاص به يادداشت حسين شريعتمداري كه در واكنش به متن 19 دي آقاي هاشمي نوشته شده بود اشاره كرده و مي‌نويسد:

 

«اينکه کيهان از درک قلم آيت الله هاشمي غافل بماند نکته تازه اي نيست چرا که وقتي پس از قريب 23 سال بعد از  نوشتن نامه سال 59 هاشمي به امام در مورد رئيس جمهور منحرف متحيرانه پرسش کردند که واقعا در زمان نوشتن آن نامه و آن جملات به امام چه حالي داشتيد؟ مي توان بر عمق آن واقف شد. اما نکته عجيب در آن است که همين ها چند سال بعد به خود اجازه بدهند که در نگارش شخصي يادداشت آيت الله هاشمي تشکيک کنند و مدعي شوند که اين قلم ، قلم هاشمي نيست! ولي بر اين هم چندان نبايد خرده گرفت چرا که اصولا براي اين جريان ميزان حال افراد است و شاخص تعيين اين ميزان هم خود اينها ! وگرنه مگر اينها نمي دانند قلم هاشمي بيش از نيم قرن سابقه دارد و قريب به اتفاق اطلاعيه هاي جامعه روحانيت مبارز در دوران مبارزه به همين قلم مستظهر است که اينها هنوز بر بصيرت و نفوذش غافلند!»

 

 

 

اين قلم همان موقع كه متن يادداشت 19 دي آقاي هاشمي را خواند متني نوشت با عنوان «پشت پرده‌ي سايت هاشمي دات آي آر». در آن متن كه به زعم برخي از دوستان كمي تند نوشته شده بود به نكاتي پيرامون يادداشت ايشان اشاره كردم. اما همان روز كه يادداشت حسين شريعتمداري عزيز را در كيهان خواندم مقداري از كار خود پشيمان شدم. آخر شريعتمداري با ده‌ها لطايف‌الحيل سعي داشت تا چنين به مخاطب القا كند كه اين نوشته، كار خود هاشمي نيست و اصلا از شخصيتي چون هاشمي با آن سابقه چنين كاري عجيب به نظر مي‌آيد. درحقيقت شريعتمداري با اين كار مي‌خواست هاشمي را با چنگ و دندان هم كه شده نگاه دارد. و من از كار خودم پشيمان شده بودم كه چرا مانند شريعتمداري عمل نكردم و به جاي متن سلبي، يك متن ايجابي ننوشتم. و حال عجيب اين‌كه امروز سايت هاشمي در قبال چنين عملي، اقدام به مؤاخذه‌ي شريعتمداري كرده است!

 

عجيب‌تر اين‌كه نگارنده‌ي اين متن سعي دارد چنين وانمود كند كه ارتباطي بين كيهان و احمدي‌نژاد هم وجود دارد. ادعاي مضحكي كه امروزه همگان بر كذب بودن آن اذعان دارند. آخر چطور نامه‌ي احمدي‌نژاد به مجمع تشخيص كار كيهان بوده در حالي‌كه همين چند ماه پيش احمدي‌نژاد در مصاحبه‌ با روزنامه‌ي ايران در كمال ناباوري به طور تلويحي اعلام كرد كه با طرز تفكر روزنامه‌اي چون كيهان مخالف است و اين‌ها را اصول‌گرا هم نمي‌داند! و در جايي ديگر نيز گفت كه اصلا چنين روزنامه‌هايي را نمي‌خواند.

 

و اعجاب‌آور تر از همه اين‌كه در پايان اين مطلب هم نگارنده، كيهان را به اجير بودن قلم متهم مي‌كند و مي‌نويسد:

 

«البته اين را هم نه چندان عجيب بايد دانست چرا که قلم کيهان آنچنان در خدمت است که اولين انتقاد عليه بيانيه 19دي ماه هاشمي در دفاع از کيان روحانيت، مرجعيت و ولايت فقيه را مي تراود! اميدواريم دامنه اين اشتراک قلم خداي ناکرده به تحليل کيهان در سال 82 عليه اصل ولايت مطلقه فقيه و ادعاي طراحي آن براي تابع کردن فقهاي شوراي نگهبان از امام راحل (ره) نيانجامد چرا که مهم ترين هدف جريان ضد روحانيت بعد از تخريب روحانيت ، ساحت مراجع و ارکان قانوني نظام به يقين جايگاه ولايت فقيه است.»

 

 

سؤال اين‌كه قلم كيهان در خدمت چه كس يا كساني است؟

 

مسلما با جريانات اصلاح‌طلب و سلطنت‌طلب و ضد انقلاب كه نيست. چرا كه بيشترين هجمه‌ي كيهان به همين طيف است. با جناح هاشمي و كارگزاران هم كه نيست كه اگر بود اين همه در اين يادداشت به او حمله نمي‌شد. پس ديگر چه جرياني باقي مي‌ماند جز جريان حزب‌الله! نگارنده‌ي يادداشت فوق به خوبي مي‌داند كه كيهان به طور غير مستقيم وابسته به نهاد رهبري است و آيا از همين روي متهم به قلم به دست بودن مي‌شود؟!

 

 

 

تأمل در يادداشت‌ها و مطالبي كه بر روي اين سايت قرار مي‌گيرد به وضوح نشان مي‌دهد كه جريان و اشخاصي سعي دارند به هر نحو ممكن كه شده، هاشمي را از انقلاب جدا كنند.

 

جناب آقاي هاشمي!

 

مدافع شما همين بچه بسيجي‌ها و حزب‌اللهي‌ها بودند نه دوم‌خردادي‌هاي فرصت‌طلب برانداز. حال چه شده است شما را كه دست دوستي به سوي كساني دراز كرده‌ايد كه روزگاري نه چندان دور، بدترين توهين‌ها را به شما كرده‌اند و لقب «عاليجناب سرخ‌پوش» به شما داده‌اند! نگارنده‌ي اين سياهه در زمان دوم خرداد دانش‌آموز دبيرستان بود. اما با همان حال و هواي دوران نوجواني وقتي كه ديد از هر طرف به شما مي‌تازند در حد توان و معلومات خودش به دفاع از شما پرداخت. كه البته هنوز هم به آن كار مفتخر است. اما حالا وقتي مي‌بيند كه شما و دشمنان‌تان هر دو در يك جبهه قرار گرفته‌ايد...

 

 

 

آقاي هاشمي!

 

در شأن چون مني نيست كه شما را انذار دهم - و اصلا براي خود شما هم خوب نيست- اما باور بفرماييد سياست آن‌قدرها هم ارزش ندارد كه به‌خاطر آن به همه‌ي مجاهدت‌ها و تلاش‌هاي خود پشت پا بزنيد.

 

باور كنيد كه ما به هيچ‌وجه دوست نداريم كه شما از انقلاب و ولايت جدا شويد. خودتان را از اين حلقه‌اي كه در آن محاصره شده‌ايد جدا كنيد. اين آرزوي همه‌ي ما است. و اين را هم بدانيد كه اين ملت بعد از جريان فتنه نه دلبسته‌ي شما، نه احمدي‌نژاد و نه هر كس ديگري هستند. الا «ولايت». 

مجتبی محمدی نژاد

کاردانی نرم افزار


+ نوشته شده توسط دانشجويان در شنبه بیست و سوم بهمن 1389 و ساعت 11:39 |

نظر امام عصر(عج) در خصوص کشیدن سیگار

در راه نجف می رفتیم که بعد از طی مسیر طولانی در جایی اطراق کردیم تا خستگی در کنیم . به آن سید بزرگوار میوه و نان تعارف کردم و گفتم قلیان یا سیگار کدام یک را میل دارد برایتان آماده کنم ؟ اما با کمال تعجب شنیدم که گفت . . .

بولتن نیوز :مرجع بزرگوار تقلید شیعیان حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره) که از بزرگان حوزه علمیه قم بود و کتابخانه عظیم وی در حال حاضر یکی از بزرگترین مرجع های استفاده طلاب و عموم مردم در خصوص کتاب های دینی است.این زعیم بزرگوار شیعه در تعریف سرگذشت زندگی خود به نحوه تشرف خود به محضر حضرت ولی عصر ارواحنا فداه اشاره می کند که در پی می آید :

مدت ها بود قصد عزیمت به نجف اشرف را داشتم ولی هربار به دلیلی نمی شد . قصد کرده بودم که بعد از نجف به سامرا هم بروم بلکه شاید بعد از این همه انتظار بتوانم مولایم امام زمان (عج) را زیارت کنم. مقدار زیادی راه رفته بودم که در تاریکی شب مسیر حرکت را گم کردم و هرچه کردم خسته و درمانده نتوانستم راه را بیابم . خیلی ناراحت شدم در آن تاریکی صحرا و گم شدن و ترس حمله حیوانات وحشی همه باعث شد در دل شب از ته دل از خدا بخواهم من که به شوق دیدن ولی عصر آمده بودم را کمک کند. ناگهان دیدم سواری بر اسب به سمت من آمد و من را با اسم صدا زد . خیلی ترسیده بودم که نکند راهزن باشد اما سید بزرگواری بود با چهره ای نورانی که من اینقدر درمانده شده بودم اصلا توجهی نکردم که اسم من را از کجا می داند.جلو آمد و پرسید: چرا ناراحتی؟ قضیه را بازگو کردم .

آن سید بزرگوار گفت با من بیا که من راه را بلدم و من هم بی اختیار با او همسفر شدم.اصلا نمی دانم چرا به او اعتماد کردم.راه زیادی به سمت کوفه رفتیم و خسته در جایی چادر زدیم . سپس با آن بزرگوار به حرف نشستم و گفتم که برای دیدار محبوبم به سمت سامرا میروم .سپس آن آقا سوالاتی از من در خصوص احکام دین پرسید و بعضی اشکالات من را در مسائل فقهی برطرف کرد .مثلا در خصوص نحوه تسبیح با استخاره و ... مطالبی را به من آموخت و بعد از کمی استراحت به سمت مسجد کوفه راه افتادیم . بعد از رسیدن به مسجد کوفه نماز های مقام های مسجد را ناخودآگاه به امامت ایشان اقامه کردم و سپس راهی نجف شدیم . در راه نجف می رفتیم که بعد از طی مسیر طولانی در جایی اطراق کردیم تا خستگی در کنیم . به آن سید بزرگوار میوه و نان تعارف کردم و گفتم قلیان یا سیگار کدام یک را میل دارد برایتان آماده کنم ؟ اما با کمال تعجب شنیدم که گفت ما از این فضولات دنیایی شما مصرف نمیکنیم.کمی با هم میوه خوردیم و آن سید بزرگوار بلند شد که برای نماز صبح وضو بگیرد، سر که برگرداندم دیدم که نیست هرچه صدایش کردم جوابی نشنیدم . تازه آن جا بود که بعد از این همه وقت فهمیدم آن سید بزرگوار محبوب دل من و همه شیعیان جهان حضرت ولی عصر (عج) بوده است.


 

موسوی:مصری ها هم جنبش سبزی اند

میرحسین موسوی انقلاب مصر را ادامه راه جنبش سبز نامید.

بولتن نیوز : میرحسین موسوی که ماهها است بیاینه نویسی را کنار گذاشته و مشغول اطلاعیه نویسی شده است، انقلاب و حرکت مردمی و معترضانه مصری ها را ادامه راه جنبش سبز دانست.

وی براندازی حکومت دیکتاتوری عرب و نهضت سراپا غیرت و اقتدار مردم و جوانان مصر را به شیوه ای کاریکاتورگونه با سطل آشغال آتش زدن در تهران مقایسه کرد و نوشت: بدون هیچ شکی نقطه ی آغازین آنچه در خیابان های تونس و صنعا و قاهره و اسکندریه و سوئز شاهد آن هستیم را باید در تظاهرات چند میلیونی ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد تهران جستجو کرد. روزهایی که مردم با شعار “رای من کجاست؟” به خیابان ها آمدند.

وی در این اطلاعیه ضمن شبیه دانستن حکومت مبتنی بر رای مردم در ایران با نظام دیکتاتور و فاسد مصر نوشت: امروز دامنه ی شعار “رای من کجاست؟” مردم ایران، به شعار “الشعب یرید اسقاط النظام” در قاهره و سوئز و اسکندریه رسیده است. برای کشف راز این پیوندها و مشابهت ها لازم نیست جای دوری برویم. کافی است شیوه ی انتخابات اخیر مصر را با انتخابات های خود مقایسه کنیم و اینکه رئیس شورای نگهبان از بی نیازی به آرا میلیون ها شهروند سبز سخن می راند.

موسوی که به دروغ بزرگ سال ۸۸ شهرت پیدا کرده است در ادامه مدعی شده است که اگر در مصر هم تقلب انتخاباتی صورت نمی گرفت کار فراعنه مصری به اینجا نمی کشید.

البته این بخش اطلاعیه موسوی به نظر منطقی می رسد.بدون تردید مردم آزادیخواه و عدالتگرای مصری با دیکتاتور عرب همان می کنند که مردم ایران با فراعنه سبز کردند.


 

نمازجمعه مصر و نمازجمعه مختلط آشوبگران!

شبکه ایران بررسی می‌کند؛

از نمازجمعه انقلابیون مصر تا نمازجمعه مختلط آشوبگران ایران!

فعالان سیاسی معتقدند شورش‌های مردمی در کشورهای دیکتاتور عرب جلوه‌ای حقیقی از جنبش اسلامخواهی مردم مسلمان منطقه است؛ در حالی که جریان کودتای رنگی ناکام در ایران با توسل به اقدامات دین ستیزانه و ضد اسلامی، تنها به دنبال بازگشت به عقب و بازگرداندن غرب به عرصه مدیریت ایران بوده است.

 

شبکه ایران: تحولات منطقه خاورمیانه در روزهای اخیر و قیام اعراب علیه حکومت‌های دیکتاتور که تاکنون با حمایت دولت‌های غربی بر سر کار بودند، سبب شده تا کارشناسان سیاسی دست به تحلیل ماهیت و هویت این اقدامات و قیام‌ها بزنند.

 

در این زمینه، یکی از رویکردها مقایسه آشوب‌های سال گذشته ایران با انقلاب مردم تونس و مصر است؛ مقایسه‌ای که بیشتر از سوی رسانه‌های حامی جریان مخالف جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته و برای احیا و امیدوار کردن این جریان انجام می‌شود.

 

با این حال تفاوت‌های بنیادین و ریشه‌ای این تحولات به قدر بارز و مشخص است که اکثر کارشناسان بین‌المللی توافق نظر دارند که ماهیت اصلی این رویدادها با یکدیگر متفاوت است؛ تفاوتی که به ویژه در زمینه اسلامگرایی و نشانه‌های دینی بسیار گسترده است.

 

نماز جمعه؛ سلاح، رسانه و همه چیز انقلابیون عرب

 

حکومت دیکتاتوری بیست ساله "زین‌العابدین بن‌علی" از اتحاد اسلامی مردم کشورش می‌ترسید؛ به همین دلیل از ابتدای دوران حکمرانی خود هرگونه تجمع مسلمانان در مساجد را ممنوع اعلام کرده بود و اقامه نماز جمعه نیز در سراسر تونس قدغن بود.

 

همین مساله سبب شد تا با خروج بن‌علی از تونس و سقوط دولت او، برای اولین بار پس از 20 سال صدای اذان از مساجد این کشور به گوش برسد و مردم شادمان از پایان یافتن دوران تلخ حکومت او، با شور و اشتیاق به سمت مساجد بشتابند و نماز جمعه را حتی در خیابان‌ها هم اقامه کنند.

در مصر هم این رویه اسلامی دنبال شد و مبنای همه مبارزات از نماز جمعه "روز خشم" آغاز شد؛ نماز جمعه‌ای که با حضور گسترده و میلیونی مردم این کشور برگزار شد و به نقطه عطف مبارزات مردمی تبدیل شد و نهایتا موجب شد تا دولت مبارک سقوط کند و او مجبور به تغییر وزرای خود شود.

 

در همین راستا بود که تحلیلگران غربی اعلام کردند انقلاب مردم مصر نه یک انقلاب توییتری است و نه یک انقلاب رنگی و با مسدود شدن شبکه‌های اجتماعی، از مولفه‌های اسلامی موثری همچون نماز جمعه بهره می‌برد.

 

نماز جمعه؛ بازیچه منحرفان اخلاقی برای اغتشاش

 

با این حال، بررسی نسبت آشوب‌های سال گذشته تهران با آنچه این روزها در کشورهای عربی در حال وقوع است، صریحا مشخص می‌کند که اگر مردم مسلمان مصر، تونس، اردن و یمن به دنبال برپایی حکومتی مبنتی بر احکام و قوانین اسلامی هستند، جریان ضدانقلاب در داخل ایران رسما به دنبال اسلام زدایی و هتک حرمت مقدسات دینی مردم ایران بوده است.

 

اگرچه جلوه اصلی این تقابل با اسلام در راهپیمایی روز قدس و همچنین عاشورای سال گذشته به نمایش گذاشته شد و این جریان نشان داد که کوچکترین اعتقادی به اعتقادات و مقدسات ملی و مذهبی ایرانیان ندارد اما واکاوی نماز جمعه 26 تیر 88 یکی از نقاط عطف این جریان است که سبب شد همان زمان، ریزش شدیدی در این اردوگاه صورت بگیرد.

 

عجیب‌ترین و تاسف‌برانگیزترین مساله‌ای که در نماز جمعه 26 تیر روی داد، حضور افرادی بود که حتی ابتدایی‌ترین آداب نماز را هم بلد نبودند و با اقدامات خارج از شأن و عرف خود، موجب ناراحتی خاطر نمازگزاران را فراهم کردند.

 

این افراد با حضور مختلط در نماز و همچنین عدم رعایت پوشش مناسب، صحنه‌هایی را رقم زدند که انتشار عکس‌های آن هم با واکنش شدید مردم متدین و انقلابی ایران روبرو شد.

 

برخی مردم و فعالان سیاسی هم این نماز جمعه را با نمازهای نمایشی گروهک‌های چپ و مارکسیست در ابتدای انقلاب اسلامی مقایسه کردند.

 

اقامه نماز با کفش از سوی حامیان میرحسین موسوی

اقامه نماز با کفش از سوی مارکسیست‌ها و کمونیست‌ها

در همین راستا است که فعالان سیاسی معتقدند شورش‌های مردمی در کشورهای دیکتاتور عرب جلوه‌ای حقیقی از جنبش اسلامخواهی مردم مسلمان منطقه است؛ در حالی که جریان کودتای رنگی ناکام در ایران با توسل به اقدامات دین ستیزانه و ضد اسلامی، تنها به دنبال بازگشت به عقب و بازگرداندن غرب به عرصه مدیریت ایران بوده است.

تکرارتاریخ

فرعونی دیگر درنیل غرق می شود؟

مردم مصر در راه پیمایی روز جمعه ،حرکت خود را از نماز جمعه آغاز کردندو با این حرکت پیام روشنی به جهانیان دادند که ویژگی اسلامی جزء لا ینفک حرکت مردم مصر است و ادعاهای وزیر امورخارجه امریکا وا یادی آنها که کوشش می کنند جنبش امت عربی را به جریانهای لیبرال و سکولار نسبت دهند پاسخی شایسته وتوفنده بدهد

 

آیا تاریخ یکبار دیگر تکرار می شود وبازهم طغیان نیل فرعون زمان را غرق خواهد کرد؟

 

خیزش عمومی ملت مسلمان مصرکه از چند روز پیش اغاز شد ،روز جمعه باحرکت توفنده مردم انقلابی این کشور ارکان حکومت 30 ساله حسنی مبارک را به لرزه در آورد . امریکا با استفاده از بازوهای رسانه ای خود کوشید حرکتهای مردمی را را صرفا جنبشی آزادیخواهانه ودر حد تغییرات روبنایی برای تغییر شیوه های اداره حکومت جلوه دهد اما شعارهای مردم خشمگین ناظر بر تغییرات بنیادیندر ارکان حکومت اس.واستمرار تظاهرات مردم تونس علی رغم خروج بن علی از کشور برای حفظ ساختار حکومتی وابسته به برقرای آرامش دراین کشور منجر نشد.

 

مردم مصر در راه پیمایی روز جمعه ،حرکت خود را از نماز جمعه آغاز کردندو با این حرکت پیام روشنی به جهانیان دادند که ویژگی اسلامی جزء لا ینفک حرکت مردم مصر است و ادعاهای وزیر امورخارجه امریکا وا یادی آنها که کوشش می کنند جنبش امت عربی را به جریانهای لیبرال و سکولار نسبت دهند پاسخی شایسته وتوفنده بدهد.

 

حکومت حسنی مبارک که ابعاد عمیق مطالبات مردم این کشور رادریافت ، شب گذشته با برقراری حکومت نظامی ازارتش خواست اوضاع راکنترل کند اما حرکت انقلابی مردم پایه های حکومت فرعونی او را به لرزه رآورد و افسران انقلابی ارتش هم به صفوف مردم پیوستند و همراه با آن نظامهای استبدادی منطقه یکی پس از دیگری در حال لرزیدن است.جنبش مردمی در مصر ، تونس ، اردن ، و یمن سر آغاز تحولاتی است که جغرافیای سیاسی منطقه را دگرگون خواهد کرد . آیا قیام نیل شروع حرکت رهایی بخش امت عربی خواهد بود که پایه های حکومتهای فرعونی منطقه رابه لرزه در خواهد اورد و با تکرار تاریخ فرعونهای زمان در امواج خشم نیل غرق خواهد کرد ؟ تحولات روزهای آینده به این سوال پاسخ خواهد داد


اقدامی مشکوک در شهرک طلاب قم!

 

شهرک مهدیه قم از جمله مناطق شهر مقدس قم است که اختصاص به سکونت روحانیون و اساتید حوزه علمیه قم دارد.

 

به گزارش سرویس ایثار و شهادت بی باک، در آستانه  سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، در اقدامی کاملا مشکوک و با توجیهات واهی تابلوی نام شهدای روحانیت از سر کوچه و خیابانهای های شهرک مهدیه قم که اختصاص به سکونت روحانیون و اساتید حوزه علمیه قم دارد جمع آوری شده است تا اجرا و ادامه ی پروژه حذف نام شهدا از سطح شهرکه در تهران و برخی شهرهای بزرگ از دوران اصلاحات آغاز گردیده،  اینبار در قم کلید بخورد!

 

برخی ساکنین این مناطق به خبرنگار بی باک گفتند: مسئولین شهرك مهديه قم به بهانه اينكه این شهرك محل سکونت روحانیون و سربازان امام زمان(عج) می باشد و مطلوبتر است تا  برای نامگذاری کوچه ها و خیابانها از اسامی و القاب حضرت استفاده شود ، تابلوهای نام مقدس شهداي روحانيت را كه پيش از اين به همّت معاونت فرهنگي اسبق و با هزينه اهالي آن منطقه بر سرکوچه ها و خیابانهای این شهرک نصب شده بود را كنده و تابلوهای جدیدی با نامهای دیگر جایگزین کردند.

 

اگرچه مسئولین این شهرک ادعا کرده اند که باید نام کوچه ها و خیابانهای این شهرک که متعلق به امام زمان(عج) است، به نام و القاب آن حضرت گذاشته شود و این را توجیه عجیب خود در حذف نام شهدای روحانیت عنوان کرده اند امّا با کمال تاسف و تعجب در این ادعای خود نیز صادق نبوده اند و به جای استفاده از اسامی و القاب حضرت ولی عصر(عج)، از برخی نامهای بی ربط همچون  "خجسته" در نامگذاری خیابان اصلی استفاده کرده اند با اینکه نامهایی چون" ولی عصر(عج)، " صاحب الزمان(عج)" و دهها اسم و القاب منسوب به حضرت(عج) وجود داشته که از آنها استفاده نشده است و این خود نشانگر تلاش عامدانه و برنامه ریزی شده ی عده ای برای کشاندن پروژه حذف نام شهداء به شهر مقدس قم می باشد.

 

همچنین شنیده شده است كه تلاش قبلی اهالي شهرک مهدیه قم براي دفن شهدای گمنام در این منطقه  نيز با مخالفت برخی از آقایان مواجه شده بود و در قبال حرکت مشکوک اخیر در این شهرک نیز اعتراض طلاب انقلابی به جایی نرسیده است که امیدواریم با وارد عمل شدن مدیران انقلابی حوزه علمیه قم و پیگیری تیپ مستقل امام صادق(ع)  و بنیاد شهید استان و همچنین هوشیاری سایر مسئولین و مدیران استانی جلوی این نوع انحرافات و تهاجمات علیه شهیدان والامقام انقلاب اسلامی گرفته شود.


خودش که هیچ اعوان و انصارش هم جاسوس شده اند

درقاب عکس دفتر کروبی چه چیزی جاسازی شده بود؟

چندی پیش سه نفر از عوامل اجیر شده مهدی کروبی که با شکستن پلمپ دفتر وی در جماران قصد داشتند اسناد طبقه بندی شده را از این محل خارج کنند، دستگیر شدند.

"عماریون"- چندی پیش سه نفر از عوامل اجیر شده مهدی کروبی که با شکستن پلمپ دفتر وی در جماران قصد داشتند اسناد طبقه بندی شده را از این محل خارج کنند، دستگیر شدند.

یک منبع مطلع در گفت و گو یی با بیان این خبر تصریح کرد: این عوامل اجیر شده ، هنگام خروج از دفتر کروبی در حال انتقال اسناد و مدارک طبقه بندی شده بودند، که دو نفر از آنها متواری و دیگری توسط ماموران امنیتی دستگیر شد.

وی همچنین گفت :این افراد مدعی شده اند که با وعده دریافت دو میلیون تومان پول از سوی کروبی مامور بوده اند برخی اسنادطبقه بندی شده که یکی از آنها مشخصاً در قاب عکسی در دفتر کروبی جاسازی شده بود را از این محل خارج سازند.

این منبع آگاه در خاتمه گفت:کروبی هرگونه ارتباط با این سه نفر را تکذیب کرده ولی در عین حال اظهار داشته که از این سه نفر شکایتی ندارد!


راه های جدید بخت گشایی!

دعا نویسی بر روی اندام دختران جوان

 

یکی از روشهایی که مدعیان دروغین در جهت اعمال شنیع و افکار پلید خود به آن استناد می کنند ادعایی است که این افراد تنها و مطمئن ترین راه زندگى را در اختیار دارند. آنها مردم را با توسل به تبلیغ پیرامون یک مأموریت خاص و یا علوم ویژه که قرار است، داشته باشند! در پیروى از خودشان گول میزنند. مأموریت خاص عبارت از موعظه حول یک دانش ظاهرا "سرى " است! رهبران تصریح میکنند که تنها بر کسانى که به آنها بپیوندند فاش خواهد شد.!

"عماریون"- درهمین رابطه فردی شیاد در یکی از روستاهای استان فارس با اغفال خانواده ها با عنوان این مطلب که تنها راه بخت گشایی دختران دعا نویسی بر روی اندام آنها می باشد به دعا نویسی بر روی اندام دختران روی آورده است .

این شخص کذاب مدعی است با دعا نوشتن بر روی سینه و ران دختران بخت آنها باز می شود.

گفتنی است این فرد حدود 70 سال سن دارد و از قدیم به دعا نویسی مشغول بوده و برخی خانواده ها به علت عدم آگاهی به وی مراجعه و او با خواندن صیغه محرمیت اقدام به دعا نویسی برای بدن دختران جوان می نمایند.


باور‌هايي كه ما را بيمار مي‌كنند!

نتايج تازه‌ترين پژوهش‌هاي دانشمندان، رازي شگفت‌انگيز را بر ملا مي‌كند: قدرت كلمات و اثر باور‌ها و اعتقادات را اصلا و ابدا نبايد دست كم گرفت! همان‌طور كه تلقين‌هاي مثبت و باور‌هاي سازنده در بهبود حال و احوال ما موثرند، كلمات منفي و باور‌هاي مخرب و حتي اعتقاد به اين كه يك ماده بي‌ضرر مي‌تواند براي ما مضر باشد، ممكن است به واقع ما را بيمار كند و بدنمان را از كار بيندازد. اين مقاله را حتما بخوانيد، چرا كه دري تازه از ارتباط شگفت‌انگيز ذهن و جسم را بر روي شما خواهد گشود

 

در يك نيمه شب در قبرستان كوچكي در آلاباما، "ونس وندرز"* با ساحر محلي كه يك بطري حاوي مايعي بدبو را مقابل بيني وي حركت مي‌داد، درگير شد. ساحر مزبور مدعي بود كه وي خواهد مرد و هيچ‌كس نخواهد توانست او را نجات دهد.

 

اوضاع جسماني وندرز پس از رسيدن به منزل و رفتن به تختخواب، رو به وخامت گذاشت. چند هفته بعد، وي به بيمارستان منتقل شد. اين در حالي بود كه او به لحاظ جسماني، بسيار لاغر و رو به مرگ بود. پزشكان از درك علل علائم بيماري ناتوان بوده و قادر نبودند روند تخريبي آن را كاهش دهند. در آن موقعيت، همسر وندرز مسئله سحر و جادو را با يكي از پزشكان (درايتون دوهرتي) در ميان گذاشت.

 

دوهرتي مدت زمان زيادي را صرف تفكر در خصوص اين مسئله كرد. روز بعد، وي از خانواده وندرز تقاضا كرد كه به بالين بيمار خود بيايند. سپس به آنها گفت كه شب گذشته، ساحر را با فريب به گورستان برده و سپس او را از يك درخت حلق آويز كرده تا وادارش كند كه نحوه كاركرد طلسم را شرح دهد. ساحر اقرار كرده بود كه تخم‌هاي مارمولك را وارد شكم وندرز كرده است و آنها، پس از مدتي در درون بدن وي سر از تخم بيرون آورده‌اند. حال يك جانور خزنده در شكم وي وجود داشت كه وي را از درون مي‌خورد!

 

دكتر دوهرتي –با قرار قبلي-پرستاري را احضار كرد كه سرنگي حاوي دارويي تهوع‌آور در دست داشت. سپس پرستار مذكور محتويات سرنگ را به بازوي وندرز تزريق كرد. چند دقيقه بعد وندرز دچار تهوع شديد شد و در پي آن به طور غيرقابل كنترلي شروع به استفراغ كرد. دوهرتي در اين ميان، پنهان از ديد سايرين، مهم‌ترين قسمت كار را آماده مي‌كرد كه مربوط به يك مارمولك سبز در درون يك كيسه سياه‌رنگ بود. وي با فرياد گفت: "ونس، ببين چه چيزي از بدن تو خارج شده است! سحر جادوگر باطل شده است!"

 

وندرز با ناباوري نگاه كرد و سپس سر خود را به تخت تكيه داده و به خواب عميقي فرو رفت. روز بعد هنگامي‌كه ونس از خواب بيدار شد، هشياري خود را بازيافته و بسيار گرسنه بود. وي به سرعت توان از دست رفته خود را به دست آورد و يك هفته بعد مرخص شد.

 

حقايق مربوط به اين نمونه كه مربوط به 80 سال پيش بود، توسط چهار پزشك حرفه‌اي به اثبات رسيده است. شايد مهم‌ترين نكته در اين مورد اين باشد كه وندرز در نهايت نجات پيدا كرد. نمونه‌هاي بسياري در سراسر جهان وجود دارند كه بيانگر مرگ افراد بعد از يك نفرين و يا طلسم هستند. بدون شواهد پزشكي و يا كالبد‌شكافي نمي‌توان در خصوص اين‌كه چطور اين افراد به پايان راه زندگي خود رسيده‌اند، اطمينان يافت. در اين نمونه‌ها، غالبا فردي كه مدعي جادوگري است، فرد ديگري را طلسم مي‌كند. اين كار ممكن است با اشاره يك استخوان به سمت آنها صورت گيرد. سپس قرباني پس از مدت كوتاهي و ظاهرا به علل طبيعي، فوت مي‌كند.

 

 

 

جادوگري نوين

 

شايد شما تصور كنيد كه اين قبيل موارد بسيار نادر بوده و تنها در قبايل دور افتاده رخ مي‌دهد، اما به زعم "كليفتن ميدر" - پزشك و استاد پزشكي ـ كه نمونه‌هايي شبيه نمونه وندرز را مطالعه كرده است، طلسم‌هاي قديمي ‌شكل نويني به خود گرفته‌اند.

 

به عنوان مثال بيماري "سام شومن" در دهه 1970، سرطان كبد تشخيص داده و به وي گفته شده بود كه تنها يك ماه ديگر زنده است. وي در چارچوب زماني گفته شده، فوت كرد. اما نتايج كالبد شكافي نشان‌دهنده اشتباه پزشكان بود، زيرا تومور مزبور بسيار كوچك بود و هنوز گسترش نيافته بود.

 

به زعم "ميدر"، وي از سرطان فوت نكرد؛ بلكه در پي اعتقاد به اين‌كه "در حال مرگ است"، با زندگي وداع گفت .

 

 

دارو‌هاي بي‌ضرري كه داشت جان يك نفر را مي‌گرفت!

 

"درك آدامز" در پي افسردگي ناشي از جدا شدن از همسرش، تمامي‌قرص‌هاي خود را به يكباره خورد و سپس احساس پشيماني كرد. وي از ترس اين‌كه مبادا بميرد، از يكي از همسايگان خود درخواست كرد كه او را به بيمارستان برساند. او در بيمارستان از هوش رفت، بدنش به لرزه افتاد، رنگش پريد، فشار خونش افت كرد و به نفس‌نفس افتاد. با اين وجود، نتايج آزمايش‌هاي سم‌شناسي نشان‌دهنده مسئله‌اي منفي نبود.

 

طي چهار ساعت بعد، به آدامز شش ليتر آب نمك خورانده شد، اما هيچ‌گونه نشانه‌اي از بهبود در وي يافت نشد. سپس پزشكي از واحد آزمايش‌هاي باليني ضد افسردگي كه آدامز در آنها شركت كرده بود، فرا خوانده شد. وي در حدود يك ماه قبل، براي اين مطالعات ثبت نام كرده بود. او پس از خوردن قرص‌ها در ابتدا احساس شناور بودن داشت، اما مشاجره وي با همسر سابقش منجر به خوردن 29 قرص باقي مانده شد.

 

دكتر مزبور اعلام كرد كه آدامز جزو گروه كنترل بوده و قرص‌هايي كه وي مصرف مي‌كرد و اكنون در آنها افراط كرده بود، بي‌ضرر بوده‌اند!

 

آدامز پس از شنيدن حقيقت، متعجب شد و گريست و نجات يافت! پس از 15 دقيقه وي به هشياري كامل دست يافت و فشار خون و ضربان قلب به حالت طبيعي برگشت.

 

 

 

اين بيماري مُسري است!

 

در نوامبر 1998، معلمي ‌در يكي از مدارس ايالت تنسي آمريكا متوجه بويي شبيه گازوئيل شد و سپس شروع به شكايت كردن از سردرد، تهوع، تنگي نفس و سرگيجه نمود. مدرسه تخليه شد و طي هفته آتي بالغ بر 100 نفر از كاركنان و دانش‌آموزان به قسمت اورژانس بيمارستان محلي مراجعه كردند و علائم مشابهي را گزارش كردند.

 

پس از آزمايش‌هاي گسترده، هيچ‌گونه تشريح پزشكي در خصوص بيماري گزارش ‌شده يافت نشد. يك ماه بعد، نتايج يك پرسش‌نامه نشان داد افرادي كه علائم مزبور را گزارش كرده بودند، بيشتر از زنان بودند و از بيماري همكلاسي خود مطلع بوده و يا در مورد آن چيزي شنيده بودند.

 

"ايروينگ كرش"، روان‌شناس دانشگاه ‌هال در انگلستان، معتقد است كه اين امر همان "اثر گزند" در مقياس وسيع بوده است؛ زيرا هيچ‌گونه سم محيطي وجود نداشت اما افراد احساس بيماري مي‌كردند.

 

به اعتقاد وي، مشاهده يك همكلاسي كه دچار علائم بيماري شده است، انتظارات بيماري را در ساير دانش‌آموزان شكل مي‌دهد كه در نهايت منجر به "بيماري جمعي روان‌زاد" مي‌شود.

 

بروز اين بيماري در سراسر جهان گزارش شده است. 800 كودك اردني در سال 1998 دچار اثرات جانبي واكسيناسيون شدند. از اين ميان، 122 نفر به بيمارستان مراجعه كردند اما هيچ‌گونه مشكلي در واكسن‌ها يافت نشد.


یادگيري در خواب!

نيمه‌شبان كه ما مي‌خوابيم و هشياري‌مان خاموش، مغزمان تا اندازه‌اي بيدار است و آرام آرام سرگرم رتق و فتق امور و رسيدگي به انبوه دريافت‌هاي روزانه ماست

موضوعي كه قصد دارم درباره‌اش براي شما بنويسم شايد قدري قديمي ‌شده باشد چون مربوط به سال 2006 است. به هر حال اين روزها سرعت پيشرفت علم و تمدن آن قدر زياد است كه سه - چهار سال هم زمان خيلي زيادي به حساب مي‌آيد. اما خوشبختانه كه نه، شوربختانه، دانش بشر در راه شناسايي روش‌هاي كار مغز هنوز در مرحله‌اي است كه آن‌چنان شتاب زيادي نگرفته!

 

ماجرا به كار دو بخش از مغز و نحوه همكاري آن دو بخش مربوط است. همكاري و مشاركت اين دو بخش به ياد و يادگيري ما مي‌انجامد. حتما بر حسب تجربه قبول داريد كه ما گاهي چيزهاي پيچيده و مفصل را خيلي خوب به ياد مي‌آوريم و گاهي هر كاري مي‌كنيم يك اسم يا يك شماره كوچك و بي‌اهميت به يادمان نمي‌آيد كه نمي‌آيد! اين جور بازي‌هاي حافظه همه از آنجا برمي‌خيزد كه مغز ما چگونه از پس دريافت و ثبت اطلاعات برآمده باشد.

 

حالا ببينيم جريان چيست.

 

از قرار معلوم تعدادي دانشمند نخبه توانسته‌اند يك روش جديد ابداع كنند كه به كمك آن مي‌توانند مغز را در حين كار كردن، خيلي دقيق‌تر از گذشته زير نظر بگيرند. اين روش آن‌قدر خوب است كه روش‌هاي قبلي به گرد آن نمي‌رسند. اين آقايان دانشمند در موسسه تحقيقات پزشكي ماكس پلانك به اين موفقيت رسيده‌اند. يكي از آنها سابقه دريافت يك جايزه نوبل را در كارنامه دارد و نام او "بِرت زاكمان" است. يكي ديگر "ماينك مِهتا" است كه احتمالا از تبار پارسيان هند است و سومي ‌هم "توماس هان" نام دارد. بگذريم؛ اينها كاري كرده‌اند درست و حسابي. از يك طرف توانسته‌اند

پتانسيل ميان‌سلولي ناحيه‌اي از قشر مخ را تحت نظر بگيرند و از طرف ديگر، به طور هم‌زمان، پتانسيل غشاي چندتايي از سلول‌هاي عصبي اسبك مغز را تك‌به‌تك پاييدند تا ببينند بين اين دو پتانسيل ارتباطي هست يا نه. پتانسيل ميان‌سلولي اولي كه گفتم در واقع برابر با همان پتانسيل غشاي سلول‌هايي است كه در آن ناحيه از قشر مخ گرد آمده‌اند. پس مسئله ارتباط ميان دو گروه از سلول‌هاي مغز است. آيا اينها با هم سر و سري دارند؟ و آيا وقتي ما خوابيم آن بالا توي سرمان خبرهايي است؟


خواص درمانی خنده

خنده بر هر درد بی درمانی دواست!

منافع خندیدن معادل 20 دقیقه ورزش ملایم است به علاوه خندیدن می تواند در مبارزه با عفونت موثر باشد.خندیدن همچنین سیستم ایمنی بدن از طریق افزایش پادتن و فعالیت سلولهای دفاعی کمک می کند .

دانشمندان اعلام کردند 20 دقیقه خندیدن معادل 20 دقیقه ورزش کردن بر سلامتی فیزیو لوژیک انسان تاثیر مثبت دارد.

دانشمندان در کالیفرنیا 14 داوطلب را ابتدا از نظر فشار خون ، کلسترول و...اندازه گیری کردند و بعد از آن داوطلبان را در معرض تماشای برنامه کمدی تلویزیون قرار دادند پس از 20 دقیقه میزان چربی ، فشلر خون و... آنها را دوباره سنجیدند. نتیجه نشان داد که هنگام خندیدن هم چربی و هم فشار خون آنها کاهش یافته است. دکتر لی برک از دانشگاه لوم لیندای کالیفرنیا این آزمایشات را انجام داد ونتیجه آن رادر نشست علمی سال روان شناسان سانفرانسیسکو ارایه کرد.

برک می گوید: منافع خندیدن معادل 20 دقیقه ورزش ملایم است به علاوه خندیدن می تواند در مبارزه با عفونت موثر باشد.خندیدن همچنین سیستم ایمنی بدن از طریق افزایش پادتن و فعالیت سلولهای دفاعی کمک می کند .او می گوید خنده مادر باعث بالا رفتن کیفیت شیر او می شود و مصرف این شیر مقاومت نوزادان راافزایش می دهد. تمام این موارد نشان می دهد انسان با خندیدن بیشتر عمر می کند.

مجتبی محمدی نژاد

کاردانی نرم افزار


+ نوشته شده توسط دانشجويان در شنبه بیست و سوم بهمن 1389 و ساعت 11:31 |

درد و دل دانشجویی با جناب عزرائیل

اینجانب دانشجوی پردیسان نامی از قریه­ی قم شبی اندر خواب شیرین خویشتن را در محضر ملک­الموت زیارت کردی و از ترس جان شیرین از حلقه انس ایشان گذر کردی و به دوزخ پناه آوردی و اندر دوزخ فرشتگانی نظاره کردی که فریاد بر آوردی عمر شیخنا محب­الایرانی دراز باد، بعد از مدتی نه چندان مدید در مخیله­ام بگنجید که شاید فرشته­ای که دست از سر ما برنداشتی و ما را خیلی دوست بداشتی همانا جنابان نکیر و منکر از مجاوران درگاه حرم امن الهی بودی که به واسطه رجعت یکی از فرزندان آدم به سرای جاوید آخرت برای پرسش شرح ماوقع این جانب در قریه­ی پردیسان مراجعت کردندی و من، آن زبر دست اهل  کوه قاف، آن صاحب زبان حراف و بچه اهل لاف آنچنان زبان خویشتن درکشیدم که تو گویی اصلا از روز اولی که پای بر خلقت هستی بر نهادی همی لال به دنیا آمدی، و در همین Time  (ببخشید اندر همین ساعت) رنگ از صورتم بپریدی و همچون شجره بیدی لرزان بر خود بلرزیدی و کوتاه سخن آغاز بکردی که یا حبیبنا شما را چه شده است که گرز خصم بر جبین این دانشجوی مکتب خانه فرهنگی دانشگاه بلند بکرده­اید؟ که در پاسخ این مفلوک جواب آمدی که ای از فرزندان خبیث آدم، ای شاد و شنگول بی­ماتم، ای نخورده حلوا، ای دست پرورده حوا، ای  برقرار کننده هر بلوا، ای دانشجوی ناقلا، ای عضو تشکل­های فرهنگی دانشگاه، ای فرار کرده از ندامتگاه، ای ساکن هر اقامتگاه، ترا وظایفی بودی اندر دانشگاه که از سر خویشتن باز بکردی .....

حال شرح خویش بازگو

آب دهان خویش را به سختی قورت بدادم و رشته سخن را با دو دست محکم بگرفتم  و آبغوره­هایم چون سیلی روانه به دریاچه­ی با مزه و نمکین قم منتهی بشدی و این شوره­زار را ترشی بکردی ماهیان بکشتی و نمک­ها فاسد بکردی و جمله کمر بر قتل عام جک و جانورهای دریا نمودی و آسایش هشت پا و هزار پا و نهنگ و پلنگ و خرچنگ و شلنگ و کلنگ و جفنگ و خدنگ ... به هم بزدی و آن زمان بود که شروع به گشودن عقده­های دل بکردی و داد برآوردم که دانشجویی هستم از دیاری در نزدیکی جاده قم-اصفهان که هر روز در خروس­خوان سحر از بستر برمی­خیزم و ساعت­ها در دراز ماشین چهارچرخ لبریز از دو پا ی شهر به امید رسیدن به دانشگاه  خود را به در آن آویزان بکردی و  با درایت تمام، ورق پاره­های جزوه استاد را برای ضمیر خویش تکرار می­کنم و به امید گرفتن تصدیق­نامه­ام هر روز رنج رسیدن به دانشگاه را که از توان عزرائیل نیز خارج است بر خود هموار بکردی، در این میانه بدیدم آب چشم عزرائیل جاری بشده است و پرسش همی­کند که مگر مکتب خانه شما همانند بقیه مکاتب کشور سرویس ایاب و ذهاب ندارد، آه سردی کشیدم و بگفتم خدا پدرت را همی­بیامرزد هر بار که در تریبون آزاد پردیس آبادمان به شیخ مکتبمان(محب الایرانی) خرده سرویس مکتب­خانه را گرفتیم تبسمی بکرد و دستی بر قبای خویشتن در کشید و بفرمود خویشتن  پیگیری­های لازم را اعمال خواهم کرد و بعد از مدت مدیدی فقط برای انسانهایی که از حیوان کوچک قهوه­ای رنگی که گاهی پرواز نیز می­کنند و در مطبخ­خانه­های منازل جولان می­دهند سرویس ایاب و ذهاب نهادینه کردند و با خویشتن نگفتند این مفلوکان اول ترم شهریه­ها بدادندی و اندر جیبشان شپشکان پشتک وارو می­زنند پس رحم خود را بر آنان جاری گردانیم و سرویس رایگان اختیار کنیم.

آه جان­گداز دیگری از سینه بر کشیدم و ناگاه به یاد طعام مطبخ خانه مکتب افتادم که قیمت آن هر روز به مثابه قیمت طلا گران­تر می­شود و از درجه کیفیت آن کاسته می­شود.

دوباره رو به عزرائیل کردم و گفتم تازه­تر آنکه در دانشگاه ما اختراع جدیدی به نام آسانسور به ثبت رسیده است که فرزندان ادم را بدون سپری کردن پله­های طولانی با سرعت ماورای نور از طبقه همکف به عرش دانشکده - طبقه سوم- می­رساند. همی زیرزمین نیز نمی­رود چرا که شاید جانش همی به بالا بیاید و دود از سیم سوخته­هایش برآید و جیغ از آجیر خطرش به درآید، چرا که برچسب همیشگی آسانسور خراب گردیده است همیشه بر روی در آن خودنمایی می­کند و شاگردان مکتب از بس که پله­های عریض و طویل را طی کرده­اند همگی یکی دو ترمی به مرخصی رفته­اند تا شاید برای ترم بعد دل مسئولان به حال­زار این بی­نواها به درد آید و آسانسورهای همیشه خراب در طول تاریخ عمرشان یک بار هم دستی به سر و گوششان کشیده شود. این بار عزرائیل آه بلندی کشید و باز هم رشته­ی کلام را بدست گرفتم که از شیخ­های مکتبمان که کلاس کارشان بالا رفته است صحبت به میان آورم که در هنگامه­ی امتحانات، Quizeشان را به منزله­ی انتقام از این بخت برگشتگان مفلوک می­دانند و شاید هم دلشان برای دانشجو می­تپد و نمی­خواهند تا به طور کامل از محضرشان مستفیذ نشده­ایم کلاسشان ترک نکنیم و نمی­دانم که چرا شیوخ ما تا به این حد به قوی شدن پایه­ی درسی این شاگردان مکتب اهتمام می­ورزند؟ عزرائیل تا بدین جای سخن رسید اظهار داشت من از این همه مشقت اندر تعجب به سر می­برم و در همین زمان بیان داشت که به اذن خدای عزوجل جان تو را همی می­ستانم  و تو رو از این همه محنت رهایی می­بخشم، در پایان سلام مرا به همه­ی شیوخ دانشگاه برسانید و اگر قصوری از اینجانب سرزده است برایم اظهار حلالیت نمایید.

خدایم بیامرزد......

ادامه دارد....

فاطمه شیرانی،حقوق 89

+ نوشته شده توسط دانشجويان در شنبه بیست و سوم بهمن 1389 و ساعت 11:23 |

واپسین لحظه­ های انتظار تا طلوع خورشید انقلاب

فاصله شب تاریک حکومت خودکامه و شاهنشاهی طاغوت تا سپییده­ ی روشن فجر صادق انقلاب ده روز عاشقانه بود، که شب­هایش همه شب قدر بود و روزهایش همه به شوق ثانیه­های وصل بزرگ مرد تاریخ انقلاب سپری شد تا اینکه بالاخره لحظه­های ملتهب انتظار به پایان رسید و هواپیمای حامل امام یکی یکی آسمانهای 14 سال فراق را پشت سرگذاشت و به دیار عاشقان هجران کشیده قدم نهاد و در نهایت امام در مهرآباد قلب مردم فرود آمد و چه لحظه­ی وصف ناشدنی است آن لحظه که ملائک همراه مردم سر بر آستان یار می­سایند و چشم­های یک ملت عاشق مروارید اشک می­زاید و گونه­های سرخ بیدلان را نوازش می­دهد، چه ثانیه­های غریب و محبت جان سوزی است که سینه­ی ملت را مالامال از فریاد الله­اکبر می­کند و چه طنین زیبایی است پیمان وفاداری چشم­های بارانی یک ملت، امتی که سالها پیش با عشق حیرت­انگیزشان 10 روز خدایی را رقم زدند، 10 روزی که جدال حق بر باطل بود و جنگ اهریمن با فرشته نجات ملت، 10 روزی که نبض زمان تندتر می­زد، آری 10 روز که قلب هستی عاشقانه سر بر میله­های قفس دل می­کوبید و پس از ­آن بود که کلمه الله برفراز زمان جای گرفت و آن روز بزرگ یکی دیگر از ایام­الله ماندگار تاریخ شد، کاخ­هایی که به قیمت ویرانی کوخ­ها برپا شده بود به دست کوخ­نشینان سقوط کرد چرا که این امام بود که در پیام خدایی­اش با دمی مسیحایی در شهید آباد بهشت زهرا در صور انقلاب دمید و 22 بهمنی را به یادگارنهاد که اوج موج­های کوبنده­ی دریای خونین عشق بود، آری صبح صادق انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مکتب سرزده بود که وضویی از خون ده­ها هزار شهید گرفتیم و به نماز عشق ایستادیم و بر سجاده­ی لاله­ها نشستیم و جبین اخلاص بر مهر تعبد گذاشتیم و دل در گرو ولایت مولایمان نهادیم و پا به علایق زدیم و پرهای خویش را با اولین شعله­های شمع معرفت و سیری الی­الله سوزاندیم و جوانانمان به عشق ولایت مسافر آسمان شدند تا راه پرواز را به فرزندان این وطن بیاموزند.

پس نباید رهبر بزرگمردان ملت یعنی خورشید حقیقت و چشمه­ی نجات را از خاطر فراموش کرد، بزرگ مردی که ندر کرده بودیم که بیاید، دستهای انابتمان را به امید اجابتشان تا اقلیم عشق بالا آورده بودیم و دشت­های استغنا را به روی دل مشتاقمان گشوده بودیم و خانه­ی دل را به خانه­ی دل را خانه تکانی کرده بودیم که شاید او امشب به مهمانی دل ما بیاید. از معجزه­ی بهار در زمستان شنیده بودیم و ان ساعتها به انتظار روئیدن شکوفه­ی سبز عشق در دل زمستانیمان بودیم، یادش به خیر آن روزها، روزهای استغاثه و شهادت بود و شب­هایش همه شب­های فریاد خشم فرو خفته­ی ملتی محزون که طنین آوای قیام و تکبیرشان کوچه پس کوچه­های استبداد را می­لرزاند، آری ما مفهوم عشق به جریان افتاده در زمستان را فریاد می­کشیدیم و با تمام وجود موج خشم و بیداری، موج انتقام و انقلاب را در گوش زمان جاری می­کردیم و خواستار امامی بودیم که مفهوم استقلال و آزادی را در مکتب جمهوری اسلامی بر ایمان معنا کرد، پیشوایی که موسم آمدنش پنجاه هزار نیلوفر عاشق پرستوی مهاجر مسئولیت حفظ جانش را به عهده گرفته بودند و آن زمان بود که صدای واپسین نفس­های ابلیس می­آمد و فریاد بر حنجره­ها بوسه می­زد و صفیر گلوله با فریاد الله­اکبر مردم درهم می­آمیخت و طنین این نجوای عاشقانه ملائک را به شوق می­آورد و چه زیباست که خداوند نیز نظاره­گر این تاریخ است و مقربانش را به آستان ملت ایران فرستاده است چرا که همه می­دانند واقعه بزرگی انتظارشان را می­کشد و تاریخ برای نشان دادن این مرد آسمانی ورق می­خورد و از آن پس بود که خیابان­ها پر از مشت­ها گره خورده­ای شد که آزادی را فریاد می­زدند، نفس­هایت بریده بود سینه­ها همچون سپر ایستاده بود، کوچه پس کوچه­های شهر با چهره­ای خندان و چشمانی گریان از عشق به امام آزین بسته شده بود و حنجره­های عاشق یک ملت بیدار ترنم آوای دل­نشین خمینی ای امام در کالبد بی­روح زمان جاری می­ساخت و آن زمان تو چه آرام و ساده و نجیب با چشمانی مهربان و عاشق و گامهایی که لاله­ها را بر روی خاک وطن رویاند، دنیا را مبهوت عظمت خود کرده­ای و شمع تمامی پروانه­هایی شدی که در جوار تو پرواز را آموختند چرا که تو آخرین جرعه­ی جان، پروانگی را به ما آموختی و بعد از آن بود که همسفر کوچ پرستوها بودی تو آزاد مردی بودی از تبار آفتاب که استبداد را با صلابت ایمانت پایمال کردی و پرچم آزادی یک ملت را برفراز قله استقلال در کنار مزار هزاران لاله شهید به خون نشسته به اهتزاز در آوردی، اما آقای من شما که جانشین امام محبوبمان هستی بدان ما فرزندان نسل سوم انقلاب گرچه در روزهای پیروزی خون بر شمشیر نبودیم و نتوانستیم پای در رکاب شما جنگ عشق را آغاز کنیم اما خود را در انقلاب لاله­های سرخ و پرستوهای مهاجر شریک می­دانیم و تا ­آخرین قطره­ی خونمان به پاسداری از انقلابی که یادگار امام عاشقمان می­باشد اهتمام می­ورزیم.

فاطمه  شیرانی، حقوق 89  

+ نوشته شده توسط دانشجويان در شنبه بیست و سوم بهمن 1389 و ساعت 11:22 |

بیانیه پیروزی انقلاب اسلامی

یااهلالعالمالتحدواالتحدوا

باردیگر در فضایی آکنده از شمیم خوش آزادی و استقلال به استقبال جشن با شکوه پیروزی انقلاب می رویم و اینک فصلی نوین از الفبای آزادی برای ایرانیان این پای در رکاشبان ولایت مدار آغاز شده است. این انقلاب آغشته به خون نوگلان در خون تپیده، به درخت تنومندی مبدل گشته است که توان مقابله اشدر عرصه دفاع حرف اول را می زند. این انقلاب مدرس جهاد برای عامه ملل دنیا است. دیگر آمریکا و ایادی جیره خوارش توان دست اندازی و دخالت را در امور داخلی آن همچون سنوات گذشته ندارند و آروزی این امر خطیر را به حول و قوه الهی به گور خواهند برد. بار دیگر مردم ولایت پذیر حضور سبزشان درخشندگی به این حرکت خواهد داد که خواری در چشمان ابرقدرت ها خواهد بود .آنها در این حرکت خود تجدید عهدی با امام راحل و آرمان های مطهر انقلاب بویژه با رهبری عزیر انقلاب حضرت آیت ا... امام خامنه ای خواهند داشت و به جهانیان اثبات خواهند نمود که انقلاب ایران در صندوقچه تاریخ  مدفون نگشته است و روز به روز بر مفاهیم ارزشمند و والای آن ارج نهاده می شود .

مستکبرین باید بدانند تا زمانی که این نظام مقدس حاکم است و بوی دموکراسی و مردم سالاری آن در معنای حقیقی و واقعی اش بر خلاف معانی غربیان در سرتاسر این مملکت طنین انداز است، هیچ بنی بشری من جمله عقاب فئودالیست تاریخ آمریکای خونخوار توان ایستادگی و قد علم کردن در ورای آن را نخواهد داشت . دیگر این مردم،این جوانان سلحشور ایران زمین همچون دوران ننگین و منحوس 2500 پهلوی نیستند، آنها آگاه و بیدارند،آن سکوت مه آلود گذشته شکسته شده است  و این بیداری برای آنها در راس امور قرار دارد ، به طبع این مفاهیم درخشان مردم مصر و تونس  به تلمذ گری از اوضاع ایران به پا خاسته اند ونام نامبارک را از کتاب های خود خط زدند و آن را به آن سوی مرزهای خود روانه کردند وهمه اینها سرچشمه از رهنمود های رهبر فرزانه انقلاب ایران است . مردم دنیا کوس استکبار ستیزی ،استعمار ستیزی ، استثمار ستیزی نواخته اند، اگروجوه خویش را معطوف این مورد کنیم و گوش فرا دهیم صدای شکسته شده استخوان های استکبار را خواهیم شنید.

                                                ای آمریکای جنایت کار آیا استماع نمی کنی ؟

ای آمریکا دیگر ایران ،ایرانستان نیست .ایران افغانستان و پاکستان و عراق نیست که چکمه پوشانت خاک آن را با قدوم آلوده خود به نجاست بکشند .ایران جایی برای ساخت ابوغریب و آلکاترا ندارد. نام ننگت توسط ملت غیور ایران به زباله دان تاریخ انداخته خواهد شد، البته! اگر زباله دان تاریخ برای تو جایی را داشته باشد.

     دیگر نظام ارباب و رعیتی رنگ باخته و پوسته کردن آن در واقع بیانگر روح بلند انقلابیون است . ملت ایران هم باید بدانند که باب توطئه ،خیانت و تعرض همیشه بر قوت خود باقی است منتهی با چهره های متفاوت و برای جلوگیری و انهدام آن  راهی جز تبعیت از ولایت مطلقه فقیه نداریم و لازم به تذکر است که بالیدن و افتخار بیجا خود سمی برای زوال و نابودی است .آمریکا دیگر ایدئولوژیک حمله نظامی از طریق پنتاگون را ندارد او تز خطرناک تری را پیش رو گرفته و سرمایه هنگفت خویش را صرف آن کرده که ندای این روند را سید علی عزیزمان سالیان پیش بر آن تکیه زده بود. این تز تهاجم فرهنگی (جنگ نرم ) است که محوریت مفهوم آن عبارت است از:(برای ضربه زدن به انقلاب باید از درون آن را پوک نمود) او توسط جیره خوارانش در داخل امثال بهزاد نبوی ها و عطریان ها به اجرایی نمودن طرح فتنه 88 می نماید که به گفته رهبری عظیم الشان انقلاب: فنداسیون این طرح سالیان گذشته ریخته شده بود اما آنها غافل از دست های ناپیدای ولی عصر(عج) بودند . 

ملل دنیا بویژه فلسطین اشغالی باید بدانند ملتی حامی و یاور آنها ست که آمریکا را به عنوان سگ پاسبان خانه خود هم قبول ندارند

همه باهم به پا می خیزیم و یک صدا فریاد برمی آوریم ای آمریکا مرگت باد

مرگ برآمریکا 

فان حزب اله الغالبون

جامعه اسلامی دانشگاه آزاد قم
+ نوشته شده توسط دانشجويان در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 و ساعت 11:10 |
بسم الله الرحمن الرحیم   پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: انقلاب کردن آسان و انقلاب نگه داشتن مشکل- به عبارت دیگر، انقلاب کردن مشکل و انقلاب نگه داشتن مشکل تر. از آنجایی که انقلاب نتیجه منقلب شدن عوامل درونی امور مربوطه است دارای ارزش ها و نتیجه های بسیار مهمی است. در تمامی اعصار مختلف از هبوط حضرت آدم و حوّا تا به امروز انقلاب های مختلفی با کیفیت های متفاوت صورت گرفته است لکن از کمتر موفقیت تمامی برخوردار بوده است. در بین امم مختلف، این ملت ایران بوده که با دادن دست بیعت به امام امت،تا پای جان خود ایستادند و تا آخرین نفس در راه خداوند متعال ایستادگی کردند و مصداق (( انی سلم لمن سالکم و حرب لمن حاربکم )) در خطاب به اباعبدالله الحسین علیه السلام گشتند چراکه از جان، مال و خلاصه مهمترین هستی خود در راه رسیدن به آرمان های الهی و دینی و سیاسی خود گذشتند. حال این انقلاب که نتیجه اسارت، جانبازی و شهادت هزاران هزار انسان جان بر کف بوده است باید در حفظ و نگهداری آن کوشید چرا که پیامبر اسلام صلی الله عیله وآله، نگه داشتن و حفاظت از انقلاب را مشکل تر از انقلاب نمودن دانستند. مسؤلیت های سنگینی که در این برهه از زمان وجود دارد در ابتدای امر متوجه نوجوانان و جوانان این خاک اعم از بانوان و آقایان می باشد. معلوم باد که دشمن با سعی در ایجاد فضایی آزاد و به دور از ارزش انسان،  برای جنس مذکر و اناث در پی آن است که جامعه ی اسلامی و دینی ما را از درون دچار مشکل سازد. سئوالی که برایمان پیش می آید این که: چرا برخی از ما دانشجویان احساس می کنیم که با پذیرفته شدن در آزمون ورود ی دانشگاه، در واقع راهی برای ایجاد روابط با جنس مخالف پیدا کرده ایم؟!!!! مطلب را باز نمی کنیم و فقط در همین حدّ بسنده می کنیم که آگاه باشیم؛ نه تنها هر قطره از خون شهداء و ایثار گران بلکه هر دم و بازدم اهالی شهر قیام، بر گردن همگان حق دارند و در آینده ای نه چندان دور، آن حقی را که بر گردنمان دارند را طلب می نمایند و خوشا به حال آن هایی که در پاسخ به خون شهداء و سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام سربلند می شوند. در پایان این نوشته، توجه شما خواننده گرامی را به یک جریان واقعی که بین یکی از اساتید مجرب و یکی از دانشجویان صورت گرفته است جلب می کنم. استاد محترم، روزی در کلاس درس متوجه گوشه گیری و سکوت  یکی از دانشجویان در طول ترم می شود که برای استاد، یک سئوال پیش می آید! استاد: پسرم چرا ناراحتی؟ چرا در بحث کلاسی شرکت نداری و گوشه گیری می کنی؟  دانشجو: جناب استاد! آیا دعاء خاص و نمازی وجود دارد که پدرم را در خواب ببینم؟ استاد: چطور مگه؟ مگر پدرت در قید حیات نیست؟! دانشجو: من کودک بودم که پدرم به شهادت رسید و تنها مقداری از عکس های پدرم را دارم. آرزو دارم که روزی پدرم را – حتی در خواب -  ببینم.   امیدواریم که با لطف الهی و عنایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بتوانیم سربلند در پیشگاه سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و شهداء باشیم.   سید محمد مهدی بطحائی دانشجوی رشته حقوق 09192951360    
+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 و ساعت 18:43 |
·         بسم الله  الرحمن الرحیم موضوعی را که دراین بحث می خواهیم بدان بپردازیم: /موضوع آزادی و استقلال یابی کشورهای تونس و مصر است/  حدود 32 سال پیش رهبرعزیروکاریزماتیک انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت اله خمینی رضوان اله تعالی علیه با توجه به نگرش عمیق گونه شان، جهش درونی یا بهتر بگوییم خیزش سیاسی را از سوی مردم دردرون نظام 2500 ساله شاهنشاهی کلید زدند که تا حال آوازه آن ادامه یافته است. به نظر شما مخاطب گرامی هدف چه بوده است ؟ ·         با اندکی تفکر و تدبر در می یابیم حقیقتی محض درپرتو دو واژه تقدس گرایی چون آزادی و استقلال بوده است .این بزرگواردرجهت بعد بیان وبسط وگسترش اسلام ناب محمدی (ص) در این نظام سعی خویش را مبذول داشتند و به خواست اراده الهی ارمغان پیروزی را برای ما البته با کمک خود انقلابیون به هدیه آوردند. ایشان با آگاهی های علنی و غیر علنی خود گام های موثری در جهت سرکوبی رژیم منحوس گذشته برداشتند و به مردم ما آموختند خداوند یکتا انسان ها را آزاد آفریده است و انسان با واژه های استثمارو استعمار بیگانه است.ترنم نهی این مفاهیم بعد 32 سال به گوش مردمان تونس و مصر رسیده است و با بیداری خود به کفر جهانی آمریکای مستکبر درس فراموش نشدنی را دادند و این،ازدرس های بجای مانده از پیرو مراد سفر کرده مان حضرت روح ا... است . امروزه ندای آزادی و رهایی ازچنگال بی دینی در سرتاسر جهان طنین انداز گشته است ،چراکه مردم جهان بدنبال تغیر روند برنامه و پیشرفت کیفی زندگی خود هستند. دیگر برنامه های دینی بی بنیان غرب جایی در هنجارهای انسان ها ندارد و در برخود نهادینه شدن دین در گستره هستی اندک قدمی نمانده است و این از برکت انقلاب شکوهمند اسلامی مان است که با رهنموهای خمینی کبیر به سر منزل مقصود رسیده است. دیگرمردم جهان خود را محتاج به نوای روحبش اذان می دانند چرا که آن را در ابعاد روان شناسی مورد هجمه قرار دادند و در بعد کالبد شکافی  به این نتیجه ریشه ای رسیده اند که آرامشی که از روح اذان برای انسان ساطع می شود با هیچ چیزی حاصل نمی گردد و این از عنایت باری تعالی  برای بندگان است . کشورابرقدرتی همچون آمریکا سعی در جهت منقطع کردن این شریان حیاتی دررگ های بشری است. این زالو خونخواردرصدد جامه عمل پوشاندن به دو واژه فوق است و ازآن طریق بتواند گامی در جهت اجرایی نمودن تزمسموم و مخدوش خود یعنی: کدخدا جهانی بگیرد. سردمداران یا بهتر بگوییم جیرخواران این کشورها نظیر مبارک یا به تعبیررهبرعظیم الشان انقلاب آیت اله خامنه ای نامبارک ،غافل از ندای جهانی امام راحلمان بودند که در جهان طنین انداز بود این ندا، ندا معمولی نیست چراکه برخاسته از ندای وحی الهی است و امام عزیزمان اگر چه بعد 32 سال پیروزی در کالبد خاک دربین ما نیست اما دم مسیحایی ایشان هنوزکه هنوزه بعد این سال ها بر ما و مردم جهان حاکم است او الفبای کمک به بیداری اندیشه ها را برای ما تدریس نمود و ما شاگردان مکتب او که در حقیقت مکتب حسینی است در جهت بیداری اندیشه امت ها باید بکوشیم  چرا که وظیفه سنگینی بر دوش ما نیزمی باشد ·         فان حزب اله الغالبون ·         امیر فتحی دانشجو علوم سیاسی ·         با تشکر از برادر ذاکری
+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 و ساعت 18:41 |

                                              دریچه ای باز به ظهور

 

Rounded Rectangle: همه آنچه را که از خدای خود داشتند برای سرفرازی دین و وطن در کف دست گرفتند 
تا به جهانیان غیرت ایرانی مسلمان را به رخ بکشند   سالهاست که این انقلاب امید بخش ملت های آزاده جهان بوده و هست که اگر جز این بود بزرگترین سلطه گر جهان (آمریکای جنایت کار) و هم پیمانانش همه ی توان خود اعم از اقتصادی، فرهنگی، نظامی و هر آنچه که دارد را برای آرزوی واهی سر نگونی این نظام مقدس، بسیج نمی کرد و ملت های جهان نیز خمینی کبیر را به عنوان رهبر یک ملت آزاده نمی شناختند.

   در آن وانفسا  که هر دولت و ملت به فکر سود بیشتر و منفعت بهتر دنیایی خود بودند، مردان و زنان و جوانان و پیرانی ، همه آنچه را که از خدای خود داشتند برای سرفرازی دین و وطنشان در کف دست گرفتند و به خیابان ها گسیل شدند تا به جهانیان غیرت ایرانی مسلمان را به رخ بکشند ؛ همین غیور مردان و زنان هشت سال برای آبرومندی این نظام مقدس و دفاع از کیان اجدادشان به تعسی از امامانشان نهال تازه ی انقلاب را با خون خود آبیاری کردند و چنان طوماری برای دشمنان این آب و خاک پیچیدند که آوازه آن سراسر جهان را در نوردید که هر وجب از خاک میهن اسلامی شان به بزرگترین بها که جان شیرین بود،  حفظ کردند. (برای من و ما)

   در طول دوران سخت پس از جنگ همه فشارها ، سختی ها ، دشمنی ها ی درونی و بیرونی و همه آنچه را بر سر این ملت استوار آمد تحمل کرد که خدشه ای به نظام انقلابی شان وارد نیاید که نیامد.

   سی و دو سال استواری، سی و دو سال همت و کار و تحمل مشقت ها و آنهایی که همه دیدند و تحسین کردند بجز کم لطف هایی که فغان امت را در 9دی ماه و 22بهمن سال 88 بر انگیختند.

Rounded Rectangle: هیهات از این حق کشی از این پستی و خواری و ای وای بر کسانی که به نام اسلام به کام شیطان طعام ریختندحال که فصل شکوفایی این انقلاب در حال رقم خوردن است و ملت های آزاده جهان به الگو گیری از امت ولایت مدار مشغولند و هرجا صحبت از آزادگی و خدا خواهی به میان است نام حسین(ع) و خمینی کبیر می درخشد ، عده ای مشغول توطئه اند؛ می خواهند منافقانه به نام مقدس امام حسین(ع) تیشه به ریشه این میهن مستفل اسلامی و غنی از هر وابستگی به بیگانه بزنند؛ هیهات از این حق کشی از این پستی و خواری و ای وای بر کسانی که به نام اسلام به کام شیطان طعام می ریزند.

شاید نمیدانند «... ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»

 خدا نگاهبان این آب و خاک است و نگاهبان هر آنچه در آن برای اوست.

پس چنین نخواهد شد که کسی (نا کسی) با شعار دنیا به جنگ عقبی برخیزد و کامیاب شود حداقل تا زمانی که این امت بصیر، پشت ولایتشان استوار ایستاده اند و سر سوزنی از آرمان های انقلابی شان عقب نخواهند نشست و تا اتصال این انقلاب به حکومت عدل الهی که به دستان با لیاقت حضرت صاحب العصرو الزمان(عج) خواهد بود، گوش به فرمان رهبرشان به سوی ظهور پیش خواهند رفت.

 

«ابراهیمی»

+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 و ساعت 18:40 |

یکی از مهمترین بخش‌های تلاش‌های روشنفکرانه و روشنگرانه حضرت امام(ره) و هشدارهایی مدام به ملت‌های مسلمان و دولت اسلامی و عالمان دین و نویسندگان کشورهای اسلامی در جهت آگاهی بخشی آنان از توطئه‌های دشمن در نفاق‌افکنی و از هم گسیختگی امت اسلامی که موجب ضعف و ناتوانی آنها شده است، می‌باشد.

 

تعداد و حجم این پیامها بیش از آنست که بتوان تمامی آنها را در اینجا ذکر نمود، اما ویژگیهای خاص این پیامها را می‌توان چنین توصیف نمود:

 

1- شیوایی و بلاغت تمام، همراه با روحی حماسی و عاطفی تا بتواند دم گرمش بر آهن سرد دولت‌ها و ملت‌های اسلامی خفته اثر کند.

 

2- مخاطبین این پیامها عبارت بودند از: الف– دولت‌ها و حکام ملل اسلامی، حضرت امام نقش و اهمیت بسیاری برای دولت‌ها در جهت تحقق وحدت مسلمین قائل بودند و مجاری کشورهای استعماری در راه تفرقه‌افکنی را هم در همین دولت‌ها می‌بیند. ب– روشنفکران، نویسندگان، علما، وعاظ و روحانیون، هم نقش آنان در آگاهی دادن به توده‌های مردم برای رسیدن به وحدت و پرهیز از تفرقه و هم آگاهی و هشدار دادن به سران دولت و سیاستمداران ملل مسلمان، را مدام به این گروهها گوشزد می‌کند. ج– توده‌های مردم و ملت‌های مسلمان در سراسر جهان.

 

3- محتوای اصلی این پیامها آشنا کردن مسلمانان با توطئه‌های دشمنان خارجی و عوامل داخلی وابسته به آنان در تفرقه‌افکنی میان مسلمین و همچنین تذکر به نقش و اهمیت وحدت کلمه در راه نیل به اهداف الهی و انسانی کسب پیروزی و غلبه بر دشمنان خارجی است.

 

4- این پیامها از آغاز نهضت اسلامی تا پایان عمر شریفشان به طور مستمر به مناسبتهای مختلف عنوان می‌شدند و البته ممکن است در مقاطعی خاص از شدت و حجم بیشتری برخوردار باشند، ولی از تذکرهای دائمی ایشان توجه کردن به وحدت

 

 

 

مسلمین است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سالهای آغازین نهضت توجه حضرت امام(ره) به وحدت کلمه بعنوان رمز پیروزی و الگو قرار دادن ایران اسلامی برای ملتهای مسلمان دیگر در بند در مبارزه با حکام خود کامه با استفاده از همین رمز نکات قابل توجه است. در زیر نمونه‌هایی از این پیامها را می‌خوانیم:

 

«ایا برای مسلمانان جهان ننگ نیست که با اینهمه سرمایه‌های انسانی و مادی و معنوی با داشتن چنین مکتب مترقی و پشتوانه الهی تن به سلطه قدرتمندان مستکبر و دزدان دریائی و زمینی قرن بدهند؟ ایا وقت آن نرسیده است که هواهای نفسانیه را کنار گذاشته و با یکدیگر دست مودت و اخوت داد. و دشمنان بشریت را از صحنه خارج و به حیات ننگین ستم‌بارشان خاتمه دهند؟ ایا وقت آن نرسیده است که ملت مبارز و غیور فلسطین، بازی‌های سیاسی مدعیان مبارزه با اسرائیل را شدیداً محکوم نموده و با سلاح گرم، سینه اسرائیل دشمن سرسخت اسلام و مسلمین را بشکافند؟ ایا مسلمانان جوابی در مقابل خداوند عظیم که آنان را به اعتصام بحبل‌الله نموده و از تفرقه نزاع نهی فرموده است دارند؟»[31]

 

 

«هان ای مسلمانان قدرتمند به خود ایید و خود را بشناسید و به عالم بشناسانید و اختلافات فرقه‌ای و منطقه‌ای را که به دست قدرت‌های جهانخوار و عمال فاسد آنها برای غارت شما و پایمال کردن شرف انسانی و اسلامی شما بار آمده، به حکم خدای تعالی و قرآن مجید به دور افکنید و تفرقه‌افکنان از قبیل آخوندهای جیره‌خوار و ملی‌گرایان بی‌خبر از اسلام و مصالح مسلمین را از خود برانید که ضرر اینان بر اسلام از ضرر جهانخواران کمتر نیست...»[32]

 

 

«علما و دانشمندان سراسر جهان بویژه علما و متفکران اسلام بزرگ یکدل و یک‌جهت در راه نجات بشریت از تحت سلطه ظالمانه این اقلیت حلیه‌باز و توطئه‌گر که با دسیسه‌ها و جنجال‌ها سلطه ظالمانه خود را بر جهانیان گسترده‌اند بپا خیزند و با بیان و قلم و عمل خود خوف و هراس کاذبی را که بر مظلومان سایه افکنده است بزدایند و این کتاب‌هایی را که اخیراً با دست استعمار که از آستین کثیف این بردگان شیطان منتشر شده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین می‌زنند نابود کند و ریشه خلاف که سرچشمه‌ همه گرفتاری مظلومان و مسلمانان است را برکند و یکدل و یکسو بر این رسانه‌های گروهی که در بیشتر ساعات شب و روز به فتنه‌انگیزی و نفاق‌افکنی و دروغ‌پردازی و شایعه‌سازی عمر خود را می‌گذرانند پرخاش کنند و...»[33]

 

«مسلمین اگر چنانچه با هم اتفاق پیدا بکنند و وحدت کلمه پیدا بکنند، نه قضیه قدس پیش می‌اید و نه قضایای افغانستان پیش می‌اید و نه قضایائی که برای مسلمین در جاهای دیگر پیش آمد و پیش می‌اید، پیش می‌اید.»[34]

 

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در جمعه بیست و سوم بهمن 1388 و ساعت 16:37 |

 

عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز تهران گفت: سران فتنه در هر كشوري كه بودند، حداقل به 15 سال زندان محكوم مي‌شدند، اين افراد مانند آجر جوشيده هستند.

 

 

 

 

 

به گزارش از قم، حجت‌الاسلام والمسلمين جعفر شجوني يكشنبه شب در يادواره شهداي انقلاب كه در مدرسه علميه معصوميه قم برگزار شد، با بيان اينكه كساني كه مي‌گويند انبيا مديريت درستي نداشتند، انسان‌هايي بي‌سواد هستند، اظهار داشت: پيامبر اكرم(ص) آمد و گفت كه نه شرقي و نه غربي و امام خميني(ره) نيز زماني كه انقلاب كردند، شعار نه غربي و نه شرقي سر دادند.

وي ادامه داد: امروز وظيفه ما اين است كه با انسان‌هاي منحرفي كه مي‌خواهند ما را به سمت غرب هدايت كنند، مبارزه كنيم، اين انسان‌ها هر كسي مي‌خواهند باشند، خواه پاره تن امام و يا نخست وزير امام هم كه باشند، بايد با او مبارزه كنيم، مدارك ما هم در اين مبارزه بسيار محكم است و از آيه‌هاي قرآن مي‌توانيم در اين راستا استفاده كنيم.

عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز تهران با بيان اينكه كساني كه علاوه بر شرق و غرب، اسرائيل از آنها تعريف مي‌كند و آنها را سربازان خود مي‌داند، بايد از خجالت آب شوند و سر را زمين بگذارند و بميرند، تصريح كرد: شما آقايان در مجلس شششم خيانت كرديد، تحصن كرديد و استعفاي دسته جمعي داديد، اما همانگونه كه شعار ديو چو بيرون رود، شما بيرون رفتيد و اصولگرايان فرشته آمدند اما شما به سنگ‌اندازي خود ادامه داديد، وقتي ملت ايران در سه دوره انتخابات به اصلاح‌طلبان راي ندادند، شما به چه دليل مي‌گوييد كه در بار پنجم به شما راي دادند و حقتان را خورده‌اند، شما بايد ادعاي خود را ثابت كنيد.

وي با بيان اينكه انقلاب اسلامي براي پيروزي شهيدان بسياري داده است، خاطرنشان كرد: جالب است كه پابرهنگان در جنوب شهر تهران انقلاب كردند و دختران و زنان در جردن هم با مانتوهاي تنگ و پاره پاره مي‌خواهند انقلاب كنند.

وي ادامه داد: اينها در ماه رمضان روزه‌خواري مي‌كنند و در روز قدس بطري‌هاي آب در دست به خيابان‌ها مي‌آيند و با كفش هم نماز مي‌خوانند.

حجت‌الاسلام والمسلمين شجوني با بيان اينكه عده‌اي دشمن خونين انقلاب هستند، بيان داشت: ما براي دوراني كه براي پيروزي انقلاب اسلامي زحمات بسيار زيادي كشيده شده است و راهپيمايي‌هاي بسيار زيادي برگزار شده است و شهداي بسيار زيادي در بر داشته است و ما نمي‌توانيم شهدا را فراموش كنيم.

وي اضافه كرد: مگر ما مي‌توانيم كه شهدا را فداي كروبي و فلان آدم عوضي كنيم، مگر ما مي‌توانيم خاطرات شهدا را فراموش كنيم، شاد باد روان امام خميني(ره) كه فرمود برخي آدم‌ها 50 سال عبادت كردند كه اميدواريم عبادتشان قبول باشد اما خوب است كه هر چند وقت يك بار وصيتنامه شهدا را نيز مطالعه كنيم.

عضو جامعه روحانيت مبارز تهران با بيان اينكه منافقين مي‌گويند كه در روز عاشورا عده‌اي خداجو به خيابان‌ها آمدند و پرچم امام حسين(ع) را به آتش كشيدند، اظهار داشت: البته بنده از قوه قضائيه تشكر مي‌كنم بيش از 10 نفر از آشوبگران را به اعدام محكوم كرده است، البته اگر اينها از ابتدا دستگير مي‌شدند، به قهرمان تبديل مي‌شدند همانگونه كه اگر شاه را در همان ابتدا ترور مي‌كردند امروز به امامزاده شاه تبديل مي‌شد.

وي گفت: نسل جوان ما نبايد فريب بخورند و كساني كه در بطن انقلاب بودند، بايد به نسل جوان بصيرت بدهند تا مانند خيلي از انسان‌ها كه رفوزه شده‌اند، به گمراهي كشيده نشوند، ما باورمان نمي‌شود چه كساني امروز بد شده‌اند.

حجت‌الاسلام والمسلمين شجوني با بيان اينكه خيلي از نزديكان پيامبر بعد از رحلت ايشان دين خود را فروختند، يادآور شد: آنها قبل از به منبر رفتنشان با معاويه ساخت و پاخت مي‌كردند و بر روي منبر به حضرت علي ناسزا مي‌گفتند و مردم بيچاره كه خبر نداشتند حرف آنها را باور مي‌كردند و به حضرت علي(ع) دشنام مي‌دادند، البته گرايش انسان گاهي به پول است، گاهي به زن خود است، گاهي به پست و مقام است.

وي ادامه داد: طاغوت فقط فرعون نيست، طاغوت يعني اينكه چيزي اجازه آدم شدن به شما ندهند و اين مسئله گاهي زن آدم است، گاهي فرزندان، گاهي شهوت و حب و جاه است، انسان‌ها ابتدا به دنبال پول هستند و زماني كه به پول رسيدند به دنبال رياست و بعد از رئيس شدن به دنبال محبوبيت هستند اما آنها توجه ندارند كه قدرت و ثروت دامي است كه در مقابل آنها پهن مي‌شود.

عضو جامعه روحانيت مبارز تهران با اشاره به اهداي جايزه صلح به اوباما خاطرنشان كرد: آمريكا امروز در چهار كشور مسلمان مي‌جنگد و به جاي جايزه جنگ جايزه صلح به او اهدا مي‌كنند، همين آمريكا مي‌گويد كه ما عمدا به خانوم رهنورد جايزه داديم تا در ايران تفرقه ايجاد كنيم.

وي تصريح كرد: آنها مي‌گويند اين خانم متفكر است اما اگر متفكر بود نمي‌گفت كه همسر من داماد لرستان است پس در لرستان راي آورده است و من عروس آذربايجان هستم پس همسر من در آذربايجان راي آورده است، آخر بيچاره لرستان به فرزندش كه كروبي بوده است هم راي نداد.

وي با بيان اينكه برخي‌ها مي‌گويند كه ما به غزه و لبنان نبايد كار داشته باشيم و بايد ضربدري روي مرگ بر اسرائيل و مرگ بر آمريكا بزنيم، بيان داشت: سران فتنه در هر كشوري كه بودند حداقل به 15 سال زندان محكوم مي‌شدند، اين افراد مانند آجر جوشيده هستند كه نه به سقف مسجد مي‌چسبند و نه به سقف سرويس بهداشتي و اين افراد روي بسيار زيادي دارند كه سخنراني مي‌كنند و بيانيه مي‌دهند.

حجت‌الاسلام والمسلمين شجوني با بيان اينكه جوانان بايد استقامت داشته باشند، يادآور شد: جوانان بدانند كه اين مزدوران با اربابشان آمريكا هيچ غلطي نمي‌توانند بكنند و كساني كه اغتشاش مي‌كنند و دم از قانون مي‌زنند خيلي پست هستند و همين مدير روزنامه اعتماد 270 ميليون تومان از شهرام جزايري پول گرفته و وام ميلياردي گرفته كه هنوز هم پس نداده است
+ نوشته شده توسط دانشجويان در جمعه بیست و سوم بهمن 1388 و ساعت 16:37 |

 

 

رهبر فرزانه انقلاب در ديدار مسؤولان شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي و رؤساي ستادهاي دهه فجر سراسر کشور،(29/10/88) تأکيد کردند: «نکته‌ى دوم - که من مکرر در ماه‌هاى گذشته عرض کرده‌ام - اين است که دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحتند؛ فضاى شفاف را برنميتابند؛ فضاى غبارآلود را ميخواهند. در فضاى غبارآلود است که ميتوانند به مقاصد خودشان نزديک شوند و به حرکت ملت ايران ضربه بزنند. فضاى غبارآلود، همان فتنه است. فتنه معنايش اين است که يک عده‌اى بيايند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد ميدان شوند، فضا را غبارآلود کنند؛ در اين فضاى غبارآلود، دشمنِ صريح بتواند چهره‌ى خودش را پنهان کند، وارد ميدان شود و ضربه بزند.... دوپهلو حرف زدن، کمک کردن به غبارآلودگى فضاست؛ اين کمک به رفع فتنه نيست، اين کمک به شفاف‌سازى نيست. شفاف‌سازى، دشمنِ دشمن است؛ مانع دشمن است. غبارآلودگى، کمک دشمن است.»

بر اساس تحليل مقام معظم رهبري از وضعيت جوامع، مردم در هر جامعه اي به دو دسته خواص وعوام تقسيم مي شوند. در اين ميان خواص نقش تعيين کننده اي در سرنوشت جوامع دارند و هر گونه تصميم آنها حتي زمان اتخاذ اين تصميم مي تواند جهت تاريخ را عوض کند. معظم له که اين تحليل را در سال1375 و در جمع لشکر 27 محمد رسول الله بيان کردند شاهد مثال هاي روشني از نقش خواص در صدر اسلام و شکل گيري حادثه کربلا بيان نمودند و اساسا علل شکل گيري حادثه کربلا را عدم به موقع حرکت کردن خواص ذکر کردند.

در حال حاضر نيز که نزديک هفت الي هشت ماه است صحنه سياسي اجتماعي کشور با فتنه هاي کم سابقه اي مواجه شده است، معظم له وظيفه خواص و نخبگان را اعلام شفاف مواضع خود دانستند.اين شفاف سازي مواضع از سوي خواص سبب مي شود تا به تبع آنها عوام هم به درک درستي از شرايط دست يابند و دوست را از دشمن تشخيص دهند. در اين شرايط دشمن ديگر نخواهد توانست اهداف خود را دنبال کند و به بازيگري ادامه دهد. اهميت اين کار تا آنجاست که امام رضا(ع) در حديثي فتنه گران را که سبب غبارآلودگي فضا و سخت شدن تشخيص حق از باطل مي شوند، بدتر از دجال معرفي مي کند: در کتاب وسائل‌الشيعة که توسط شيخ حرّ عاملي گردآوري شده و از زمان تأليف آن تاکنون مدار تحقيق و استنباط فقها در احکام شرعي بوده، روايتي از امام رضاعليه‌السلام درباره‌ي "فتنه"‌ آمده است که مي‌فرمايند:

«إنّ ممّن ينتحلُ مودّتنا أهلَ البيت، من هو أشدُّ فتنةً علي شيعتِنا من الدّجّال.

فقلتُ: بماذا؟ قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداةِ أوليائِنا. إنّه إذا کان کذلک، اختلطَ الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم يُعرَف مؤمنٌ من منافقٍ»:«همانا از کساني که مدعي مودت ما اهل بيت هستند، کسي هست که در فتنه‌گري، براي شيعيان ما از دجال شديدتر است. (راوي) گفتم: براي چه؟ (امام) گفت: به خاطر دوستي با دشمنان ما و دشمني با دوستانمان. چون چنين شد، حق با باطل آميخته مي‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمي‌شود.»(1)

هر چند اين اقدام خواص سبب غبارآلودگي فضا و تداوم فتنه مي شود؛ اما در اين حديث ويژگي ذکر شده که شناخت فتنه گران را آسان مي کند. ويژگي مهم فتنه‌گران يعني دوستي با دشمنان و دشمني با دوستان، پرده از ترفند آنان برداشته و معيار تشخيص حق و باطل را در فضاي شبهه‌ناک بيان مي کند. در واقع دوستي با دشمنان که مبناي آن اعتماد به دشمن است، خود يکي از علل بروز فتنه- يعني غبارآلود شدن فضاي عمومي- است. رهبر معظم انقلاب در سخنان مهمي که سال‌ها پيش درباره‌ي تبيين طرح فروپاشي شوروي ايراد فرمودند، به خطاي تاريخي گورباچف در اعتماد به دشمنان کشورش اشاره کردند و مسؤولان جمهوري اسلامي را نيز به عبرت‌گيري از آن فرا ‌خوانند.(2)

نکته مهم ديگر در مورد چرايي اهميت اتخاذ مواضع شفاف توسط نخبگان اينکه دشمن بر روي اين مواضع حساب خاصي باز مي کند. دشمن زمانيکه سخنان ساختار شکنانه سران جبهه اصلاحات را مي بيند با صراحت اعلام مي کند که از به قدرت رسيدن اصلاح طلبان در ايران حمايت خواهد کرد. زمانيکه ميزان حمايت هاي دشمن از اينگونه خواص افزايش مي يابد افکار عمومي داخل و خارج نيز تحت يک جنگ رواني گسترده قرار گرفته و زمينه هاي اقدام به سود نامزد مورد حمايت غرب افزايش يابد و در اين ميان آنچه وجود ندارند اينکه اين حمايت ها بر چه مبناي منطقي، قانوني و شرعي است. بنابراين در اين شرايط حمايت ها در قالب اقدامات ساختار شکنانه و حتي آنارشي نيز رشد مي يابد.

رهبر معظم انقلاب علاوه بر اين‌که از سال‌ها پيش بر اهميت توجه به "واکنش دشمن" در برابر "کنش نخبگان" در جامعه تأکيد کرده‌اند، در چند ماه اخير نيز بر اين نگاه راهبردي تأکيد ويژه‌اي داشته‌اند ومي فرمايند:

«يک وقت مى‌‌بينيد ما در داخل جدول و پازلهاى دشمن قرار ميگيريم تا يکى از اين اجزاء را ما تأمين بکنيم. خوب، اين خيلى چيز بدى است؛ ما بايد سعى کنيم که تأمين‌‌کننده‌‌ى اجزاء او نباشيم. مثل اين جدول حروف متقاطع که وقتى کنار هم گذاشته ميشود، يک کلمه‌‌اى از تويش در مى‌‌آيد. دشمن يک جدولى اين جورى درست کرده، براى اينکه يک حرفى از تويش در بياورد؛ چند تا از اين حروف را هم ما بگذاريم! اين را بايد مراقبت کرد؛ بحث سر اين است؛ بايد جدول دشمن را کامل نکنيم؛ پازل دشمن را کامل نکنيم؛ ببينيم دشمن چه کار دارد ميکند و چه کار ميخواهد بکند؛ اهداف و حضور واضح او را ببينيم.» (3)

عدم موضع گيري شفاف از سوي خواص نتيجه منفي ديگري نيز دارد و آن اينکه سبب گسترش شايعات شده و شايعه پراکني خود زمينه سازکارآمدي براي تدام فتنه و جنگ رواني دشمن است.

بر اين اساس افرادي که با وجود نشانه هاي بارز فتنه در فضاي سياسي کشور طي ماههاي اخير باز هم سعي دارند در پس مواضع دوپهلو پنهان شوند نه تنها پيرو حقيقي ولايت فقيه نيستند؛ بلکه به دنبال منافع خاص خود مي باشند. از اين رو به گونه اي اظهار نظر مي کنند که همواره خود را در نزد افکار عمومي موجه و مشروع جلوه دهند. اين افراد به تعبير مقام معظم رهبري گمان مي کنند که کار عاقلانه اي انجام مي دهند در حاليکه عقل آن چيزي است که انسان را به سوي خداوند راهنمايي کند و در اين مسير پيروي از ولايت فقيه وترجيح مصالح نظام اسلامي بر منافع شخصي اصل اوليه است:

« عقل، اين سياسي‏بازى‏ها و سياسى‏کارى‏هاى متعارف نيست؛ اينها خلاف عقل است. «العقل ما عبد به الرّحمن و اکتسب به الجنان»؛ عقل اين است که انسان را به راه راست هدايت ميکند. اشتباه ميکنند آن کسانى که خيال ميکنند با سياسى‏کارى، عقلائى عمل ميکنند؛ نه، عقل آن چيزى است که راه عبادت خدا را هموار ميکند.»(4)

در شرايط کنوني که فتنه گران خارجي و دنباله هاي داخلي آنها برنامه هاي خاصي را براي ايجاد دوباره ناآرامي و اغتشاش در ايام دهه فجر و 22 بهمن ماه تدارک ديده اند، موضع گيري شفاف خواص اهميت بيشتري مي يابد.جريان فتنه اينک قصد دارد آرمانهاي انقلاب و امام (ره) را در راستاي اهداف ساختارشکنانه ي خود تفسير کند. بديهي است که ايجاد جنگ رواني، فرافکني، شايعه پراکني و سوء استفاده از سکوت برخي خواص، از ابزارهاي اساسي اين جريان جهت نيل به اهداف است. دشمن با استفاده از اين ابزارها هرچند به اهداف خود نخواهد رسيد؛ اما باز هم فضاي کشور را غبارآلود و افکار عمومي را مشوش خواهد کرد. هشدارهاي مقام معظم رهبري درباره اين خطرات و بيان صريح ايشان در مورد اعلام مواضع شفاف از سوي خواص، حجت را بر همگان تمام کرده و ديگر جاي حرکت بر مدار ابهام نيست

 

 

 

بصيرت ديني و فرهنگي بايد در جامعه گسترش يابد

 

بانوان کشور بايد جامعه را از گزند آسيب هاي فرهنگي حفظ نمايند.

امروز وظيفه ما است که بصيرت ديني و فرهنگي را در جامعه گسترش دهيم.

وي گفت: انقلاب اسلامي با رهبري حکيمانه امام راحل(ره) و با همت و اراده مردم به پيروزي دست يافت، انقلاب اسلامي يک انقلاب فرهنگي بود و امروز بايد مراقب باشيم تا دچار خدشه و انحراف نشود.

بانوان مؤمن کشورمان بايد با حراست از حريم خانواده جوانان خود را از گزند آسيب‌هاي دشمنان حفظ کنند.

زنان قمي که در پايتخت فکري جهان تشيع و در خاستگاه انقلاب اسلامي زندگي مي‌کنند بايد در اجراي احکام و آموزه‌هاي ديني بيش از ديگران اهتمام داشته باشند.

با وجود برخي معضلات اجتماعي همچون بدحجابي در جامعه تذکر لساني و ارشاد نسبت به بدحجابي‌ها، فرهنگ حجاب را در جامعه نهادينه كنيم و عرصه را بر کساني که به دنبال شيطنت و نشان دادن چراغ سبز به دشمنان هستند، تنگ كنيم

امروز دشمنان در جنگ نرم خود بر روي مسائل فرهنگي و اجتماعي هدفگذاري کرده‌اند و بانوان مؤمن کشورمان بايد با حراست از حريم خانواده جوانان خود را از گزند آسيب‌هاي دشمنان حفظ کنند.

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در جمعه بیست و سوم بهمن 1388 و ساعت 16:36 |

«مهم ترين دستاورد انقلاب اسلامي ايران، تحقق شعار استقلال آزادي جمهوري اسلامي بود». اين مطلب را عده اي از دانشجويان  شهرقم اظهار کردند. با گذشت سه دهه از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي با وجود فشارهاي سياسي و اقتصادي دشمنان اين نظام از جمله اعمال تحريم هاي اقتصادي، جنگ تحميلي همه ساله و تلاش هاي رسانه اي به منظور تضعيف انقلاب اسلامي، در سايه پايمردي و رشادت ملت بزرگ ايران هر روز شاهد شکوفايي بخشي از استعدادهاي ناب اين سرزمين هستيم که کشور را از ديگران بي نياز کرده ايم دستيابي به فناوري صلح آميز هسته اي، پرتاب ماهواره به فضا، حضور قدرتمند و تاثيرگذار در مجمع بين المللي و منطقه اي و بي توجهي به تهديدها و تحريم هاي قدرت هاي سلطه گر همگي بيان از استقلال همه جانبه جمهوري اسلامي ايران دارد. با مقايسه برخي شاخص هاي آزادي سياسي و اجتماعي در بين کشورهاي منطقه با پيروزي انقلاب اسلامي بسياري از شاخص هاي توسعه سياسي از جمله مشارکت هاي سياسي و توزيع قدرت در کشور تغيير کرد به طوري که براساس قانون اساسي حتي تا پايين ترين سطوح مديريتي در روستاها به صورت مستقيم و غيرمستقيم با راي مردم انتخاب مي شوند. به رسميت شناختن حقوق اقليت هاي ديني و مذهبي و فعاليت آزادانه آنان را در کشور از جمله شاخص هاي تحقق شعار آزادي در کشور مي دانيم. يکي از مسائلي که مي تواند کشور و دستاوردهاي انقلاب را در مقابل هجوم بيگانگان حفظ کند وحدت بين اقشار و گروه هاي مختلف مردم است. تشکيل حکومت جمهوري اسلامي و سپردن سکان هدايت آن به ولي فقيه را تکميل کننده خواست ملت بزرگ ايران در جريان مبارزات عليه رژيم ستمشاهي است.دشمنان به خوبي دريافته اند تا زماني که مردم در مسير خط ولايت حرکت کنند امکان آسيب زدن به انقلاب اسلامي ناممکن است. بنابراين تمام سعي خود را به کار گرفته اند تا اين ارتباط ديني و معنوي ميان ولايت و مردم را کم رنگ کنند. از وحدت به عنوان يکي از دستاوردهاي انقلاب ياد مي کنيم و: اگر همگي با همدلي و همفکري امور را پيش ببريم، مشکلي در کشور نخواهيم داشت.

 

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در جمعه بیست و سوم بهمن 1388 و ساعت 16:35 |

خرم تويي، گاوم تويي...

 

روزي در اصفهان مرد بي شيله پيله اي سروپابرهنه وارد تالار ظل السلطان شد. در همين موقع حسينقلي خان بختياري نيز مهمان ظل السلطان بود. خان از مشاهده مرد با آن هيئت و لباس سخت عصباني شد و خطاب به او گفت: چرا به شهر آمده و با اين ريخت وارد تالار حاکم شده اي مرد جواب داد. آمده ام تو را زيارت کنم. خان گفت عجب ناداني هستي، خر و گاو و گوسفند خودت را رها کرده و اين  همه راه آمده اي مرا ببيني؟ مرد با سادگي تمام جواب داد.قربانت شوم: خرم تويي، گاوم تويي،....

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در جمعه بیست و سوم بهمن 1388 و ساعت 16:34 |

 از همين قماش توطئه ها و شايد موذيانه تر، شايعه هاي وسيع در سطح کشور، و در شهرستان ها بيشتر، بر اين که جمهوري اسلامي هم کاري براي مردم انجام نداد. بيچاره مردم با آن شوق و شعف فداکاري کردند که از رژيم ظالمانه طاغوت رهايي يابند، گرفتار يک رژيم بدتر شدند! مستکبران مستکبرتر ومستضعفان مستضعف تر شدند! زندان ها پر از جوانان که اميد آتيه کشور است مي باشد و شکنجه ها از رژيم سابق بدتر و غيرانساني تر است! هر روز عده اي را اعدام مي کنند به اسم اسلام! و اي کاش اسم اسلام روي اين جمهوري نمي گذاشتند! اين زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است! مردم در رنج و زحمت و گراني سرسام آور غوطه مي خورند و سردمداران دارند اين رژيم را به رژيمي کمونيستي هدايت مي کنند! اموال مردم مصادره مي شود و آزادي در هرچيز از ملت سلب شده! و بسياري ديگر از اين قبيل امور که با نقشه اجرا مي شود. و دليل آن که نقشه و توطئه در کار است آن که هرچند روز يک امر در هر گوشه و کنار و در هر کوي و برزن سر زبان ها مي افتد؛ در تاکسي ها همين مطلب واحد و دراتوبوس ها نيز همين و در اجتماعات چند نفره باز همين صحبت مي شود؛ و يکي که قدري کهنه شد يکي ديگر معروف مي شود. و مع الاسف بعض روحانيون که از حيله هاي شيطاني بي خبرند با تماس يکي - دو نفر از عوامل توطئه گمان مي کنند مطلب همان است. و اساس مساله آن است که بسياري از آنان که اين مسائل رامي شنوند و باور مي کنند. اطلاع از وضع دنيا و انقلاب هاي جهان و حوادث بعد ازانقلاب و گرفتاري هاي عظيم اجتناب ناپذير آن ندارند - چنانچه اطلاع صحيح ازتحولاتي که همه به سود اسلام است ندارند- و چشم بسته و بي خبر امثال اين مطالب را شنيده و خود نيز با غفلت يا عمد به آنان پيوسته اند. مروري بر وصيت نامه امام خميني (18)

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در جمعه بیست و سوم بهمن 1388 و ساعت 16:34 |

  دبير اجرايي کنگره سراسري "اقتدار علمي --  اقتدار ملي" با تاکيد بر اين که دستيابي به اقتدار ملي، نيازمند اقتدار علمي است، اظهار کرد: رسيدن به اقتدار علمي مستلزم فراهم کردن بستري براي هم فکري و برنامه ريزي  منسجم است که از سيستم هاي آموزشي در سنين پايين آغاز و تا بالاترين سطوح آموزش عالي ادامه پيدا کند.   به گفته دکتر محمود رضا شمس دولت آبادي، رييس پژوهشکده مطالعات راهبردي و امنيت ملي خاطرنشان کرد: با توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبري درباره نهضت نرم افزاري و توليد علم، مرزشکني دانش و جهاد علمي، پژوهشکده مطالعات راهبردي و امنيت ملي از ابتداي سال جاري با استفاده از مطالبات راهبردي در کارگروه هاي آموزشي پژوهش محور در دانشگاه عالي دفاع ملي که تحت عنوان مطالعات گروهي برگزار مي شود، به بررسي زمينه ها و ريشه هاي اقتدار پرداخت و مشخص شد يکي از شاخص ترين، کليدي ترين و مهمترين زمينه هاي دست يافتن به اقتدار ملي، توليد و جهش علمي است. 

 دبير اجرايي کنگره اقتدار علمي -- اقتدار ملي درباره ضرورت هاي درون زابودن نوآوري هاي علمي، عنوان کرد: اگر ما تنها توسعه علمي را مد نظر داشته باشيم هيچگاه به مرزهاي دانش، قدرت و نوآوري علمي نمي رسيم و هيچگاه نمي توانيم علم را توليد کنيم. در چنين شرايطي فقط مي توانيم در فضاي نقشه کلي بشريت، علم را جابه جا کرده و توسعه دهيم، در صورتي که اگر بخواهيم به اقتدار علمي دست يابيم، بايد علم را توليد کنيم، اشاراتي که در فضاي علمي اين کنگره وجود دارد نيز همگي بر همين نکته استوار است. 

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در جمعه بیست و سوم بهمن 1388 و ساعت 16:33 |

 

 

 

 رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها با اشاره به اهم وظايف مسوولين دفاتر اين نهاد در دانشگاهها، گفت: مسوولين نهاد نبايد هيچگونه ارتباط مالي شخصي با دانشگاه داشته باشند و اگر دغدغه اصلي کار فرهنگي معاش باشد نه معاد، به سرانجام نمي رسد. 

 به گفته  حجت الاسلام والمسلمين محمديان در چهل و چهارمين گردهمايي معاونين دانشجويي و فرهنگي دانشگاه ها با بيان اينکه نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها بايد از صرف دانشجويي بودن خارج شود، گفت: انتظار مي رود که اين مجموعه بايد با اساتيد نيز مرتبط شود که اين يکي از مشکلات مجموعه کارهاي فرهنگي دانشگاه هاست و در واقع در رابطه با وارد کردن اساتيد به فضاي فرهنگي دانشگاه ها موفقيت کمي داشته ايم و بايد همکاري با اساتيد را تقويت کنيم. 

 وي با اشاره به مطالباتي که اين مجموعه از مسوولين دفاتر خود در دانشگاه ها دارد، گفت: خوشبختانه همکاري دفاتر نهاد با بخش هاي فرهنگي دانشگاه ها در حال حاضر در سطح مطلوبي قرار دارد که اين مسئله نشان دهنده تعهد و احساس مسئوليت مسئولين است. 

 وي با بيان اينکه از مسئولين نهادهاي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها انتظار مي رود که واقعا روحاني بوده و معرفت ديني مناسب داشته باشند، گفت: مسئولين نهاد بايد به عنوان يک عالم ديني از سوالات و نيازهاي دانشجويان مطلع باشند تا بتوانند پاسخگوي دانشجويان بوده و در عين حال نوانديشي ديني را نيز در سطحي بالا ترويج کنند. 

 رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها با بيان اينکه مسئولين نهاد بايد اهل عمل باشند، اظهار کرد: اين افراد بايد بر اساس اخلاق اسلامي به مال دنيا بي رغبت بوده و حليم، صبور، مهربان، دلسوز و بردبار باشند، چرا که اين موارد راز موفقيت يک روحاني است.  

وي افزود: مسئولين نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه ها نبايد هيچگونه ارتباط مالي شخصي با دانشگاه داشته باشند و جايگاه، نام و عنوان بايد براي آنها بحثي کاملا حاشيه اي باشد.  

محمديان ادامه داد: مسوولين نهاد نبايد به اين مسووليت به چشم يک شغل نگاه کنند بلکه مسئوليت خود را يک جهاد و سربازي امام زمان(عج) و جمهوري اسلامي بدانند و کارمند مدار نباشند. 

 وي با بيان اينکه اگر دغدغه اصلي کار فرهنگي معاش باشد و معاد نباشد آن کار فرهنگي به سرانجام نمي رسد، اظهار کرد: مسئولين نهاد بايد به صورت تمام وقت در دانشگاه حضور داشته باشند.   

محمديان با بيان اينکه مسئولين نهاد حتي بايد با نيروهاي مخالف نظام و دانشگاه نيز ارتباط تربيتي خود را برقرار کنند و موضع انفعالي نداشته، بلکه موضع هدايتي و تربيتي داشته باشند، اظهار کرد: نهاد بايد با همه مجموعه هاي دانشگاه اعم از اساتيد، دانشجويان، تشکل ها و غيره ارتباط داشته و همچنين مسئولين نهاد بايد با مديريت دانشگاه ها نيز يک تعامل سازنده داشته باشند و مشاور، ياور، منتقد امين و دلسوز و منتقل کننده مطالبات به حق باشند.  

وي با تاکيد بر اينکه مسئولين نهاد بايد در شوراي فرهنگي دانشگاه ها حضوري فعال و موثر داشته باشند گفت: شرکت مسئولين نهاد در جلسات شوراي دانشگاه، هيات رييسه، هيات نظارت و کميته انضباطي نبايد حالت تشريفاتي به خود بگيرد. 

 وي با تاکيد بر ارتباط گيري نهاد با گروه هاي معارف، گفت: گروه هاي معارف پتانسيل بسيار قوي دارند که مي توان با تعامل سازنده از اين پتانسيل استفاده کرد.  

 وي با بيان اينکه اگر نمايندگي هاي نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه ها اين گونه باشند بهترين پشتوانه براي دانشگاه ها ايجاد مي شود، خطاب به معاونين فرهنگي و دانشجويي دانشگاه ها اظهار کرد: از فرصتي که در اختيار داريد استفاده کنيد، تربيت، هدايت و کمک به جوانان و نشان دادن مسير درست به آنها فرصتي است که در اختيار ما قرار گرفته است و بايد با خلوص بيشتري از فرصت ايجاد شده استفاده کنيم.  

 رييس نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه ها در پاسخ به سوالي درباره موسيقي و برگزاري کنسرت و مراسم موسيقي در دانشگاه ها، عنوان کرد: ترويج موسيقي جزو سياست هاي نظام جمهوري اسلامي ايران نيست ولي ترويج غير از استفاده از موسيقي است و آنچه در دانشگاه ها ترويج محسوب مي شود آموزش موسيقي است.  

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در جمعه بیست و سوم بهمن 1388 و ساعت 16:33 |

 

 

همه بايد بدانند اگر اعتباري داريم به دليل دين باوري، پيروي از ولايت مطلقه فقيه و ارزش‌هاي انقلاب است.

دهه فجر انقلاب اسلامي را فرصت مناسبي براي تجديد بيعت دوباره با رهبري مي دانيم وبايد از اين فرصت مبارک استفاده کنيم تا تمام دلسوختگان، عاشقان و وارثان مکتب انقلاب ضمن تجديد ميثاق با ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب، جانفشاني موحدان پاک طينت و مبارزان عاشق را گرامي بدارند.

انقلاب اسلامي يک انقلاب فرهنگي غني است که منجر به شکل‌‌گيري قرن خودباوري در کشورمي شود

براي ناکام کردن نقشه‌هاي شوم دشمنان با برنامه‌ريزي دقيق و منسجم سبب حضور فعال مردم در تمام صحنه‌هاي دهه فجر شويم.

با تشريح ابعاد فرهنگي و هنري شخصيت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران . امام راحل در قالب يک رهبر ديني دنيا را تکان داد و با تواضع و فروتني همه مردم را از روشنايي معنوي خود برخوردار کرد.

دانشجويان بايد در بين مردم باشند و درد مردم را زبان علم بيان کند ضمن اينکه خدامحوري و ولايت‌پذيري ويژگي دانشجويان است.

با تاکيد بر تمسک جستن به امام حسين (ع) و قيام عاشورا همه بايد به امام حسين (ع) و نهضت عاشورا تمسک بجوييم تا بتوانيم حقيقت را بشناسيم.

تشخيص حق از باطل امکانپذير نيست مگر با تمسک جستن به عاشورا و امام حسين (ع) که حق و باطل را از هم جدا مي‌سازد.

نظام جمهوري اسلامي را بر گرفته از عاشورامي خوانيم و حرکت امام حسين (ع) در قيام عاشورا و حرکت امام خميني (ره) در انقلاب در همه دنيا تاثير گذاشته است.

همان طوري که قيام عاشورا در يک زمان و مکان ويژه اتفاق افتاد انقلاب نيز در يک برهه از زمان و در مکان مشخصي اتفاق افتاد اما اهداف و تاثير آنها مختص يک زمان و مکان خاص نيست و متعلق به تمام دنيا و مردم است.

ملت ايران بايد با وحدت و همدلي براي اعتلاي نظام و کشور تلاش کنند و هميشه نگهبان آرمان‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران باشند.

انديشه امام (ره) سبب تشکيل انقلابي شد که به برکت اين انقلاب اسلامي ملت ايران در جهان با عزت و سربلند زندگي کند و هر روز به افتخارهاي آن افزوده مي‌شود.

دشمن در تلاش است با حذف فيزيکي نخبگان علمي و فرهنگي کشور به جهاد علمي دانشمندان ايراني ضربه وارد کند.

ترور و زير پا گذاشتن اعتقادهاي فردي و اجتماعي و هر چيزي که نشان در بي‌تمدني و وحشي‌گري باشد مسئله عادي براي استکبار که جبهه ظلم را در دنيا تشکيل داده‌اند، است.

دانشجويان و دانشگاهيان با اختراع‌ها و تسريع در انجام پروژه‌هاي علمي و تحقيقاتي پاسخ تندي به مستکبران مي‌دهند.

+ نوشته شده توسط دانشجويان در جمعه بیست و سوم بهمن 1388 و ساعت 16:32 |

در سال 1357 هجري . شمسي . در حالي آغاز شد كه صداي مهيب انفجار خشم مردم   كه از نوزدهم دي ماه 1356 ه . ش در قم آغاز شده بود از شهرهاي ايران به گوش شاه و آمريكا مي رسيد.

 

 امام با آنكه از ايران دور بودند حوادث انقلاب را روز به روز هدايت مي كردند. پيامها و اعلاميه ها و مصاحبه هاي امام پي در پي از نجف مي رسيد و بلافاصله به صورتهاي مختلف اعلاميه و نوار تكثير مي شد و در اختيار مردم قرار مي گرفت. امام ، مردم را به سرنگوني رژيم شاه دعوت مي كردند و از توطئه هايي كه ممكن بود انقلاب را به انحراف بكشاند، آگاه مي ساختند  روز عيد فطر مردم در بسياري از شهرهاي ايران پس از نماز باشكوه عيد عليه رژيم تظاهرات كردند. در اين ميان با شكوه تر از همه، تظاهرات عظيم ميليوني مردم تهران بود كه از صبح تا ساعت 4 بعداز ظهر ادامه داشت و از نظر اكثريت جمعيت و وحدت كلمه مردم و مخالفت صريح با شاه تا آن زمان بي نظير بود و رژيم را به شدت وحشت زده كرد. در اين ميان امام خميني پيامي دادن با اين مزمن:

 

به موجب حق شرعي و بر اساس اعتماد اكثريت قاطع مردم ايران كه نسبت به اينجانب ابراز شده است در جهت تحقق اهداف اسلامي ملت شورايي به نام شوراي انقلاب اسلامي مركب از افراد با صلاحيت و مسلمان و متعهدم مورد وثوق موقتاً تعيين شده و شروع به كار خواهند كرد. اين شورا موظف به امور معين و مشخصي شده است كه از آن جمله مأموريت دارد تا شرايط تأسيس دولت انتقالي را مورد بررسي و مطالعه قرار دهد و مقدمات اوليه آن را فراهم سازد. دولت موقت در اولين فرصت كه مناسب و صلاح دانسته شود به ملت معرفي و شروع به كار خواهد نمود.

 

اين نخستين بار بود كه رسماً از سوي رهبر انقلاب تشكيلات و برنامه هاي آينده حكومت اسلامي اعلام مي شد. اين خبر در داخل و خارج از كشور انعكاس وسيعي يافت و به مردم كه پيروزي را نزديك مي ديدند، دلگرمي بيشتري بخشيد و در كنار مبارزات ويرانگر، نشانه هاي حركتي سازنده را براي آينده انقلاب آشكار كرد.

 

نزديك به ده روز پس از نخست وزيري بختيار، شاه با تشكيل شوراي سلطنت در 26 ديماه 57 از كشور خارج شد. فرار شاه نخستين قدم درراه پيروزي بود . مردم توانسته بودند طاغوت پر نخوت زمانه را كه 37 سال غاصبانه و به زور بر مال آنها حكومت كرده بود مجبور به فرار كنند. شادي و شعف مردم پس از شنيدن خبر در رفتن شاه ديدني بود و خاطره آن روز هرگز از ذهن ملت فراموش نمي شود.

 

سرانجام صبح روز 12 بهمن 1357 بود كه رهبر انقلاب به روي پله هاي هواپيما ظاهر گرديدند. جمعيت انبوهي كه به استقبال رهبر خود رفته بودند در فرودگاه و در طول مسير آن تا بهشت زهرا در طرفين خيابان ساعتها به انتظار نشسته بودند تا حتي يك لحظه از نزديك چهره نوراني  رهبر دور از وطن خويش را ببينند. همه شهر گلباران و چراغاني بود. خنده از لبهاي هيچكس دور نمي شد. ميليونها انسان كه از سراسر ايران براي ديدار امام خميني (ره) به تهران آمده بودند در انتظار بودند.

 

 

مردم دسته دسته به ديدن امام مي رفتند. ايران يكپارچه در جوش و خروش بود. همه چيز خبر از يك تحول سريع قريب الوقوع مي داد.

روز جمعه 22 بهمن شب هنگام ناگهان صداي الله اكبر مردم از بامها برخاست. خبر رسيد كه لشگر گارد شاهنشاهي به تعدادي از افراد نيروي هوايي كه به انقلاب پيوسته اند حمله و تيراندازي كرده است. مردم از همه جا به طرف پادگان نيروي هوايي شتافتند.

درگيري و اجتماع مردم تا صبح به طول انجاميد. افراد نيروي هوايي با مشاهده امت حزب الله جان بر كف درهاي پادگان را به روي مردم گشودند درهاي اسلحه خانه شكسته شد و مردم مسلح شدند.

 

انقلاب اسلامي ايران در بيست و دوم بهمن ماه هزار و سيصد و پنجاه و هفت به پيروزي رسيد و مردم انقلابي، اداره حكومت كشور را به دست گرفتند. پس از پيروزي انقلاب، ايران از نظر اوضاع و احوال داخلي عرصه حوادث تاريخي و مهم بي شمار و از نظر مسائل بين المللي كانون توجه سياستمداران و عموم مردم جهان شد اين انقلاب نهضت مستقلي بود و با تأثيري كه بر مستضعفان و مخصوصاً مسلمانان جهان بجا نهاده بود كاخهاي مستكبران را به لرزه افكنده بود.

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در جمعه بیست و سوم بهمن 1388 و ساعت 16:31 |

با اشاره به فرمايش امام راحل(ره) مبني بر اينكه انقلاب اسلامي تحقق يك سنت الهي بود، عامل اصلي در پيروزي انقلاب و تداوم آن همان سنت الهي بودن است كه مردم با جان و دل آن را پذيرفته‌اند.

دشمنان در طول عمر انقلاب اسلامي سعي بر اين داشته‌اند كه سه عامل اصلي استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي را از محتوي خراب كنند اما امام فرمودند جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم نه يك كلمه زياد.

نهم ديماه بزرگ‌ترين حركت بود كه در گذشته نظير اين حركت باشكوه را نداشتيم و اين امر نشان از وفاداري مردم و درك و بصيرت بالاي مردمي و توجه به اين اصل كه انقلاب اسلامي ايران به انقلاب حضرت مهدي(عج) متصل است.

با بيان اينكه نقش مردم در صحنه‌هاي مختلف هميشه از مسئولان جلوتر بوده‌اند، ما فقط وظيفه فراهم كردن حضور مردمي را داريم و چون اين ايام مصادف است به ايام محرم و صفر، تقاضا داريم از ايام فجر بيشتر در مسير بهره‌برداري عاشورا و بصيرت ديني و سياسي استفاده شود.

با توجه به ايام شهادت و آيين‌هاي معنوي ماه صفر بايد طوري عمل كنيم كه حرمت اين ايام حفظ شود.

بايد تلاش كنيم زمينه حضور گسترده اقشار مختلف مردم را در برنامه‌هاي دهه فجر را فراهم كنيم.

 رهبري مردم و ديني بودن از اصلي‌ترين ويژگي‌هاي انقلاب اسلامي است و گذشت زمان موجب عميق‌تر شدن اين شاخص‌ها شده است.

 

+ نوشته شده توسط دانشجويان در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 23:47 |