وزارت امر به معروف و نهی از منکر تشکیل نشود
وی با ضروری دانستن
آسیب شناسی فعالیتهایی که تاکنون در این راستا صورت گرفته، اظهار داشت: مدل عمل ما
و پرداختن به این مطلب به گونهای بوده که قابل تعمیم نیست به عبارت دیگر اگر برنامهای
را به گونهای برنامهریزی کردید که قابل تعمیم به همه آحاد جامعه نباشد نمی توان آن
را اجرا کرد زیرا امر به معروف را به گونهای پیش بردیم که همه نمیتوانند آنرا اجرا
کنند.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین
گفت: نمی توان فریضه امر به معروف و نهی از منکر را حکومتی و در قالب وزارتخانه پیش
بینی کرد زیرا در صورت تشکیل وزارتخانه امر به معروف و نهی از منکر، نقش مردم نادیده
باقی میماند.
پيشبيني رهبر حکيمانقلاب درباره تحولاتخاورميانه
و مصر
رهبر معظم انقلاب اسلامي
دوم تير ماه سال جاري در در ديدار اعضاى بسيجى هيئت علمى دانشگاهها، شرايط جديد منطقه
را پيشبيني کردند و فرمودند: «اگر من بخواهم آن لبّ تلقى و برداشت خودم را به شما
عرض بكنم - كه شايد در يك مجال كوتاه، برايش استدلال هم نشود ارائه كرد؛ البته مستدل
است، منتها شايد دردو كلمه نشود استدلالى برايش بيان كرد - اين است كه مراكز استكبارى
جهانى درمقابلهى با حركت اسلامى كه نماد واقعىاش جمهورى اسلامى است، "دارند
آخرين تلاشهاى خودشان را ميكنند". در بسيارى از عرصهها تلاشهايشان و تدابيرشان
"به بنبست خورده و كار از دستشان در رفته" است. اين كمربندى كه اينها بر
دور مسائل جهانى كشيده بودند و حيطهبندىاى كه كرده بودند، در حساسترين نقاط روى
زمين يعنى خاورميانه، اين كمربند پاره شده - يا سست شده، حداقلش اين است؛ ولى به نظرمن
پاره شده - و از دستشان در رفته است.
خدا مرحوم آ شيخ حسين
لنكرانى، روحانى سياسىِ كهنهكار قديمى را رحمت كند.ايشان سالهاى 53 و 54 يا شايد هم
زودتر - سالهاى اواخر دههى چهل - وضعيت رژيم طاغوت را تشبيه ميكرد به كسى كه روى يك
گنبدى رفته و يك دستمال ابريشمى هم دستش است كه توى آن پر از گردوست؛ و گوشهى اين
دستمال وا شده، و گردوها همين طور دارد ميريزد؛ اين ميخواهد اين گردو را بگيرد، يك
گردو از آن طرف مىافتد، يك گردوى ديگر، يك گردوى ديگر، خودش هم روى گنبد است! بالاخره
آدم روى زمين صاف، باز ميتواند گردوها را هر جور هست جمع كند.
به نظر من امروز نظام
سلطه در مواجههى با حركت اسلامى يك چنين حالتى دارد. جاپايش محكم نيست؛ زيرا بسيارى
از شگردهاى تبليغاتىِ استواربنيانِ قديمىِ اينها براى مردم دنيا رو شده است. امروز
در جامعهى آمريكا، خشم عميق از حضور قدرتمند لابى صهيونيستى بتدريج دارد توسعه پيدا
ميكند. اين نارضائى در بين مردم آمريكا - كه مركز تحرك صهيونيستها و قدرتمندان صهيونيستى
و سرمايهداران صهيونيست است - بتدريج دارد به وجود مىآيد؛ البته رژيم حاكم در آمريكا
بر مردم بسيار سخت ميگيرند - يك نوع خاص سختگيرى - و آنچنان اينها را مشغول زندگى و
گرفتار زندگى ميكنند كه فرصت سر خاراندن ندارند؛ در عين حال اين حالت دارد به وجود
مىآيد. *اين اطلاعات موثق ماست. * در كشورهاى اروپائى هم به يك نحو ديگر. كشورهاى
اسلامى كه معلوم است. *كشورهاى خاورميانه كه معلوم است. *ملتها حالت نفرت - و بعضاً
بغض - نسبت به رژيم ايالات متحده و مجموعهى سلطه در دنيا دارند. اين را هم نميتوانند
جمع كنند؛ هى تلاش ميكنند، اما نميتوانند جمع كنند.»
ايشان سال گذشته در
دیدار با گروههای مبارز فلسطینی، به تحولات منطقه و مساله فلسطین اشاره كردند و فرمودند:
«شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانهى جديد شكل خواهد
گرفت و اين خاورميانه، خاورميانهى اسلام خواهد بود».
به بهانهی «اتفاقات
اخیر در كشور مصر»، پایگاه اطلاعرسانی حضرت آیتالله العظمی خامنهای، در ویژهنامهای
به بررسی تحولات اخیر در كشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه میپردازد.
در اولین بخش از این
ویژهنامه، گزیدهای از سخنان معظمله درباره ملت و دولت مصر در اختیار مخاطبان قرار
میگیرد:

مسلمانان در عزلت بودند
در آفريقا، در آسيا
و در خاور ميانه، چقدر كشورهاى اسلامى وجود دارد كه در آنها نظامهايى رفت و نظامهاى
ديگرى آمد؛ اما همه جا مسلمانان در انزوا و عزلت بودند. مثلا كشورى مثل عراق، رژيم
سلطنتى داشت. رژيم سلطنتى رفت، رژيم ديگرى بر سر كار آمد. آن هم رفت، عده ديگرى آمدند.
بعد آنها رفتند، يك عدهى ديگر جايشان را گرفتند. باز آن عده رفتند و عده ديگرى آمدند.
تا اينكه نوبت به بعثيها رسيد. در تمام اين نقل و انتقالها، كسانى كه جايشان خالى
بود، مسلمانان بودند. اكثريت قاطع مردم عراق، مسلمانند؛ اما در تحولات مذكور، اصلا
خبرى از حضور آنها نبود! يا فرض بفرماييد در كشور مصر - البته آنجا، جمعيتى به نام
«اخوان المسلمين» بود - تحولى شد و رژيم سلطنتى از بين رفت. با از ميان رفتن رژيم سلطنتى،
رژيم جمهورى و انقلابى بر سر كار آمد كه چهرهى شاخصش «عبدالناصر» بود. بعد، عبدالناصر
مرد، ديگرى آمد. بعد او رفت، ديگرى آمد. در تمام اين مدت - البته تا قبل از پيروزى
انقلاب اسلامى - همهى تحولات، بركنار از جريان اسلامى و عناصر اسلامى بود. اصلا عناصر
اسلامى، كارهاى نبودند. در همان انقلاب اول مصر هم، عناصر اسلامى مؤثر بودند؛ اما
به مجرد اينكه حكومت جديد تشكيل شد، كنارشان زدند. بعضى را به زندان افكندند، بعضى
را كشتند و بعضى را از صحنه خارج كردند. اينجا هم اسلام، حضورى نداشت.
بيانات در خطبههاى
نماز جمعهى سوم رمضان 1415، 14/11/1373
مثل همان فريادى كه
ملت ايران كشید...
در كشور مصر، يك عده
جوان مسلمان، يك عده مردم مسلمان، مىايستند و شعار اسلامى مىدهند و هيچ ارتباطى هم
برحسب ارتباطات معمولى انسانى، بين آنها و مردم ما نيست. اما به قدرى شعارهاى آنها
به شعارهاى ما نزديك است، كه رئيس جمهور بدبخت روسياهشان مىگويد «اينها از طرف ايران
تحريك شدهاند!» ما چه ارتباطى با آنها داريم؟ آنها مسلمانند. خود آنها شعار قرآن مىدهند.
خود آنها هستند كه احساس مىكنند بايد در راه خدا حرف بزنند، فرياد بكشند و حركت كنند؛
مثل همان فريادى كه ملت ايران در دوران طاغوت عليه آمريكا و عليه استكبار و استبداد
جهانى كشيد و باز هم مىكشد.
بيانات در ديدار فرماندهان
«بسيج» سراسر كشور 27/08/1371
برای استكبار، شیعه
و سنی فرقی نمیكند
او كه با اصل اسلام
دشمن است، در خصومت، برايش شيعه و سنى فرقى نمىكند. ديديم كه استكبار چگونه روى انقلابيون
سنى در فلسطين و مصر فشار مىآورد. اينها كه شيعهى دوازده امامى نيستند. همهى اينها
برادران اهل سنت ما هستند. مىبينيد كه چه فشارى روى اينها مىآورند. براى استكبار
كه فرقى نمىكند. اما او كه با اسلام و شعب اسلام و ملت اسلام - از هر شكلش - مخالف
است، حالا در موضع يكى از اين فرقهها قرار مىگيرد و عليه يك فرقهى ديگر تلاش مىنمايد
و پول خرج مىكند. ما بايد هوشيار باشيم.
سخنرانى در ديدار با
گروهى از روحانيون 05/10/1368
شكنجهی گروههای مسلمان
در مصر
گروههاى مسلمانى كه
براى دفاع از اسلام قيام مىكنند، بهوسيلهى سردمداران آن كشورها به راحتى زير فشار
و شكنجه و زندان قرار مىگيرند و قدرتهاى جهانى هم از اينها - يعنى از دولتها - حمايت
مىكنند. مصر، امروز اين گونه است. بسيارى از كشورهاى ديگر در دنيا همين گونهاند.
سخنرانى در ديدار با
جمع كثيرى از جانبازان، خانوادههاى معظم شهدا، اسرا، 24/08/1368
حمایت آمریكا از حكومت
وابستهی مصر
در مصر روشنفكرترين
نسلهاى مسلمان، مورد تعقيب خشن و خشمآلود رژيم فاسد و نالايق آن كشور قرار مىگيرند،
و حكومت وابسته و حقير آن كشور بزرگ مورد تشويق و كمك مالى و امنيّتى آمريكا قرار مىگيرد.
پيام به حجاج بيتالله
الحرام 28/02/1372
مردم مصر، محب اهل بیتند
امروز، در كشور مصر،
مسجد «رأس الحسين» آنجا كه خيال مىكنند سر مقدس آن بزرگوار مدفون است محل تجمع عواطف
مردم محب اهل بيت مصر است. ملت مصر، ملت خوبى است. كار به رژيم و دولت آن كشور نداريم.
ملت محب اهل بيت است.
بيانات در جمع علما،
طلاب و روحانيان، در آستانهى ماه «محرم» 26/03/1372
به گزارش خبرگزاری مهر،
سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین در جلسه مشترک بسیجیان اعضای ستاد احیای
امر به معروف و نهی از منکر اصفهان با تأکید براینکه احیاء و اجرای امربه معروف و نهی
از منکر با استفاده از قوه قهریه تنها پنج درصد را شامل می شود، گفت: 95درصد امر به
معروف و نهی از منکر زبانی است که این هم برعهده آحاد مختلف جامعه است از این رو اگر
بخواهیم وزارتخانهای برای این منظور پیشبینی کنیم نقشی را که اصل هشتم قانون اساسی
برعهده مردم گذاشته مغفول واقع میشود.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین
بابیان اینکه راه حیات جامعه و رسیدن به جامعه اسلامی از امر به معروف و نهی از منکر
میگذرد، افزود:علی رغم این موضوع، ما امر به معروف و نهی ازمنکر را یک واجب ترک شده
میبینیم که به دلیل ترک این فریضه مشکلات بسیاری بر جامعه مستولی شده است. البته هر
چند ستادی از گذشته برای این موضوع درست شده و در بسیج نیز ستادی دراین راستا فعالیت
میکرد اما تاکنون نتیجه مطلوب از این فعالیتها در جامعه حاصل نشده است.
وی با ضروری دانستن
آسیب شناسی فعالیتهایی که تاکنون در این راستا صورت گرفته، اظهار داشت: مدل عمل ما
و پرداختن به این مطلب به گونهای بوده که قابل تعمیم نیست به عبارت دیگر اگر برنامهای
را به گونهای برنامهریزی کردید که قابل تعمیم به همه آحاد جامعه نباشد نمی توان آن
را اجرا کرد زیرا امر به معروف را به گونهای پیش بردیم که همه نمیتوانند آنرا اجرا
کنند.
وی با اظهار اینکه در
امر به معروف و نهی از منکر نمیتوانیم استفاده از بخش قهریه را از همه مردم بخواهیم
به همین جهت باید شیوه آنها ایجابی باشد، اذعان داشت: یکی از مراتب امر به معروف ونهی
از منکر دادن احتمال تأثیر در مخاطب است از این رو وقتی کسی را نمیشناسیم و نمیدانیم
چه خصوصیاتی دارد، چگونه میتوان احتمال داد که امر به معروف و نهی از منکر در او تأثیر
میگذارد. بنابراین بهترین شیوه اثرگذاری، اجرای این فریضه در میان فامیل، دوستان،
آشنایان و ساکنین محل است چرا که نسبت به آنها آشنایی وجود دارد.
تلاش برخی برای عدم خروج توپولوف از کشور
بنا بر این گزارش، از
آغاز امسال، چندین بار موضوع خروج تدريجي توپولف ها از ناوگان هوايي كشور از سوي سازمان
هواپيمايي كشوري، با فرستادن نامه هاي رسمي به اين شركت ها اعلام شده و وزير راه نيز
در ارديبهشت ماه امسال گفته است كه خواهان خروج توپولوف از ناوگان هوايي كشور است؛
حال جاي اين پرسش است، چرا هنوز خروج این هواپیماها از ناوگان هوایی کشور میسر نشده
است؟
همان گونه كه انتظار
مي رفت، شركت هاي هواپيمايي داراي توپولوف، بيكار ننشسته و با توسل به راهكارهاي متعدد،
از جمله مظلوم نمايي و مطرح كردن بيكاري عده اي معدود از كارمندانش تلاش دارند، از
خروج تدريجي هواپيماهاي توپولوف از ناوگان هوايي كشور جلوگیری کنند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»،
شنيده ها حاكي از آن است، شرکت های هواپیمایی دارای توپولوف، با مظلوم نمايي و مطرح
كردن بدهي هاي خود، بيكاري كارمندان و همزماني با شب عيد و محروميت عده اي از مردم
از خدمات رساني اين نوع از هواپيماها، به وزير راه متوسل شدند.
اين در حالي است كه
سال گذشته، 35 فروند هواپيما از جمله فوكر 100، ايرباس و بوئينگ MD
كه شامل پنج هزار و 781 صندلي است، به ناوگان هوايي كشور افزوده شده
كه اين امر، نشان مي دهد، هواپيماهاي وارده یک و نیم برابر هواپيماهاي توپولوف بوده
كه قرار است از ناوگان بیرون رود.
بنا بر این گزارش، از
آغاز امسال، چندین بار موضوع خروج تدريجي توپولوف ها از ناوگان هوايي كشور از سوي سازمان
هواپيمايي كشوري، با فرستادن نامه هاي رسمي به اين شركت ها اعلام شده و وزير راه نيز
در ارديبهشت ماه امسال اعلام كرد كه خواهان خروج توپولوف از ناوگان هوايي كشور است.
حال جاي اين پرسش است، چرا هنوز خروج این هواپیماها از ناوگان هوایی کشور میسر نشده
است؟
در این باره باید گفت،
سازمان هواپيمايي كشوري، بايد توجه داشته باشد كه به عنوان تنها مرجع حاكميت در بخش
هوانوردي و همچنين مسئول ايمني اين بخش، نبايد جان مردم را فداي بيكاري عده اي كارمند
ـ كه ناشي از سهل انگاري و بي مسئوليتي مديرانشان است ـ کند.
این گزارش می افزاید،
ناگفته نماند که سازمان هواپيمايي كشوري به عنوان نهاد حاکمیتی، مسئول تأمين زندگی
كارمندان شركت هاي هواپيمايي نیست، بلكه تأمين كننده بي خطري وسيله پرنده و حافظ ايمني
حمل و نقل هوايي مردم است که در این زمینه، باید شرکت های خصوصی با مدیریتی کارآمد،
مانع تضرر شرکت و بیکاری کارمندانشان شوند.
از سوی دیگر، حال كه
مجلس محترم شوراي اسلامي، آمادگي هر نوع همكاري خود با دولت را براي تهيه ناوگان نو
و بيرون راندن هواپيماهاي فرسوده اعلام كرده و پيشنهاد خريد بیست فروند هواپيماها از
سوي مجلس داده شده، باز هم برخی بر این پافشاری دارند كه ارابه هاي مرگ، همچنان در
آسمان ايران براند که البته باید زمینه و بسترهای لازم برای انجام این مهم صورت پذیرد.
گفتنی است، مشخص نیست،
چرا مديران اين شركت، گزارشي به مردم مبني بر کارهای اساسي كه تاكنون پيرامون نوسازي
ناوگان خود انجام داده اند، ارایه نمي كنند و در اين مدت، هيچ اقدامي مبنی بر خريد،
يا حتي اجاره هواپيماهاي نو با عمر كم نكرده اند؟!
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin:0cm;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:"Calibri","sans-serif";
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:"Times New Roman";
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
تفاوتهای انقلاب مصر با جنبش سبز
چند روز گذشته کمابیش اکثر کشورهای عمده
عرب منطقه شاهد تظاهرات مردمی بر ضدّ حکومتهای غرب گرا و دیکتاتور خود بوده اند. اما
از میان این کشورها مصر ، به واسطه مرجعیت خود در جهان عرب و شباهتهای جمعییتی و تاریخی،
بیشترین شباهت را به ایران دارد.
گذشته از از شباهتهای بالا، عوامل مشترک
دیگری هم در این دو رویداد وجود دارد که این مقایسه(بین قیام مصر و شورش اعتراضی سبز)
را آسانتر میکند. به طور مثال، مقایسه عملکرد شبکه تلویزیونی بی بی سی که نقش زیادی
در گزارش این دو رویداد بازی میکند، میتواند نشاندهنده تفاوت برخورد رسانههای غربی
با اعتراضات ایران و مصر باشد.
جان لاینز،خبر نگار بی بی سی در زمان
اعتراضات ایران،که همیشه در گزارشهای خود طرفداران جمهوری اسلامی و یا بسیجیان را به
رسم غرب گرایان و سبز ها با عنوان اوباش خطاب میکرد، در حال حاضر به عنوان خبر نگار
بی بی سی در مصر انجام وظیفه میکند و یا پونه قدوسی، گزارشگر مشترک بی بی سی
فارسی و انگلیسی، گزارش تظاهرات اعتراضی بعد از انتخابات را در بی بی سی فارسی،
و قیام مصر را در بی بی سی ورلد(انگلیسی) بر عهده دارد.
کسانی که در زمینه خاور میانه اطلاعاتی
دارند میدانند که در ایران مانند بسیاری از دیگر کشورهای خاور میانه، بدنه جامعه متشکل
از یک اکثریت قاطع مذهبی و مسلمان که ملتزم به سنتهای اجتماع خود هستند و یک اقلیت
شبه مدرن با اکثریت سکولار و یا لأییک و غربگرا، که از سنتهای خود بیزار و به دنبال
تبدیل جامعه کشور خود به یک جامعه به اصطلاح غربی هستند.
تفاوت بین ایران و مصر اما از همین جا
آغاز میشود. در ایران حکومت، نماینده اکثریت سنتی و مذهبی جامعه خود است، چون مردم
در یک فرایند دمکراتیک اجازه انتخاب داشته اند، اما حکومت مصر نماینده اقلیت ضدّ دین
و غربزده کشور خود است، چون مردم حق اظهار نظر نداشته اند و این حکومت تنها با پشتوانهٔ
کمکهای اقتصادی و نظامی جهان غرب بر مصر حکمرانی میکند.
همین تفاوت، قابل مشاهده در تظاهرات ایران
و مصر هم هست.اکثر خوانندگان این مطلب، شاهد گزارشهای هر دو تظاهرات بوده اند. در
تظاهرات سبزها، اکثر بنرها و نوشتهها که سبزها حمل میکردند به زبان انگلیسی بود،
به شکلی که مخاطب خود را در کشورهای غربی جستجو میکردند، تمام تلاش سبزها برقراری
تماس با شبکه های تلویزیونی غربی بود و عکسها و گزارشها که بسیاری از آنها اغراق شده
هم بود، به دنبال مخاطب زاغ و بور اروپاای و آمریکا أای بود. چون تظاهر کنندگان در
ضمیر نا خود آگاه خود میدانستند شعارهای غرب گرایانه آنها مخاطب مسلمان ایرانی ندارد.
اما به تظاهرات مصر نگاهی بیاندازید،
تمام شعارها رویکرد اسلامی و مطابق با فرهنگ مصری دارد. به غیر از چند استثنا، تمام
بنرها و نوشتههای در دست مردم به زبان عربی و به دنبال مخاطب مصری است.
دیگر تفاوت قابل ذکر، شیوه گزارش این دو
رویداد به وسیله خبر گزاریهای غربیست. در اینجا با توجه به عوامل مشترک که در صدر مطلب
ذکر شد، بی بی سی را به عنوان خبرگزاری شاهد در نظر میگیریم.
در چند روز اول اعتراضات بعد از انتخابات
ایران که بی بی سی هنوز فعال بود، جان لاینز، گزارشگر این شبکه با توجه به شناختی
که از عوامل این اعتر
اضات داشت و میدانست مورد استقبال سبزها قرار میگیرد، به قلب
اجتماعات سبزها رفته و شایعههای رایج میان جماعت سبز را با آب و تاب به عنوان خبر
به مخاطبان خود عرضه میداشت. سبزها دور او جمع میشدند و به زبان فصیح انگلیسی شعارهای
ضدّ حکومتی و ضدّ ایرانی خود را برای شیرین کردن خود در دل اوباما و کلینتون فریاد
میزدند. گویی به صورت غیر مستقیم میگفتند ما راا ببینید که چه قدر شما رو دوست داریم،
پس چرا نمیآئید که ایران را گلستان کنید؟!
حال خاطرات بی بی سی فارسی را مرور
کنید. پونه قدوسی و دیگر مجریان این شبکه بی طرف! با هر کس که خود را شاهد اعتراضات
معرفی میکرد در برابر دوربین مصاحبه کرده و هر حرف و گزارش بی سند و مدرکی را از
قول آنها به عنوان خبر عرضه میکردند. چقدر کشته و مجروح خیالی که بی بی سی و سبزها
در گور نکردند. تحلیلهای آبدوغ خیاری که جای خود داشت، هر روز، روز آخر رژیم بود.
حالا به شیوه گزارش تظاهرات مصر نگاهی
بیندازیم. تمام گزارشهای بی بی سی از راه دور و در حاشیه تظاهرات است، در حالی
که گزرشگران با کلاه جنگی خبر را گزارش میکنند. مصریها توجهی به دوربین خبری آنها
نشان نمیدهند و تمام شعارها به زبان عربیست. مردم مصر میدانند انقلاب آنها مورد علاقه
غربیها و تلویزیونهای آنها نیست. اصلا تمام مشکلات آنها از پشتیبانی دول غربی از
دیکتاتور مصر است. همان دیکتاتوری که در بی بی سی و دیگر رسانههای غربی ظاهر میشود
و داد از پیشرفت مصر میدهد.
رسانههای غربی تعداد کشته و مجروحان را
به گفته پونه قدوسی(روز جمعه۲۸/۰۱/۲۰۱۱)فقط وقتی اعلام میکنند که از طریق بیمارستان
و وزارت بهداشت دولت مصر به شکل رسمی گزارش شده باشد. آیا انجام اینکار در زمان التهابات
ایران امکانپزیر نبود؟
روش اعلام کشته و مجروحان این دو اتفاق
بسیار گویاست. به این مثال توجه کنید. حتمأ به شیوه رأی دادنهای اینترنتی به نظرات
دیگران در وب سایتهای مختلف نگاهی کردید. چون اینجا فضای مجازیست، یک نفر میتواند
صد بار با صد ای دی و با شیوههای سازماندهی شده به موضوعات مورد نظر خود رأی مثبت
یا منفی بدهد. واحدهای سایبری سرویسهای اطلاعاتی غرب، واحدهای چند ده نفره دارند
که کارشان گذاشتن کامنت و رأی دهی و نظر سازی و هدایت افکار کاربران اینترنتی ایرانیست.
در زمان اتفاقات تلخ بعد از انتخابات کار
بعضی از افراد اعلام کشتههای دروغین و تظاهرات خیالی بود.اینها با روشهای مختلف و
سازمان یافته در جهت دهی افکار عمومی فعالیت میکردند و هدف آنها ایجاد هر چه بیشتر
هرج و مرج بود. بی بی سی و دیگر رسانههای جهان غرب با اطلاع و دانش این موضوع ،
دست به خبر سازی بر اساس این شایعهها میکردند، چون در جهت هدف آنها(سرنگونی دولت ایران)
بود. اما در مصر کاملأ در جهت مخالف قدم بر میدارند.یعنی آمار دولت مبارک که سعی
در نشان دادن کم تعداد بودن شهدا و مجروحان را دارد، مرجع اخبار این رسانه هاست.
و اما در پایان روشن است که چرا شورش سبز
شکست خورد اما انقلابهای تونس و مصر پیروز شده و یا در حال پیروز شدن هستند. انقلابهای
منطقه بر اساس خواست اکثریت مردم دیندار و وطندوست بنا شده و در نتیجه پیروز هستند،
اما جبهه سبز ایران نماینده اقلیت ضدّ دین و ضدّ ایران بود که استقلال میهن عزیز ما،
ایران را هدف قرار داده بود، که با حرکات تودههای مردم ایراندوست در ۹ دی و ۲۲ بهمن
به گوشه انزوا خزید.
ا.توسّلی
***
- هزینه بازنشر توسط مطبوعات و سایت ها: 3 صلوات،
کمک مالی شهرداری به فتنه سبز!
انجمن نویسندگان و منتقدان
سینمایی ایران با کمک شهرداری تهران در جشن سالانه خود به برخی از اعضاء گروهک غیرقانونی
«شیرین عبادی» (کمپین یک میلیون امضاء) و نویسندگان روزنامه توقیف شده «اعتماد ملی»
جایزه داد و همچنین از «هوشنگ کاووسی»، رئیس اداره سانسور فیلم در رژیم ستم شاهی، تجلیل
کرد!
کیهان نوشت:
این جوایز با حمایت
مالی موسسه «توسعه تصویر شهر» (وابسته به سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران» جمعه
شب (9 بهمن 89) در «فرهنگسرای ارسباران» اهداء شد و نویسندگان و خبرنگاران نشریات زنجیره
ای دوران اصلاحات طیف غالب برگزیدگان جشن سالانه «انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی
ایران» را تشکیل می دادند.
همچنین خبرنگاران و
نویسندگان ماهنامه «فیلم» بسیاری از جوایز این جشن را به خود اختصاص دادند. این ماهنامه
سینمایی که در طول 2 دهه گذشته از حامیان «مکتب سینمای سیاه» (سینمای جشنواره ای) و
مبلغ سینمای هالیوود است، تا سال 1380 روابطی نزدیک با «سیامک پورزند» (عامل سرویس
جاسوسی CIA) داشت و کارگردان فرهنگی «حزب
رستاخیر» در عصر پهلوی دوم، آن را منتشر می کنند.
اهداء جایزه به اعضاء
گروهک غیرقانونی شیرین عبادی و تجلیل از کارگزاران فرهنگی رژیم ستم شاهی و تقدیر از
نویسندگان روزنامه های سران فتنه (اعتماد ملی) در حالی توسط انجمن منتقدان سینمایی
و با حمایت مالی شهرداری تهران صورت می گیرد که هویت و ماهیت این جریان های فاسد فرهنگی
برای ایرانیان افشاء شده است، اما برخی نهادها می کوشند تا با برگزاری چنین جشن هایی(!)
از مرگ عوامل فرهنگی جریان فتنه جلوگیری کنند.
گفتنی است ریاست انجمن
منتقدان سینمایی - که از صفوف خانه سینما است - تا پیش از این برعهده یکی از نویسندگان
اصولگرا بود و پس از پایان دوران مسئولیت وی، رویکرد جدیدی در حمایت از عوامل فتنه
در حال شکل گیری است.
وقتی اخراج از دانشگاه برای "کوچک زاده"
سبب خیر شد
نماينده مردم تهران در مجلس گفت: قبل از پيروزي انقلاب
اسلامي به دستور گارد دانشگاه، من و عدهاي از دوستان را از دانشگاه اخراج كردند كه
اين اخراج براي ما سبب خير شد چرا كه فرصتي مناسب را براي حضور در تظاهرات و فعاليتهاي
جانبي برايمان مهيا كرد.
مهدي كوچكزاده در گفتوگو
با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا» با اشاره به فعاليتهاي خود در اوايل
پيروزي انقلاب اسلامي اظهار داشت: بنده قبل از انقلاب در دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران
مشغول به تحصيل بودم كه از همان ابتداي ورود به دانشگاه با شروع تظاهرات و اعتصابات
دانشجويي مواجه شديم.
* ايجاد فرصت حضور در
تظاهرات با اخراج از دانشگاه
نماينده مردم تهران
در مجلس شوراي اسلامي گفت: قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به دستور گارد دانشگاه، من
و عدهاي از دوستان را از دانشگاه اخراج كردند كه اين اخراج براي ما سبب خير شد چرا
كه فرصتي مناسب را براي حضور در تظاهرات و فعاليتهاي جانبي براي ما مهيا كرد.
وي موثرترين عامل اتحاد
و جذب جوانان در اوايل دوران انقلاب را اخلاص و صداقت امام خميني (ره) در گفتار و رفتار
دانست و افزود: سادهزيستي و بيتوجهي به مظاهر مادي و رهنمودهاي به موقع امام خميني
(ره)، مهمترين عامل براي جذب و اتحاد جوانان در آن زمان بود.
كوچكزاده ادامه داد:
از طرف ديگر ظلم و جنايت رژيم شاهنشاهي باعث شده بود تا هر انسان آزادهاي از وضعيت
موجود آن زمان ناراضي باشد و همين امر باعث شد تا انگيزه جوانان براي مقابله با ستم
و اتحاد با يكديگر مضاعف شود.
عضو كميسيون شوراها
و امور داخلي مجلس با بيان جايگاه ولايت فقيه در انقلاب اسلامي تصريح كرد: اگر ميبينيم
كه جوانان در اوايل انقلاب تا سرحد جان در اين نهضت بزرگ به ميدان آمدند به علت جايگاه
امام خميني(ره) و ولايتپذيري مردم بود به طوري كه مردم در مقابل ظلم و ستم رژيم شاهنشاهي،
تنها راه نجات از آن مصيبت را، تبعيت از فرمايشات امام خميني (ره) ميدانستند.
* آرمانهاي انقلاب
به نحو مطلوب به نسل سوم منتقل نشده است
كوچك زاده افزود: متأسفانه
آنگونه كه شايسته است پيام و عظمت جايگاه انقلاب به نسل سوم منتقل نشده است و جوانان
امروز با بسياري از زوايا و جزئيات حوادث سالهاي اوايل انقلاب و رفتارهاي ايثارگرايانه
و مخلصانه مردم آشنا نيستند.
وي علت ناآشنا بودن
نسل سوم از اين حوادث را رفتارهاي نامناسب عدهاي دانست كه هرچند جزء هستند اما در
برههاي از زمان در دوران مسئوليتشان دچار خطاها و رفتارهاي نامناسب شدند.
كوچكزاده ادامه داد:
رفتار نامناسب يك فرد معمولي كه هيچ مسئوليتي ندارد قابل گذشت است اما رفتار نامناسب
و دنياطلبي توسط يك مسئولي كه دهها هزار نفر او را زير ذرهبين قرار دادهاند غيرقابل
گذشت است؛ ممكن است زماني كه نسل سوم اين عده را مشاهده ميكنند نسبت به ديگر مسئولين
هم بدبين شوند.
نماينده مردم تهران
در مجلس شوراي اسلامي يكي از دلايل ضعف در انتقال پيام و آرمان انقلاب به نسل سوم را
هجوم بيوقفه دنياي غرب با تبليغات رسانهاي كه از طريق ماهواره و اينترنت صورت ميگيرد،
دانست و افزود: انقلاب اسلامي پيام ظلمستيزي و عدالتخواهي را در جهان به گوش همگان
رسانيد و غرب هم در مقابل با هجوم تبليغاتي رسانهاي تلاش دارد كه پيام اصلي انقلاب
اسلامي را وارونه به جوانان تزريق كند كه متاسفانه ما در مقابل آنان از امكانات كمتري
برخوردار هستيم.
كوچكزاده ادامه داد:
هماكنون ما ايدههاي بسيار مقدس و بزرگي را براي انتقال پيام و آرمانهاي انقلاب اسلامي
به جوانان داريم اما در مقابل امكانات فيزيكي و منابع مادي دشمن كه رسانههاي بسيار
زيادي را در دست دارد، عقب هستيم.
وي با اشاره به نقش
صدا و سيما در مورد انتقال پيام و اهداف انقلاب اسلامي به جوانان اظهار داشت: به نظر
بنده در صدا و سيما عليرغم وجود مديران دلسوز و شايسته كه در بسياري از بخشها فعال
هستند در مقابل در بدنه و بخش فرهنگي كشور به خصوص در عرصه سينما، تئاتر و موسيقي،
افرادي وجود دارند كه اهدافشان با اهداف مديران صدا و سيما در تناقض است.
كوچك زاده افزود: در
ميان اهالي هنر برخي افراد از سوي منابع خارجي و دشمنان اين ملت براي مبارزه با ارزش
و آرمانهاي اصلي انقلاب، تربيت شدهاند و بعضاً برنامههايي توليد ميشود كه فرهنگ
نامناسب را ترويج ميدهد و متاسفانه اين امر مورد غفلت واقع ميشود.
نماينده مردم تهران
در مجلس شوراي اسلامي گفت: البته اين نكته را بايد اضافه كرد كه افراد دلسوز و فداكاري
در مجموعه صدا و سيما كه به عنوان دانشگاه ملي قلمداد ميشود وجود دارند كه فعاليتهاي
بسيار ارزندهاي را ارائه كردهاند.
كوچكزاده برخي از فعاليتهاي
صدا و سيما را در بزنگاههاي بسيار حساس سياسي پسنديده و قابل تقدير دانست و افزود:
برخي از توليدات صدا و سيما براي نسل جوان بسيار اثرگذار بوده است به خصوص نسبت به
اصليترين چهره انقلاب يعني امام خميني (ره) برنامههاي بسيار ارزندهاي توليد شده
است.
وي ادامه داد: از طرفي
ديگر بايد گفته شود كه گاهي اوقات در صدا و سيما بيدقتي و يا خداي ناخواسته بيتوجهي
نسبت به برخي از مسائل فرهنگي ديده ميشود كه اين موضوع شايسته دستگاه بزرگ و پرتاثيري
مانند صدا و سيما نيست.
*حساب ارزشها و آرمانها
را از افراد جدا كنيم
عضو كميسيون شوراها
و امور داخلي مجلس بيان داشت: بايد در ذهن مردم حساب ارزشها و آرمانها را از افراد
جدا كنيم چرا كه افراد بشر هميشه در معرض وسوسههاي نفساني و شيطاني هستند و ممكن است
كه برخي افرادي در انقلاب سهمي داشتند بعد از مدتي گرفتار وسوسههاي نفساني شوند و
ريزش پيدا كنند.
كوچكزاده گفت: بايد
اين موضوع به خوبي تبيين شود كه اهداف انقلاب چه بوده و چه خواهد بود تا اگر رفتار
مسئولي با اهداف و ارزشهاي انقلاب در تعارض بود، عموم افراد جامعه بتوانند به راحتي
اين افراد را معيار و الگوي حق و باطل قرار ندهند.
وي ادامه داد: به فرمايش
رهبر معظم انقلاب بايد مسائل را شفاف بگوييم تا تعارض رفتارهاي برخي افراد، با ارزشهاي
انقلاب باعث نشود تا برخي از مردم و مسئولان معيار حق و باطل را اشخاص قرار دهند و
سرنوشت انقلاب را با افراد گره بزنند.
آقاي هاشمي! سياست آنقدرها هم ارزش ندارد
پيشتر سايت ايشان وقتي
ميخواست مطلبي عليه دولت و احمدينژاد بنويسد در لفافه و غير مستقيم مينوشت اما حالا
ديگر شمشير را از رو بسته است. اين سايت در مطلبي با عنوان «از نیم قرن ولایتمداری
هاشمی تا گمگشتگان ولایت احمدی نژاد!» مينويسد...
بولتن نيوز: ترم دوم
دانشگاه بودم. سال 84. روزهای انتخابات نهم ریاست جمهوری بود. یادش به خیر. چه انتخاباتی
بود آن دوره. مخصوصا دور دوم. یک جنگ به تمام معنا «نابرابر». احمدینژاد یک طرف بود
و «همه» یک طرف دیگر. اصلا همهي ماجراهاي اين چند سالهي اخير از همانجا شروع شد.
یکی دو روز بعد از اعلام نتایج، رفتيم دانشگاه. استاد زاد الله امثاله سر کلاس آمد.
اول شروع کرد از «چرخش نخبگان» ویلفردو پارتو و موسکا حرف زدن كه چنين انتخابي براي
آيندهي كشور مفيد و لازم بود. و بعد هم جملهای از ماکیاولی روی تخته ی سیاه نوشت:
«سیاستمدار بزرگی که
از کار برکنار شده مانند نهنگ خشمگینی است که آن قدر خود را به کشتی میکوبد که هم
خود و هم کشتی را نابود سازد.»
من از ماكياولي و رئاليسم
سياسي متنفرم. به خاطر همين پاياننامهم را كه بخشي از آن ارتباط پيدا ميكرد با
ماكياولي و تا نصف انجامش داده بودم كنار گذاشتم و از نو شروع كردم به نوشتن يك پاياننامهي
ديگر. اما راستش ديروز كه سايت آقاي هاشمي رفسنجاني را ديدم ناخودآگاه ياد ماكياولي
و جملهي فوقالذكرش افتادم. انگار اين سايت به تمام معنا ميخواهد نظريهي ماكياولي
را تحقق بخشد.
پيشتر سايت ايشان وقتي
ميخواست مطلبي عليه دولت و احمدينژاد بنويسد در لفافه و غير مستقيم مينوشت اما حالا
ديگر شمشير را از رو بسته است. اين سايت در مطلبي با عنوان «از نیم قرن ولایتمداری
هاشمی تا گمگشتگان ولایت احمدی نژاد!» مينويسد:
«از آن روز به بعد شاخص
بصيرت اينها ديگر ولايت فقيه نبود شاخص بصيرت اينها شخصي بود که ديگر اعلام کرده بود
ميخواهد به اجتهاد شخصي اش عمل کند! و اينگونه بود که نظرات مقام معظم رهبري در مورد
رحيم مشايي، عدم حجيت اعترافات متهمان عليه ديگران، دوري از فضاي تهمت زني رسانهاي،
پرهيز از تشويش اذهان عمومي با نظرات رسانه اي شاذ، حفظ ساحت مراجع عظام، پرهيز از
موازي کاري در امور سياست خارجي، تمکين به اجراي قوانين مصوب مجلس و مجمع تشخيص مصلحت
نظام، توجه به اسناد بالادستي نظام و به ويژه سند چشم انداز ?? ساله نظام ، حفظ شان
ساير قوا و ارکان قانوني نظام از جمله مجمع تشخيص مصلحت نظام و... به علني ترين شکل
ممکن زمين ماند و اينها نه تنها در دفاع از ساحت نظرات ولي امر خود دم بر نياوردند
بلکه هم آواي صدايي شدند که خود باني اموري شد که بيشترين هزينه هاي اش براي نظام و
شخص رهبري بود!»
ادعاي هزينه كردن احمدينژاد
از ولايت و رهبري در حالي از سوي اين سايت گفته ميشود كه چند خط پايينتر در همين
نوشته، براي حق جلوه دادن اعمال آقاي هاشمي، طبق معمول هميشه بيشترين هزينه را از رهبري
انجام ميدهد و مينويسد:
«اثبات اين نکته بر
همه آنان که بر عمق دوستي 60 ساله ايشان و رهبري واقف بودند و از سويي نيز بر بصيرت
تاريخي اين مجتهد سياسي امين امام و رهبري آگاه بودند مدتهاست روشن شده که نسبت ادعايي
ولايتمداري اين جريان نسبت عميقي نبوده و نيست و به خصوص در ميدان سياسي کشور در حوادث
بعد از انتخابات به عينه به اثبات رسيد که از طرفي بر آتش اختلافات افروختند و از طرف
ديگر هزينه هاي آن را به سوي رهبري متوجه کردند و بسيار ناجوانمردانه تر اينکه در همان
ايام حتي از اعمال نظرات صريح رهبري هم سرباز زدند!...
حالا شايد کمي بهتر
بتوان تلاش بي وقفه اين جريان رسانه اي را براي جدا کردن اين دو يار ديرين انقلاب و
حتي مساعي نااميدانه اينها را براي خالي کردن صندلي رياست مجلس خبرگان رهبري را از
حضور آيت الله هاشمي درک کرد که همچون اسلاف گذشته خود خوب مي دانند راه تضعيف رهبري
از تخريب هاشمي مي گذرد!»
اين سايت در مطلبي ديگر
به روزنامهي كيهان و به طور خاص به يادداشت حسين شريعتمداري كه در واكنش به متن
19 دي آقاي هاشمي نوشته شده بود اشاره كرده و مينويسد:
«اينکه کيهان از درک
قلم آيت الله هاشمي غافل بماند نکته تازه اي نيست چرا که وقتي پس از قريب 23 سال بعد
از نوشتن نامه سال 59 هاشمي به امام در مورد
رئيس جمهور منحرف متحيرانه پرسش کردند که واقعا در زمان نوشتن آن نامه و آن جملات به
امام چه حالي داشتيد؟ مي توان بر عمق آن واقف شد. اما نکته عجيب در آن است که همين
ها چند سال بعد به خود اجازه بدهند که در نگارش شخصي يادداشت آيت الله هاشمي تشکيک
کنند و مدعي شوند که اين قلم ، قلم هاشمي نيست! ولي بر اين هم چندان نبايد خرده گرفت
چرا که اصولا براي اين جريان ميزان حال افراد است و شاخص تعيين اين ميزان هم خود اينها
! وگرنه مگر اينها نمي دانند قلم هاشمي بيش از نيم قرن سابقه دارد و قريب به اتفاق
اطلاعيه هاي جامعه روحانيت مبارز در دوران مبارزه به همين قلم مستظهر است که اينها
هنوز بر بصيرت و نفوذش غافلند!»
اين قلم همان موقع كه
متن يادداشت 19 دي آقاي هاشمي را خواند متني نوشت با عنوان «پشت پردهي سايت هاشمي
دات آي آر». در آن متن كه به زعم برخي از دوستان كمي تند نوشته شده بود به نكاتي پيرامون
يادداشت ايشان اشاره كردم. اما همان روز كه يادداشت حسين شريعتمداري عزيز را در كيهان
خواندم مقداري از كار خود پشيمان شدم. آخر شريعتمداري با دهها لطايفالحيل سعي داشت
تا چنين به مخاطب القا كند كه اين نوشته، كار خود هاشمي نيست و اصلا از شخصيتي چون
هاشمي با آن سابقه چنين كاري عجيب به نظر ميآيد. درحقيقت شريعتمداري با اين كار ميخواست
هاشمي را با چنگ و دندان هم كه شده نگاه دارد. و من از كار خودم پشيمان شده بودم كه
چرا مانند شريعتمداري عمل نكردم و به جاي متن سلبي، يك متن ايجابي ننوشتم. و حال عجيب
اينكه امروز سايت هاشمي در قبال چنين عملي، اقدام به مؤاخذهي شريعتمداري كرده است!
عجيبتر اينكه نگارندهي
اين متن سعي دارد چنين وانمود كند كه ارتباطي بين كيهان و احمدينژاد هم وجود دارد.
ادعاي مضحكي كه امروزه همگان بر كذب بودن آن اذعان دارند. آخر چطور نامهي احمدينژاد
به مجمع تشخيص كار كيهان بوده در حاليكه همين چند ماه پيش احمدينژاد در مصاحبه با
روزنامهي ايران در كمال ناباوري به طور تلويحي اعلام كرد كه با طرز تفكر روزنامهاي
چون كيهان مخالف است و اينها را اصولگرا هم نميداند! و در جايي ديگر نيز گفت كه
اصلا چنين روزنامههايي را نميخواند.
و اعجابآور تر از همه
اينكه در پايان اين مطلب هم نگارنده، كيهان را به اجير بودن قلم متهم ميكند و مينويسد:
«البته اين را هم نه
چندان عجيب بايد دانست چرا که قلم کيهان آنچنان در خدمت است که اولين انتقاد عليه بيانيه
19دي ماه هاشمي در دفاع از کيان روحانيت، مرجعيت و ولايت فقيه را مي تراود! اميدواريم
دامنه اين اشتراک قلم خداي ناکرده به تحليل کيهان در سال 82 عليه اصل ولايت مطلقه فقيه
و ادعاي طراحي آن براي تابع کردن فقهاي شوراي نگهبان از امام راحل (ره) نيانجامد چرا
که مهم ترين هدف جريان ضد روحانيت بعد از تخريب روحانيت ، ساحت مراجع و ارکان قانوني
نظام به يقين جايگاه ولايت فقيه است.»
سؤال اينكه قلم كيهان
در خدمت چه كس يا كساني است؟
مسلما با جريانات اصلاحطلب
و سلطنتطلب و ضد انقلاب كه نيست. چرا كه بيشترين هجمهي كيهان به همين طيف است. با
جناح هاشمي و كارگزاران هم كه نيست كه اگر بود اين همه در اين يادداشت به او حمله نميشد.
پس ديگر چه جرياني باقي ميماند جز جريان حزبالله! نگارندهي يادداشت فوق به خوبي
ميداند كه كيهان به طور غير مستقيم وابسته به نهاد رهبري است و آيا از همين روي متهم
به قلم به دست بودن ميشود؟!
تأمل در يادداشتها
و مطالبي كه بر روي اين سايت قرار ميگيرد به وضوح نشان ميدهد كه جريان و اشخاصي سعي
دارند به هر نحو ممكن كه شده، هاشمي را از انقلاب جدا كنند.
جناب آقاي هاشمي!
مدافع شما همين بچه
بسيجيها و حزباللهيها بودند نه دومخرداديهاي فرصتطلب برانداز. حال چه شده است
شما را كه دست دوستي به سوي كساني دراز كردهايد كه روزگاري نه چندان دور، بدترين توهينها
را به شما كردهاند و لقب «عاليجناب سرخپوش» به شما دادهاند! نگارندهي اين سياهه
در زمان دوم خرداد دانشآموز دبيرستان بود. اما با همان حال و هواي دوران نوجواني وقتي
كه ديد از هر طرف به شما ميتازند در حد توان و معلومات خودش به دفاع از شما پرداخت.
كه البته هنوز هم به آن كار مفتخر است. اما حالا وقتي ميبيند كه شما و دشمنانتان
هر دو در يك جبهه قرار گرفتهايد...
آقاي هاشمي!
در شأن چون مني نيست
كه شما را انذار دهم - و اصلا براي خود شما هم خوب نيست- اما باور بفرماييد سياست آنقدرها
هم ارزش ندارد كه بهخاطر آن به همهي مجاهدتها و تلاشهاي خود پشت پا بزنيد.
باور كنيد كه ما به
هيچوجه دوست نداريم كه شما از انقلاب و ولايت جدا شويد. خودتان را از اين حلقهاي
كه در آن محاصره شدهايد جدا كنيد. اين آرزوي همهي ما است. و اين را هم بدانيد كه
اين ملت بعد از جريان فتنه نه دلبستهي شما، نه احمدينژاد و نه هر كس ديگري هستند.
الا «ولايت».
مجتبی محمدی نژاد
کاردانی نرم افزار